به گزارش اکواقتصاد، بازار سرمایه در نخستین روز هفته در حالی معاملات خود را دنبال کرد که همزمانی سیگنالهای ارزی و اخبار سیاسی، فضای تصمیمگیری معاملهگران را پیچیدهتر کرده است. در یک سوی معادله، رشد نرخ ارز و بهویژه افزایش نرخ حواله مرکز مبادله قرار دارد و در سوی دیگر، ریسکهای سیاسی همچنان بهعنوان مهمترین عامل محدودکننده تقاضا در بازار عمل میکنند.
با این حال، رفتار بازار در معاملات امروز نشان داد که در شرایط فعلی، متغیرهای بنیادی همچنان توان مقابله با بخشی از فشارهای سیاسی را دارند. بازار اگرچه با احتیاط و تردید حرکت کرد، اما در برابر اخبار منفی نیز واکنش شدیدی نشان نداد و جریان تقاضا پس از مقاطع کوتاه عرضه دوباره به بازار بازگشت.
یکی از نشانههای قابل توجه معاملات امروز، مقاومت بازار در برابر اخبار منفی بود. حتی انتشار خبرهایی درباره هدف قرار گرفتن یک نفتکش در جریان معاملات نیز نتوانست برای مدت طولانی روند بازار را معکوس کند و پس از یک دوره کوتاه افزایش عرضه، بار دیگر تقاضا در برخی نمادها تقویت شد.
دلار در برابر سیاست؛ کدامیک دست بالا را دارد؟
در هفتههای اخیر، رفتار بورس بیش از گذشته تحت تأثیر وزنکشی میان سه متغیر اصلی یعنی دادههای کدال، جریان ورود و خروج پول و نرخ ارز قرار گرفته است؛ متغیرهایی که در مقابل اخبار سیاسی، مسیر کوتاهمدت بازار را تعیین میکنند.
در معاملات امروز، رشد نرخ ارز و تغییرات نرخ حواله، یکی از مهمترین محرکهای بازار بود. افزایش نرخ حواله مرکز مبادله تا محدوده ۱۶۰ هزار تومان، از نگاه فعالان بازار میتواند سیگنالی مهم برای سودآوری شرکتهای صادراتمحور و همچنین ارزشگذاری بخشی از صنایع بورسی باشد.
این موضوع بهویژه از آن جهت اهمیت دارد که در سالهای گذشته، افزایش نرخ ارز در اقتصاد الزاماً به رشد سود شرکتها منجر نمیشد. سیاستهای ارزی دستوری و فاصله میان نرخ ارز بازار و نرخ تسعیر شرکتها باعث شده بود بخش قابل توجهی از اثر تورم و رشد نرخ ارز در صورتهای مالی شرکتها منعکس نشود.
اکنون اما تغییر رویکرد سیاستگذار ارزی و حرکت به سمت منطقیتر شدن نرخها، این امکان را ایجاد کرده است که رشد نرخ ارز با فاصله کمتری در درآمد و سود شرکتها منعکس شود.
چرا بازار همچنان ارزنده تلقی میشود؟
یکی از نکات مهم در تحلیل شرایط فعلی بورس، مقایسه وضعیت امروز با سالهای گذشته است. طی سالهای گذشته، رشد هزینههای تولید در بسیاری از صنایع با افزایش قیمت مواد اولیه، انرژی، دستمزد و سایر نهادهها همراه بود، اما در سمت درآمد، قیمتگذاری دستوری مانع انتقال کامل این افزایش هزینه به قیمت فروش میشد.
نتیجه چنین شرایطی، کاهش حاشیه سود شرکتها و افزایش فاصله میان ارزش واقعی بنگاهها و قیمت سهام آنها بود.
اما تغییر تدریجی سیاستهای ارزی و قیمتگذاری در ماههای گذشته، این روند را تا حدودی تغییر داده است. بر همین اساس، بخشی از فعالان بازار معتقدند رشد نرخ ارز در شرایط فعلی بیش از گذشته قابلیت انتقال به گزارشهای فروش و سود شرکتها را دارد.
از این منظر، افزایش نرخ ارز صرفاً یک متغیر تورمی نیست؛ بلکه میتواند در صورت تداوم سیاستهای فعلی، به عاملی برای بهبود درآمد اسمی شرکتها و افزایش جذابیت برخی صنایع تبدیل شود.
احتیاط در بازار افزایش یافته است
با وجود این سیگنالهای مثبت، بورس همچنان با یک مسئله مهم مواجه است: افزایش ریسک سیاسی و شکنندگی اعتماد معاملهگران.
رشد بازار در روزهای گذشته باعث شده بخشی از سرمایهگذاران در سود قرار بگیرند و همین موضوع حساسیت آنها نسبت به اخبار سیاسی را افزایش داده است. در چنین شرایطی، انتشار کوچکترین خبر مثبت یا منفی سیاسی میتواند بخشی از معاملهگران را به سمت شناسایی سود و عرضه سهام سوق دهد.
با این حال، تفاوت مهم بازار امروز با دورههای ریزشی گذشته این است که افزایش عرضه الزاماً به خروج گسترده پول منجر نمیشود. بخشی از سرمایهگذاران همچنان بازار سهام را نسبت به سایر گزینههای سرمایهگذاری، بازاری ارزانتر و دارای ظرفیت رشد میدانند.
از همین رو، انتظار میرود در روزهای آینده سرعت حرکت بازار نسبت به رالی قبلی کاهش پیدا کند و معاملات با احتیاط بیشتری دنبال شود، اما این موضوع لزوماً به معنای پایان روند صعودی نیست.
سناریوهای پیش روی بورس
بازار سرمایه در شرایط فعلی با چند سناریوی متفاوت روبهرو است. در یک سناریو، کاهش تنشهای سیاسی و حرکت به سمت توافق یا گشایشهای اقتصادی میتواند زمینه ورود نقدینگی بیشتر و رشد عمومی بازار را فراهم کند.
در سناریوی مقابل، تشدید تنشهای سیاسی و نظامی میتواند بار دیگر ریسک سیستماتیک را افزایش داده و فشار فروش را به کل بازار منتقل کند.
اما سناریوی میانه نیز اهمیت زیادی دارد؛ شرایطی که نه شاهد تشدید جدی درگیریها باشیم و نه کاهش معنادار ریسکهای سیاسی اتفاق بیفتد. در این وضعیت، رفتار صنایع و نمادها بیش از گذشته از یکدیگر فاصله خواهد گرفت.
در چنین شرایطی دیگر نمیتوان انتظار داشت تمام بازار همزمان رشد کند. ممکن است یک صنعت مانند فولاد یا پتروشیمی از رشد نرخ ارز و بهبود متغیرهای بنیادی منتفع شود، در حالی که صنعت یا شرکتی دیگر به دلیل ریسکهای خاص خود عملکرد ضعیفتری داشته باشد.
به همین دلیل، از این مرحله به بعد انتخاب سهم و صنعت اهمیت بیشتری نسبت به حرکت کلی شاخص پیدا خواهد کرد.
جریان پول؛ متغیر تعیینکننده هفتههای آینده
یکی از مهمترین متغیرهایی که باید در روزهای آینده مورد توجه قرار گیرد، رفتار جریان پول است. ورود نقدینگی طی هفتههای گذشته یکی از عوامل مهم حمایت از بازار بوده، اما احتمال دارد با افزایش احتیاط معاملهگران، سرعت ورود پول کاهش پیدا کند.
این کاهش سرعت، در صورت همراه شدن با افزایش نرخ حواله و بهبود گزارشهای شرکتها، الزاماً نشانه منفی محسوب نمیشود. حتی ممکن است بازار وارد مرحلهای شود که در آن صفهای خرید سریعتر عرضه شوند، تعداد نمادهای مثبت کاهش پیدا کند و رشد قیمتها با سرعت کمتری ادامه یابد. در چنین شرایطی، بازار از یک رالی عمومی و فراگیر به سمت بازاری انتخابمحور حرکت خواهد کرد.
شهریور؛ ماه مهم برای بازار
در کنار متغیرهای ارزی و سیاسی، پایان شهریور نیز میتواند یکی از چالشهای کوتاهمدت بازار باشد. احتمال افزایش شناسایی سود توسط برخی حقوقیها و فعالان بازار در پایان دوره، موضوعی است که میتواند طی دو هفته آینده بر عرضه و تقاضا اثر بگذارد. با این حال، وزن اصلی تحولات بازار همچنان بر دو محور قرار دارد: حرکت نرخ حواله و رفتار جریان پول.
در مجموع، معاملات امروز نشان داد بازار سرمایه در برابر ریسکهای سیاسی هنوز شکننده است، اما در عین حال نشانه مشخصی از خروج گسترده سرمایه یا پایان روند فعلی دیده نمیشود.
به نظر میرسد بورس در نیمه دوم شهریور وارد مرحلهای متفاوت شده است؛ مرحلهای که در آن سرعت رشد ممکن است کاهش یابد، اما فرصتهای سرمایهگذاری همچنان وجود دارند. در این فضا، برنده اصلی بازار کسی خواهد بود که به جای دنبال کردن صرف شاخص، بتواند اثر نرخ ارز، جریان پول، وضعیت بنیادی شرکتها و ریسکهای سیاسی را همزمان در تحلیل خود لحاظ کند.
بازار همچنان در حال وزنکشی است؛ اما این بار به نظر میرسد دلار و متغیرهای بنیادی، حداقل در معاملات امروز، دست بالاتری نسبت به اخبار سیاسی داشتهاند.
فاطمه حاج علی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید