به گزارش اکو اقتصاد، نیمهشب است، چراغها خاموش شدهاند اما نور آبی و خیرهکننده نمایشگر، اتاق را روشن نگه داشته است. انگشت شست با حرکتی مکانیکی و ناخودآگاه، صفحه را به بالا میکشد، یک ویدئوی ۱۰ ثانیهای طنز، یک صحنه دراماتیک، یک خبر جنجالی و دوباره حرکتی دیگر، چشمان خسته به دنبال جرقهای تازه میگردند و مغز در حبابی از رخوت و بیقراری شناور است. قصد توقف دارد اما فرمانی برای کنار گذاشتن گوشی صادر نمیشود.
این حس کرختی و افت کارایی ذهن، توهم نیست، دادهها حاکی از آن است که میانگین تمرکز پیوسته انسان بر صفحات نمایش از دو و نیم دقیقه در سال ۲۰۰۴، به حدود ۴۷ ثانیه در سالهای اخیر سقوط کرده است.
پوسیدگی مغز چیست و با ذهن ما چه میکند؟
اصطلاح پوسیدگی مغز Brain Rot که در سال ۲۰۲۴ بازتاب گستردهای در ادبیات عمومی پیدا کرد، پیشینهای کهنتر دارد. هنری دیوید ثورو در سال ۱۸۵۴ در کتاب والدن با نگاهی نقادانه به گرایش جامعه به سستی فکری و گریز از تفکر عمیق اشاره کرده بود. با این حال، نسخه امروزی این مفهوم مستقیما محصول همنشینی با پلتفرمهای تعاملی جدید است.
پوسیدگی مغز مجموعهای مشخص از نشانگان زوال شناختی و هیجانی است. زمانی که ذهن ساعتها بدون تعامل فکری پویا، محتوای سبک و گذرا را میبلعد، نشانههایی چون افت چشمگیر استقامت ذهنی در مطالعه، دشواری در شنیدن مکالمات طولانی و احساس پوچی پس از استفاده از گوشی رخ میدهد.
چرا نمیتوانیم از گوشی دل بکنیم
احساس سرزنش خود به دلیل نداشتن اراده کافی، بخش پنهان این بحران را نادیده میگیرد. پلتفرمهای پرطرفدار دیجیتال فضاهایی خنثی نیستند، بلکه سازههایی روانشناختی بر پایه اقتصاد توجه به شمار میروند. طراحان حوزه فناوری، با الگوبرداری از برنامه تقویت نسبت متغیر یعنی همان مکانیزمی که ماشینهای قمار را اعتیادآور میسازد کاربر را در وضعیت انتظار پیوسته نگه میدارند. در این مواقع مشخص نیست که در پیمایش بعدی چه محتوایی غافلگیرکننده خواهد بود.
در رسانههای قدیمی مثل کتاب و تلویزیون، رسیدن به انتهای صفحه یا پایان برنامه، یک زنگ تفریح طبیعی برای مغز بود. اما اسکرول بیپایان شبکههای اجتماعی این ترمز طبیعی را برداشته تا جایی که آزا راسکین، طراح همین ایده، بعدها از ساخت آن پشیمان شد. حالا برنامهها فقط تلاش میکنند با نشان دادن ویدئوها و اخبار شوکهکننده یا عصبانیکننده، ما را ساعتها درگیر نگه دارند و برایشان مهم نیست که تمرکز و آرامش فکری ما در این میان از دست میرود.
گوشی چگونه سیمکشی مغز ما را دستکاری میکند
دکتر نورا ولکوف، دانشمند علوم اعصاب، در پژوهشهای خود پیرامون مدارهای پاداش نشان میدهد که قرار گرفتن پیاپی در معرض محرکهای تازه، سیلانی از دوپامین را در ناحیه هسته اکومبنس ترشح میکند. این دوپامین، ماده میل و عطش برای پاداش بعدی است. در مواجهه مزمن با این بمباران دوپامینی، مغز برای محافظت از خود، حساسیت گیرندههای D۲ را کاهش میدهد. در نتیجه این پدیده تحملپذیری، فعالیتهای معمول مانند گفتوگو یا مطالعه کتاب، بیمزه و کسالتبار جلوه میکنند.
همزمان، دکتر آنا لمبکه، روانپزشک و پژوهشگر تعادل لذت و رنج، تشریح میکند که مغز همواره در پی پایداری است لذا سرازیر شدن مداوم لذتهای آنی، نقطه پایهای روان را به سمت احساس ناراحتی و تحریکپذیری سوق میدهد. بیقراری به محض جدا شدن از تلفن همراه، پاسخ جبرانی سیستم عصبی به این عدم تعادل است.
علاوه بر این، دکتر گلوریا مارک از دانشگاه کالیفرنیا، ایروین، یادآور میشود که پردازش ذهن میان دو سامانه توجه بالا به پایین که ارادی، تمرکزگرا و متکی به قشر پیشپیشانی و توجه پایین به بالا که غیرارادی و در پاسخ به محرکهای پرزرقوبرق فعال میشود در جریان است. اسکرول مداوم، توجه واکنشی را تقویت و سامانه ارادی را منفعل و مستهلک میکند. با این حال، اصل انعطافپذیری عصبی نوروپلاستیسیته شمشیری دو لبه است به همان ترتیبی که این مسیرها در اثر استفاده نامناسب دگرگون شدهاند، با تمرین هدفمند بازسازیپذیرند.
از کجا بفهمیم گوشی به مغز و تمرکز ما آسیب زده است
با چند نشانه ساده در کارکرد ذهن و احساسات روزمره، میتوانید بفهمید گوشی چقدر روی شما اثر منفی گذاشته است:
علامتهای فکری و ذهنی: دیگر نمیتوانید حتی چند پاراگراف از یک کتاب یا مقاله را بخوانید، همیشه دنبال نسخههای خلاصه و کوتاه هستید، ایدههای نو و خلاقیت به ذهنتان نمیرسد و در طول روز مدام حواستان پرت میشود.
علامتهای روحی و رفتاری: تا گوشی از شما دور میشود احساس اضطراب و بیقراری میکنید، برای فرار از تنهایی یا بیحوصلگی فورا دست به گوشی میبرید و بعد از ساعتها چرخ زدن در اینترنت، حس پوچی، بیحالی و بیتفاوتی به سراغتان میآید.
اگر فقط ۳ یا ۴ مورد از این نشانهها را دارید، وقت آن رسیده که عادتهایتان را تغییر دهید. اما اگر این موارد در درس، کار یا روابط خانوادگی اختلال جدی ایجاد کردهاند، ماجرا یک زنگ خطر واقعی است.
برنامه هشتهفتهای برای نجات تمرکز و ذهن
کنار گذاشتن ناگهانی و همیشگی گوشی راهحل درستی نیست باید قدمبهقدم رابطه خود را با این ابزارها اصلاح کنیم:
هفته اول و دوم
شناخت و ریشهیابی: به بخش آمار گوشی بروید و دقیق ببینید چند ساعت در روز وقت میگذارید. مچ خودتان را بگیرید که دقیقا در چه لحظاتی سراغ گوشی میروید؟ آیا خستهاید؟ کار سختی دارید و میخواهید از آن فرار کنید؟ یا صرفا حوصلهتان سر رفته است؟
هفته سوم و چهارم
سخت کردن دسترسی به برنامهها: رنگ صفحه گوشی را سیاه و سفید یا خاکستری کنید تا جذابیتش کم شود. برنامههای اعتیادآور را از صفحه اصلی پاک کنید. شارژر را بیرون از اتاق خواب بگذارید و به خودتان قول دهید هر زمان دستتان ناخودآگاه سمت گوشی رفت، اول یک لیوان آب بخورید یا چند حرکت کششی ساده انجام دهید.
هفته پنجم تا هشتم
تمرین و بازسازی تمرکز: تمرین کنید روزی ۱۰ دقیقه بدون دست زدن به گوشی کتاب بخوانید و این زمان را آرامآرام به نیم ساعت برسانید. کارهای دستی و سرگرمکننده مثل نقاشی، باغبانی یا آشپزی را بدون تماشای ویدئو امتحان کنید. روزانه دستکم ۲۰ دقیقه در پارک یا فضای باز قدم بزنید تا خستگی مغز در طبیعت آرام بگیرد.
آیا ماجرا فقط یک عادت بد است یا ریشه عمیقتری دارد
گاهی اوقات ساعتها چرخ زدن در گوشی، راهی ناخودآگاه برای فرار از اضطرابهای پنهان، افسردگی یا حتی بیشفعالی و کمتوجهی در بزرگسالی است. متخصصان تأکید میکنند اگر بعد از چند هفته تلاش برای کم کردن استفاده از گوشی، باز هم احساس غم، بدخوابی و استرس شدید داشتید، بهتر است از یک روانشناس یا مشاور کمک بگیرید.
فراموش نکنید که بیحوصلگی و خستگی فکری شما نشانه بیعرضگی یا ضعف اراده نیست. مغز شما صرفا در برابر جذابیتهای بیپایان دنیای مجازی خسته شده است. با شناخت این حقهها، ایجاد مرزهای روشن در طول روز و کمک گرفتن از روشهای آرامسازی ذهن، میتوانید آرامش و تمرکز واقعی را دوباره به زندگیتان برگردانید.
منبع: ایرنا

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید