20:15 | ۱۴۰۵/۰۴/۱۸
قیمت لحظه‌ای
تحلیل و یادادشت امروز ۱۱۴ بازدید ۰ نظر

سرداری که در آغوش خانه، به آسمان پر کشید

حماسه ایستادگی، روایت سرداری که میان مردم ماند

حماسه ایستادگی، روایت سرداری که میان مردم ماند
روایت مردی که ایستاده رفت؛ سرداری که در هجوم تهمت‌های دشمن، خانه را سنگر کرد، جان را سپر امنیت ایران ساخت و با نثار خون خود و خانواده‌اش، پیوند ناگسستنی‌اش را با مکتب امام حسین (ع) و محبت بی‌پایانش به مردم را تا ابد مهر تأیید زد.

به گزارش اکواقتصاد، تاریخ ایران زمین، همواره آینه دار مردان و زنانی بوده است که جان خویش را در طبق اخلاص نهاده اند تا نام ایران و پرچم اسلام همواره سرافراز بماند. در این میان، نام شهید والامقام، آن سردار مقاومت و خدمت، چون ستاره ای در آسمان سیاست و جهاد می‌درخشد. او مردی بود که هویت ایرانی و مکتب اسلام را در تار و پود وجود خود داشت. وی نه تنها رهبر کشور و یک فرمانده نظامی، بلکه معلمی برای نسل های آینده بود؛ کسی که تمام توان خود را برای پرورش نیروهایی به کار گرفت تا از مرزهای جغرافیایی و مرزهای اعتقادی ایران عزیز دفاع کنند. برای او، ایران نه یک سرزمین که یک خانه و یک آرمان مقدس بود.

دشمنان کینه توز ایران که سال ها از درایت و نفوذ کلام او در هراس بودند، با انواع تهمت ها و دروغ ها به جنگ او آمدند. آن ها که تاب تحمل عزت او را نداشتند، دستگاه های تبلیغاتی خود را به کار انداختند تا چهره این سرباز فداکار را نزد ملت تخریب کنند. دشمنان مدام در رسانه های خود تکرار می کردند که رهبر جبهه مقاومت، رهبر ایران فرار کرده است؛ آن ها به دروغ می گفتند او در عمق ده ها طبقه زیر زمین پنهان شده است؛ مدعی بودند او ثروت کلان مردم را برداشته و به روسیه و دیگر کشورها گریخته است تا با خیال راحت زندگی کند. اما حقیقت، در یک شب تلخ و فراموش نشدنی بر همگان آشکار شد و پوشالی بودن ادعاهای دشمنان را به اثبات رساند.

آن شب، لحظه آزمون بزرگ بود. به او اطلاع دادند که دشمن قصد حمله دارد و راه امنی برای خروج از محل زندگی وجود دارد. به او گفتند که باید خانه را ترک کند تا از خطرات احتمالی در امان بماند. اما او که سال ها در میدان های خطر زیسته بود، پاسخی داد که در تاریخ این مرز و بوم ماندگار شد. او با صلابت تمام گفت: اگر من بروم، رزمنده های ما هم نمی مانند. آن ها با خود می گویند رهبر ما نماند و رفت، پس چرا ما بمانیم؟ او نرفت تا ثابت کند در مکتب شیعه، فرمانده جلوتر از لشکر حرکت می کند. او نرفت تا نشان دهد اقتدار ایران، با جان و آبروی مسئولان آن گره خورده است. او نه تنها فرار نکرد، بلکه کنار خانواده خود در محل کار و زندگی باقی ماند.

او در آن ساعت سرنوشت ساز، خانواده خود را نیز فدای هدف والای دفاع از ایران کرد. شهادت نوه چهارده ماهه او در این مسیر، نشان داد که دشمن چقدر در برابر این سردار درمانده شده بود که حتی به یک کودک خردسال هم رحم نکرد. او درست همان طور که قلبا آرزو داشت، مانند خاندان حضرت زهرا (س) به شهادت رسید. او سال ها در آرزوی کربلا می سوخت؛ کسی که شصت و نه سال از قافله عشق جا مانده بود، سرانجام در مسیری قدم نهاد که به اوج وصال ختم شد.

تشییع پیکر او در نجف و کربلا، غوغایی به پا کرد که تاریخ کم تر به یاد دارد. بیش از هفت میلیون نفر در این دو شهر مقدس گرد آمدند تا با پیکر سرداری وداع کنند که تا ساعت سه نیمه شب، در حرم امام حسین (ع) و حضرت علی (ع) حضور داشت. این جمعیت میلیونی، پاسخی دندان شکن به همه آن هایی بود که سعی داشتند جایگاه او را در میان مردم تضعیف کنند. نجف و کربلا شاهد بودند که چگونه مردم، عاشقانه مردی را بر دوش گرفتند که تمام عمر، دغدغه ایران و مردمش را داشت.

او امروز به مشهد بازگشته است؛ به زادگاه خود، به خانه ای که سال ها از آن دور بود. این بازگشت، نه فقط بازگشت یک شهید، که بازگشت نماد وفاداری به امام خامنه ای، آن حضرت ماه است. او که خود را وقف کرده بود، تا آخرین لحظه به رهبر خود وفادار ماند و با خون خود ثابت کرد که «حضرت آقا» تنها نیست و سربازانش تا پای جان بر عهد خود باقی می مانند.

نکته ای که باید در روحیه آن شهید عزیز برجسته کرد، محبت بیکران او بود. او همواره با قلبی سرشار از صفا می گفت: «من همه شما را دوست دارم و برای همه شما دعا می کنم». این جمله، چکیده ای از مرام او بود؛ مردی که با وجود تمام سختی ها و فشارها، ذره ای از مهرش به مردم کم نشد. او برای همه مردم ایران، فارغ از هر نگاهی، دعا می کرد و آن ها را فرزندان ایران می دانست. او خدمت را نه برای دیده شدن، بلکه برای سربلندی ایرانی که به آن عشق می ورزید، انجام می داد.

او با شهادت خود، نقشه های دشمنان را نقش بر آب کرد. تهمت هایی که درباره خروج از کشور و جمع آوری ثروت زده بودند، با ریخته شدن خون او در همان خانه ساده و در همان محل کار، دروغ بودنشان اثبات شد. دشمنان فکر می کردند با کشتن او، راهش متوقف می شود، اما شهادت او، جان تازه ای به جبهه مقاومت بخشید.

ای شهید راه وطن! تو رفتی اما راه تو باقی است. تو به ما یاد دادی که عزت ایران، فروشی نیست. تو به ما آموختی که در برابر آمریکا و اسرائیل، تنها راه نجات، ایستادگی است. تو حتی با نحوه شهادت خود، به تمام مسئولان درس شرافت دادی؛ درسی که می گوید مسئولان ایران باید در سختی و آسانی، در کنار مردم و در میدان عمل باشند.

نام تو در کتاب قهرمانان ایران، در کنار بزرگانی که برای سربلندی این خاک جان دادند، ثبت شد. ایران به داشتن چنین فرزندانی افتخار می کند؛ فرزندی که نه پول پرست بود، نه اهل فرار و نه بنده قدرت. او بنده خدا بود و عاشق ایران. روحش شاد و راهش همواره پررهرو باد. اکنون که به خانه خود در مشهد بازگشته ای، بر این خاک قدم بگذار که تو، فاتحِ دل های مردم این سرزمینی. راهت پرنور که تو، چراغِ هدایتِ نسل هایِ آینده خواهی بود.

نظرات (۰)

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!

ثبت نظر جدید

نظرات پس از تأیید نمایش داده می‌شوند.
منوی اصلی
قیمت‌های لحظه‌ای