به گزارش اکو اقتصاد، در هفتههای اخیر، همزمان با افزایش بحثها درباره سیاستهای پولی و نرخ سود بانکی، بار دیگر این پرسش در میان فعالان بازار سرمایه مطرح شده است که چرا رشد نرخ سود معمولاً به زیان بورس تمام میشود و آیا افزایش نرخ ارز میتواند این اثر منفی را خنثی کند؟
نرخ سود بدون ریسک یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر ارزشگذاری سهام است. زمانی که بانکها سود بالاتری برای سپردههای بانکی پرداخت میکنند، بخشی از سرمایهگذاران ترجیح میدهند منابع خود را به جای بازار سهام، در گزینهای با بازده مشخص و ریسک بسیار پایین سرمایهگذاری کنند. این جابهجایی نقدینگی معمولاً موجب کاهش ورود پول به بورس و افت تقاضا برای خرید سهام میشود.
افزایش نرخ سود تنها به خروج نقدینگی از بازار سرمایه محدود نمیشود. در مدلهای ارزشگذاری مالی نیز نرخ بهره نقش تعیینکنندهای دارد. هرچه نرخ سود بدون ریسک افزایش یابد، نرخ تنزیل جریانهای نقدی شرکتها نیز بالاتر میرود و در نتیجه ارزش ذاتی سهام کاهش پیدا میکند. به همین دلیل معمولاً در دورههایی که نرخ بهره رشد میکند، نسبت قیمت به سود (P/E) بازار نیز تحت فشار قرار میگیرد و سرمایهگذاران حاضر نیستند همان ضرایب قبلی را برای خرید سهام پرداخت کنند.
براساس این گزارش، افزایش نرخ ارز میتواند بخشی از این فشار را جبران کند. این موضوع تا حد زیادی به ساختار درآمدی شرکتها بستگی دارد. شرکتهای صادراتمحور یا بنگاههایی که محصولات خود را بر مبنای نرخهای جهانی و ارز به فروش میرسانند، معمولاً از رشد نرخ دلار منتفع میشوند؛ زیرا درآمد ریالی آنها افزایش پیدا میکند و در صورت کنترل هزینهها، سودآوری بهبود مییابد.
با این حال، تحلیلگران تأکید میکنند که رشد نرخ ارز همیشه به معنای افزایش سود شرکتها نیست. افزایش قیمت دلار معمولاً با رشد هزینه مواد اولیه، حملونقل، دستمزد، انرژی و سایر هزینههای تولید همراه میشود. بنابراین بخشی از مزیت ناشی از رشد درآمد، به مرور زمان تحت تأثیر افزایش هزینهها قرار میگیرد و اثر خالص آن به شرایط هر صنعت و توان شرکت در انتقال هزینهها به قیمت فروش بستگی دارد.
از سوی دیگر، حتی اگر سودآوری شرکتها به واسطه رشد نرخ ارز افزایش یابد، بالا بودن نرخ سود بدون ریسک همچنان میتواند مانعی برای رشد قابل توجه قیمت سهام باشد. تجربه بازار سرمایه نشان داده است که در دورههای نرخ بهره بالا، سرمایهگذاران برای پذیرش ریسک بازار سهام، بازده مورد انتظار بیشتری مطالبه میکنند و همین موضوع باعث میشود ارزشگذاری شرکتها با احتیاط بیشتری انجام شود.
یکی دیگر از برداشتهای رایج در میان برخی سرمایهگذاران، تأثیر افزایش ارزش داراییهای شرکتها بر قیمت سهام است. افزایش قیمت زمین، ساختمان، ماشینآلات یا سایر داراییها اگرچه میتواند ارزش دفتری شرکت را افزایش دهد، اما الزاماً به رشد قیمت سهام منجر نمیشود. بازار سرمایه بیش از هر چیز به سودآوری پایدار، جریان نقدی آینده و توان شرکت در خلق ارزش برای سهامداران توجه دارد. داراییهایی که درآمدی برای شرکت ایجاد نمیکنند، معمولاً اثر محدودی بر ارزشگذاری سهام خواهند داشت؛ مگر آنکه برنامهای برای بهرهبرداری، فروش یا تجدید ارزیابی آنها وجود داشته باشد.
بر این اساس، اثر نرخ سود بر صنایع مختلف یکسان نیست. صنایع بانکی، بیمهای و برخی شرکتهای سرمایهگذاری ممکن است از تغییرات نرخ بهره آثار متفاوتی بپذیرند، در حالی که صنایع صادراتمحور مانند پتروشیمیها، فلزیها و معدنیها بیش از سایر گروهها تحت تأثیر نرخ ارز قرار دارند. به همین دلیل، تحلیل بازار تنها با اتکا به یک متغیر امکانپذیر نیست و باید مجموعهای از عوامل از جمله نرخ سود، نرخ ارز، تورم، قیمتهای جهانی و سیاستهای اقتصادی به صورت همزمان مورد بررسی قرار گیرد.
در مجموع، افزایش نرخ سود بانکی معمولاً جذابیت سرمایهگذاری در بازار سهام را کاهش میدهد و از طریق خروج بخشی از نقدینگی و افت نسبتهای ارزشگذاری، فشار مضاعفی بر بورس وارد میکند. هرچند رشد نرخ ارز میتواند برای برخی شرکتها بهویژه صادرکنندگان فرصت افزایش درآمد و سودآوری ایجاد کند، اما این عامل به تنهایی قادر نیست آثار منفی نرخ بهره بالا را به طور کامل خنثی کند. از این رو، پایداری روند صعودی بورس، علاوه بر رشد سود شرکتها، به کاهش تدریجی نرخ سود بدون ریسک و ایجاد تعادل میان بازار پول و بازار سرمایه نیز وابسته خواهد بود.
نظرات (۰)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید