به گزارش اکو اقتصاد، ارکستر «نوای آفتاب» به سرپرستی و رهبری امین سالمی سال ۱۴۰۰ تاسیس شد و سال ۱۴۰۲ با مجوز دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت رسمی خود را آغاز کرده است، این ارکستر در ادامه مسیر ارکستر «آکادمیک تهران» است که سال ۱۳۸۷ توسط امین سالمی تأسیس شد و به اجرای کنسرتهای متنوع در تهران پرداخت اما سال ۱۳۹۴ تعطیل شد.
ارکستر «نوای آفتاب» متشکل از ۶۰ نوازنده سازهای ایرانی و غربی است و قابلیت اجرای آثار موسیقی ایرانی، کلاسیک و پاپ را دارد و تاکنون کنسرتهای مختلفی همچون «خلوتگه خورشید» با خوانندگی مهیار شادُروان، ۵۰ سال عاشقانههای موسیقی ایران با خوانندگی امیر رفعتی، «موسیقی فیلمهای ایران و جهان یک و ۲»، «سفر به دهه شصت» (به صورت بیکلام) و کنسرتهایی را به خوانندگی حمید حامی و محمدرضا منصوری (با آثار زنده یاد همایون خرم و بابک زرین) برگزار کرده و در رویدادهای مختلفی همچون جشنواره موسیقی فجر (سال ۱۴۰۳) نیز حضور داشته است.
این ارکستر قرار است ۱۲ آذرماه امسال پس از بیش از یک سال وقفه، با همراهی سه خواننده، کنسرتی را برگزار کند، این کنسرت متشکل از سه بخش؛ بازخوانی قطعات پاپ قدیمی، موسیقی پاپ امروز و موسیقی ترکی و آذری است. بر این اساس با امین سالمی آهنگساز، سرپرست و رهبر ارکستر «نوای آفتاب»، درباره فعالیتهای ارکستر، چگونگی برگزاری کنسرت پیش رو، مشکلات و چالشهای برگزاری کنسرت ارکسترهای خصوصی و دلایل استقبال کمتر از آثار بیکلام گفت و گو کردهایم که در ادامه میآید.
ارکستر «نوای آفتاب» از چه زمانی فعالیت میکند و آیا توانسته است مخاطبان مستقل خود را پیدا کند؟
«نوای آفتاب» از سال ۱۴۰۰ با این نام فعالیت میکند اما عمر اصلی گروه به حدود ۱۸ سال میرسد. در این مدت، با اجراهای مختلف و به تدریج توانستهایم مخاطبان خودمان را پیدا کنیم. اکنون افرادی هستند که بدون آنکه نام خواننده خاصی در کنار نام ارکستر قرار گرفته باشد، پیگیر اجراهای بعدی ما هستند و درباره زمان و محتوای برنامهها سوال میکنند. این برای من نشانه شکلگیری جایگاه مستقل ارکستر است.
انتظار ندارم برای این مسیر مدالی به من بدهند یا کسی از من تقدیر ویژهای کند. وظیفه من این است که ارکستر داشته باشم، اجرای خوب ارائه کنم و کاری کنم مخاطبی که به سالن میآید، با رضایت از آن خارج شود. خوشبختانه کیفیت اجراهای ما در مقایسه با برنامههای قبلی بهتر شده و بازخورد مخاطبان نیز این موضوع را نشان میدهد.
از سال ۱۳۸۷ که فعالیت ارکستر را آغاز کردیم، خوانندگان مختلفی نخستین تجربه ارکسترال خود را با ما پشت سر گذاشتهاند. از جمله حمید خزاعی، امیر رفعتی و شهریار بلوچستانی از هنرمندانی بودند که در مقاطعی چنین تجربهای را با ما داشتند. در این دوره نیز خوشحالم که فرصت همکاری با خوانندگانی را داریم که میخواهند مسیر صحنه را جدیتر دنبال کنند.
ارکستر «نوای آفتاب» پس از بیش از یک سال وقفه، ۱۲ آذرماه به صحنه بازمیگردد. درباره این اجرا و تغییراتی که در ترکیب ارکستر ایجاد شده است، توضیح دهید.
آخرین کنسرت ارکستر «نوای آفتاب» چهاردهم شهریور ۱۴۰۴ برگزار شد. پس از آن، شرایط کشور به گونهای پیش رفت که امکان برگزاری برنامههای پیشبینیشده، وجود نداشت. برای سال ۱۴۰۴ برنامهریزیهایی انجام داده بودیم و قرار بود پس از کنسرت چهاردهم شهریور، پنج کنسرت دیگر با تعریفهای متفاوت داشته باشیم اما متأسفانه همه آنها لغو شد.
ارکستر طی پنج سال گذشته مسیر تکاملی خود را طی کرده و اکنون به مرحلهای رسیدهایم که میتوانیم بر اساس تعریف هنری و ژانر موردنظرمان برنامهریزی کنیم. تغییرات اجرای پیشرو نیز متناسب با فضای موسیقایی انتخاب شده است، نه اینکه تحول بنیادینی در ساختار ارکستر رخ داده باشد.
ترکیب نوازندگان این اجرا با برخی اجراهای گذشته تفاوت دارد؛ تعدادی از نوازندگان پیشین در این برنامه حضور ندارند و در مقابل، چند نوازنده و تکنواز به مجموعه اضافه شدهاند. همچنین نوازندگی سینتیسایزر نیز در ترکیب جدید پیشبینی شده است.
در کنسرت پیشرو چه نوع موسیقیهایی ارائه میشود و چرا تصمیم گرفتید سه فضای موسیقایی متفاوت را در یک شب کنار هم قرار دهید؟
کنسرتهایی را سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ به صورت بیکلامی برگزار کردیم. حذف خواننده از اجرا باعث شد نوازندگان به جای قرار گرفتن در پسزمینه صدای خواننده، تمام ظرفیت اجرایی خود را نشان دهند. این تجربه اعتماد به نفس نوازندگان را افزایش داد و توانایی آنها را در اجرای قطعات پیچیدهتر آشکار کرد.
در اجرای دوازدهم آذر، سه فضای موسیقایی متفاوت را در یک شب تجربه خواهیم کرد. بخش نخست به بازخوانی قطعات پاپ قدیمی اختصاص دارد؛ بخشی که پیشتر نیز تجربه کرده بودیم اما این بار با رویکردی تازهتر و تنظیمهایی بهروزتر، در کنار حفظ حالوهوای خاطرهانگیز قطعات اجرا میشود.
بخش دوم به موسیقی پاپ امروز اختصاص دارد و در این بخش مسیر ارکستر در زمینه موسیقی پاپ ادامه پیدا میکند. بخش سوم نیز موسیقی ترکی و آذری است. در هر سه بخش، نوع تنظیم، آرشهکشی سازهای زهی، شیوه اجرا و حتی صدادهی ارکستر با یکدیگر تفاوت خواهد داشت.
برایم جذاب است که بتوانیم در یک شب سه نوع صدادهی متفاوت از ارکستر ارائه کنیم. مخاطب در یک اجرای متعارف ممکن است از ابتدا تا انتها یک ژانر را بشنود اما در این برنامه قرار است جهانهای موسیقایی متفاوتی را تجربه کند. تنوع قطعات میتواند از یکنواخت شدن فضای سالن جلوگیری کند؛ همان طور که در اجراهای موسیقی فیلم نیز با انتخاب آثاری از کشورها و فرهنگهای مختلف، چنین تجربهای برای مخاطب ایجاد میشد.
چرا برای این کنسرت سه خواننده انتخاب کردهاید و هر کدام چه بخشی از اجرا را بر عهده دارند؟
در بخش بازخوانی قطعات پاپ قدیمی، مهیار فاضلی حضور دارد؛ خوانندهای که توانایی خوبی در بازخوانی قطعات دارد. پس از بازگشت او به ایران، برای همکاری با او گفتوگو کردیم. یکی از ویژگیهای مهم فاضلی این است که با حفظ ظرافتها و اصول هر قطعه، آن را با لحن و تکنیک خودش اجرا میکند و صرفا از خواننده اصلی تقلید نمیکند. قطعات انتخابشده برای او در تمرینهای انجامشده به خوبی پیش رفتهاند و بازخوانی آنها با همکاری من و دیگر اعضای گروه در حال آمادهسازی است.
حسین کیان در بخش موسیقی پاپ حضور دارد. او پیشتر چندین اثر منتشر کرده اما این نخستین تجربه اجرای صحنهای او به عنوان خواننده است. قرار است ۶ قطعه از آثارش در این برنامه اجرا شود. با توجه به اینکه نسخههای موجود برای ضبط استودیویی تنظیم شدهاند، باید دوباره برای ارکستر و سازهای حاضر در این مجموعه تنظیم شوند تا به فضای موسیقی پاپ ارکسترال نزدیک شوند.
حدود یک سال است که کیان را میشناسم و توانایی او را در اجراهای حضوری و غیررسمی دیدهام. خواننده خوب کم نداریم اما خوانندهای که بتواند به صورت فعال و مستمر در عرصه اجرا حضور داشته باشد، کمتر شده است. صدایی که از کیان میشنویم، صدای واقعی خودش است و به اتکای دستکاریهای سنگین استودیویی ساخته نشده است.
محمد عظیمی نیز خواننده بخش موسیقی ترکی و آذری است. آقای اسماعیل آقازاده او را به من معرفی کرد. پس از شنیدن آثارش، توانایی او در اجرای درست موسیقی آذری برایم روشن شد و تصمیم گرفتیم تعدادی از قطعات قدیمی ترکی و آذری را با صدای او بازخوانی کنیم. این آثار نیز باید متناسب با ترکیب و صدادهی ارکستر نوای آفتاب تنظیم شوند.
آیا همکاری با این سه خواننده در اجراهای بعدی نیز ادامه خواهد داشت؟
برنامه ما این است که پس از اجرای پیشرو، مسیر هر یک از خوانندگان به تدریج مستقلتر شود. برای مهیار فاضلی، علاوه بر بازخوانی آثار قدیمی، قطعاتی اختصاصی آماده خواهیم کرد تا در اجراهای بعدی بتواند آثار خودش را نیز ارائه دهد.
برای حسین کیان در حال آمادهسازی یک گروه پاپ هستیم تا پس از اجرای دوازدهم آذر بتواند فعالیت صحنهای خود را با این گروه ادامه دهد. اجرای ارکسترال هم از نظر هزینه و هم از نظر زمان آمادهسازی، فرایندی دشوار است و نمیتوان در فاصلههای کوتاه، برنامههای متعدد با قطعات متفاوت برگزار کرد. در نظر داریم در طول سال، یک یا دو بار نیز با ارکستر برای او برنامهریزی کنیم.
برای محمد عظیمی نیز باید به تدریج ترکیب ارکستر را با نیازهای موسیقی ترکی و آذری هماهنگ کنیم و سازهای متناسب با این فضا را به مجموعه بیفزاییم. اضافه کردن نوازندگان جدید بدون فرصت کافی برای تمرین و هماهنگی میتواند ریسک اجرایی داشته باشد؛ بنابراین، گسترش برنامهها باید با بررسی دقیقتر و در فرصت مناسب انجام شود.
نقش ارکستر در معرفی خوانندگان و فراهم کردن فرصت برای آغاز فعالیت صحنهای آنها چیست؟
خوانندگان باید از مقطعی فعالیت رسمی خود را آغاز کنند و من برای خودم این وظیفه را قائلم که اگر هنرمندی توانایی و علاقه لازم را داشته باشد، برای آغاز مسیر اجرایی با او همکاری کنم. البته این به معنای آن نیست که هر کسی صرفا با درخواست اجرا وارد ارکستر شود؛ توانایی هنری و آمادگی لازم باید وجود داشته باشد. معرفی یک خواننده کمتر شناختهشده به مخاطب نیز به تبلیغات و هزینه بیشتری نیاز دارد و بازگشت این هزینهها به حمایت مخاطبان وابسته است.
مسیر این ارکستر صرفاً تجاری نیست. قرار نیست هر کسی که در این مسیر همکاری میکند، با این تصور وارد شود که سرمایهاش به سرعت چند برابر خواهد شد. هدف ما این است که کار خوب ارائه کنیم و خوراک شنیداری باکیفیتی در اختیار مخاطب قرار دهیم. درآمدزایی اهمیت دارد اما نمیخواهیم تمام مسیرمان را بر اساس پول تعریف کنیم؛ دغدغه اصلی ما کیفیت اجرا و تجربه موسیقایی مخاطب است.
پس از بیش از یک سال وقفه، مهمترین مشکلاتی که برای بازگشت ارکستر به صحنه با آن مواجه شدید، چه بود؟
پس از چهاردهم شهریور ۱۴۰۴، با شرایط تازهای در زمینه اجاره سالن مواجه شدیم. برخی سالنها دیگر امکان برگزاری کنسرت را فراهم نمیکنند و در مواردی نیز قیمت اجاره به اندازهای افزایش یافته که حتی با فروش تمام بلیتها، درآمد حاصل هزینه سالن را پوشش نمیدهد؛ چه برسد به هزینه تبلیغات، دستمزد نوازندگان، تمرینها و دیگر مخارج اجرا.
مشخص نیست قیمتگذاری سالنها بر چه مبنایی انجام میشود. در برخی موارد، سالن با رقمی اجاره داده میشود که حتی فروش تمام صندلیهای آن نیز هزینه اجاره را تأمین نمیکند. علاوه بر این، هزینه تجهیزات به صورت جداگانه محاسبه میشود؛ برای صدا، نور، نمایشگر و خدمات پشتصحنه باید مبالغ دیگری پرداخت کرد و مجموع این هزینهها برگزاری کنسرت را بسیار دشوار میکند.
برای ژانرهایی که ما اجرا میکنیم، سالن مناسب به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسد. بعضی سالنها ظرفیت کمی دارند، برخی صحنه کوچکی دارند و در بعضی دیگر اساسا امکان اجرای ارکسترال فراهم نیست یا تنها برای یک ژانر خاص برنامهریزی میشود. در نتیجه، گروهها ناچارند با تعداد محدودی از سالنهای موجود کار کنند.
نمیتوانیم تا ابد به دلیل ترس از بازنگشتن سرمایه، اجرا نکنیم. بیش از یک سال صبر کردیم اما آیا یک یا دو ماه دیگر شرایط تغییر میکند یا نهادی برای حمایت از ما وارد میدان میشود؟ در حدود ۱۵ سال فعالیت اجراییام، حمایت مؤثری از ارکستر خصوصی ندیدهام و حتی همکاری با سالنهای دولتی نیز لزوما به معنای برخورداری از شرایط مالی مناسب نبوده است.
آیا ارکسترهای خصوصی میتوانند با جذب حامی مالی از این مشکلات عبور کنند؟
معمولا از ارکستر خصوصی انتظار میرود خودش حامی مالی پیدا کند اما اکنون شرکتها و مجموعههایی که امکان حمایت دارند نیز با احتیاط عمل میکنند و پاسخ بسیاری از رایزنیها این است که باید منتظر ماند تا شرایط روشن شود. در چنین وضعیتی، اگر قیمت بلیت را پایین نگه داریم، هزینهها تامین نمیشود و اگر قیمت را افزایش دهیم، بخشی از مردم توان خرید بلیت را نخواهند داشت.
اینکه یک مجموعه برای فروش بلیت کنسرت به روش قسطی روی بیاورد، نشان میدهد فعالیت فرهنگی و هنری تا چه اندازه با کمبود حمایت مواجه شده است. با این حال، هنرمند نمیتواند صرفاً به دلیل نبود حمایت یا احتمال بازنگشتن سرمایه، کارش را متوقف کند.
اجرای پیشرو با حمایت اسماعیل آقازاده در حال برگزاری است و امیدوارم این حمایت به همین یک اجرا محدود نماند. بلیتهای این کنسرت در بازه قیمتی حدود ۵۰۰ هزار تومان تا ۲ میلیون تومان عرضه میشوند و مذاکرههایی نیز برای تأمین تبلیغات اجرا در جریان است.
شما پیشتر اجراهای بیکلام و موسیقی فیلم را نیز تجربه کردهاید. چرا به نظر میرسد اجراهای بیکلام کمتر مورد استقبال قرار میگیرند؟
اجرای باکلام و بیکلام دو دنیای متفاوت هستند و نمیتوانم یکی را به صورت مطلق به دیگری ترجیح بدهم. اجرای بیکلام برای نوازندگان دشوارتر است؛ زیرا دقت و تمرکز بالاتری میطلبد و تمام جزئیات موسیقی باید به درستی اجرا و شنیده شود. در اجرای باکلام، بخش مهمی از ارتباط با مخاطب بر عهده خواننده است اما در اجرای بیکلام، ارکستر باید بار اصلی انتقال حس و معنا را بر دوش بکشد.
در حال حاضر تمایل چندانی به تکرار همان مسیر ندارم؛ زیرا حتی بخشی از مخاطبان حرفهای موسیقی نیز استقبال چندانی از تکرار آن نشان ندادهاند. به نظر میرسد گوش مخاطب امروز به حضور خواننده عادت کرده است و در بسیاری از موارد، موسیقی بدون کلام به اندازه موسیقی باکلام مورد توجه قرار نمیگیرد.
زمانی که موسیقی فیلم تا حد زیادی از فضای اجراها کنار رفته بود، من و محمدرضا آقایی تصمیم گرفتیم دوباره به این حوزه بپردازیم. در ابتدا با نگاه انتقادی روبهرو شدیم اما پس از استقبال مخاطبان، ارکسترهای دیگری نیز اجرای موسیقی فیلم را در برنامههای خود قرار دادند.
از این اتفاق خوشحالم؛ چون هدف ما این نبود که ادعای بنیانگذاری این حوزه را داشته باشیم. موسیقی فیلم پیش از ما نیز اجرا شده بود و ما تلاش کردیم مسیری را که کمرنگ شده بود، دوباره زنده کنیم.
انتخاب مسیر تازه برای اجراهای بیکلام آسان نیست. اجرای قطعات پاپ بدون کلام، در بسیاری از موارد جذابیت کمتری برای مخاطب دارد؛ زیرا شنونده با شعر و کلام اثر ارتباط برقرار میکند. از سوی دیگر، موسیقی کلاسیک نیز در حوزه فعالیت ارکسترهای تخصصی خود قرار دارد. در چنین شرایطی، باید به دنبال تعریفهای تازه و متناسب با تواناییهای ارکستر باشیم.



نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید