به گزارش اکواقتصاد، محمد مظاهری، رئیس هیئتمدیره باروک، در نشست تخصصی «اعتبار؛ موتور رشد فروش» که در حاشیه هشتمین نمایشگاه صنعت پخش در مرکز همایشهای بینالمللی ایرانمال برگزار شد، به بررسی چالشهای تامین مالی زنجیره توزیع و ضرورت استفاده از فناوری و داده برای بازتعریف اعتباردهی به کسبوکارها پرداخت.
مظاهری با اشاره به شرایط تورمی اقتصاد ایران اظهار کرد: یکی از مهمترین چالشهای فعالان زنجیره تامین، دسترسی به سرمایه در گردش در زمان مناسب است. در شرایطی که قیمت کالا بهصورت مستمر تغییر میکند، استفاده از ابزارهای سنتی پرداخت و اعتبار میتواند فشار قابلتوجهی بر تولیدکننده، توزیعکننده و فروشنده وارد کند.
به گفته وی، در بسیاری از معاملات سنتی، فروشنده کالا را با اعتبار مدتدار در اختیار خریدار قرار میدهد و در فاصله زمانی میان معامله و وصول مطالبات، با افزایش قیمتها مواجه میشود. این فاصله زمانی میتواند ارزش واقعی مطالبات را تحت تاثیر قرار داده و فشار مضاعفی بر سرمایه در گردش بنگاه ایجاد کند.
سرمایه در گردش باید در نقطه وقوع معامله تامین شود
رئیس هیئتمدیره باروک با تاکید بر اینکه نیاز مالی بنگاهها الزاماً در زمان و شرایطی که بانکها در مدل سنتی اعتبارسنجی میکنند شکل نمیگیرد، گفت: نقطه نیاز اصلی در تجارت، تامین سرمایه و اعتبار دقیقاً در لحظه و نقطه انجام معامله است.
مظاهری معتقد است فاصله میان زمان ایجاد نیاز مالی و زمان دسترسی به منابع، یکی از مشکلات اصلی مدلهای سنتی تامین مالی است. در یک کسبوکار، ممکن است فرصت خرید کالا یا افزایش موجودی در یک مقطع مشخص ایجاد شود، اما دسترسی به تسهیلات بانکی نیازمند طی فرآیندهایی باشد که با زمان واقعی تجارت همخوانی ندارد.
از همین رو، مدلهای جدید تامین مالی تلاش میکنند اعتبار را از یک فرآیند مستقل بانکی به بخشی از جریان واقعی تجارت تبدیل کنند؛ یعنی اعتبار همزمان با معامله و متناسب با نیاز واقعی زنجیره در دسترس قرار گیرد.
مهاجرت از بانکداری منابعمحور به بانکداری تریدمحور
مظاهری با انتقاد از نگاه صرفاً منابعمحور در نظام تامین مالی، تاکید کرد که یکی از مسیرهای اصلی اصلاح این وضعیت، حرکت بانکها به سمت بانکداری تریدمحور یا تجارتمحور (Trade-based Banking) است.
در بانکداری منابعمحور، نقطه آغاز تصمیمگیری، منابع موجود و ظرفیت تسهیلاتدهی بانک است؛ در حالی که در مدل تجارتمحور، نقطه شروع یک فعالیت اقتصادی واقعی است.
به بیان دیگر، در مدل جدید ابتدا مشخص میشود چه کالایی، میان چه طرفهایی و در چه نقطهای از زنجیره در حال مبادله است و سپس بر اساس دادههای موجود درباره معامله و رفتار طرفین، اعتبار مورد نیاز در همان نقطه تعریف میشود.
مظاهری تاکید کرد که این تغییر نگاه میتواند علاوه بر تسهیل تامین مالی، ریسک شبکه را نیز کاهش دهد؛ چرا که اعتبار به یک فعالیت واقعی اقتصادی متصل است و نه صرفاً به یک درخواست تسهیلات.
داده؛ مبنای جدید شناخت کسبوکارها
رئیس هیئتمدیره باروک، داده را یکی از مهمترین زیرساختهای این تحول دانست و گفت: هوشمندسازی تجارت به معنای آن است که بازیگران زنجیره بر اساس رفتار واقعی و عملکرد اقتصادیشان شناخته شوند، نه صرفاً بر اساس اسناد و وثایق سنتی.
به گفته مظاهری، وقتی مجموعهای از معاملات یک کسبوکار در یک بستر دیجیتال ثبت میشود، اطلاعاتی شکل میگیرد که میتواند تصویری بسیار دقیقتر از وضعیت آن بنگاه ارائه کند.
میزان خرید، تعداد معاملات، نظم پرداخت، حجم گردش کالا، سابقه تسویه و رفتار مالی، همگی میتوانند در ارزیابی ریسک اعتباری مورد استفاده قرار گیرند.
در چنین شرایطی، اعتبارسنجی از یک فرآیند ایستا به فرآیندی پویا تبدیل میشود؛ به این معنا که رتبه اعتباری یک کسبوکار میتواند همزمان با تغییر عملکرد واقعی آن تغییر کند.
وی تاکید کرد: رفتار تجاری میتواند به یکی از مهمترین داراییهای اعتباری یک کسبوکار تبدیل شود.
این رویکرد بهویژه برای بنگاههای خرد و متوسط اهمیت دارد؛ کسبوکارهایی که ممکن است در مدل سنتی به دلیل نداشتن وثایق کافی یا سوابق مالی مورد انتظار بانک، دسترسی محدودی به اعتبار داشته باشند، اما در یک بستر دادهمحور، رفتار واقعی آنها قابل مشاهده و ارزیابی است.
باروک؛ کاهش اصطکاک در زنجیره تامین
مظاهری درباره نقش باروک در این میان گفت: این پلتفرم تلاش میکند اصطکاکهای موجود در زنجیره تامین را با استفاده از فناوری، داده و دیجیتالیسازی تجارت کاهش دهد.
از نگاه وی، زمانی که بازیگران زنجیره روی یک بستر یکپارچه قرار میگیرند، امکان مشاهده جریان کالا و اعتبار افزایش پیدا میکند و میتوان منابع مالی را دقیقتر به نقاطی اختصاص داد که واقعاً به سرمایه در گردش نیاز دارند.
این موضوع در شبکههای بزرگ توزیع اهمیت ویژهای دارد؛ چرا که شرکتهای پخش با تعداد زیادی از فروشگاهها و پذیرندگان در ارتباط هستند و ارزیابی سنتی تکتک آنها میتواند فرآیندی زمانبر و پرهزینه باشد.
در مقابل، پلتفرمهای دادهمحور میتوانند با تحلیل حجم بالایی از اطلاعات معاملاتی، الگوهای رفتاری کسبوکارها را شناسایی کرده و تصمیمگیری اعتباری را هوشمندتر کنند.
آیا کالا در زنجیره تامین ممکن است «سوخت» شود؟
رئیس هیئتمدیره باروک در تشریح ریسکهای موجود در زنجیره تامین به موضوع سوخت شدن کالا و مطالبات نیز اشاره کرد.
به گفته مظاهری، در حوزههای مختلف از خودرو و کالای دیجیتال و موبایل گرفته تا پوشاک، همواره امکان ایجاد اختلال در جریان فروش، وصول مطالبات یا ارزش کالا وجود دارد و این موضوع بخشی از ریسک طبیعی تجارت است.
اما مسئله مهم این است که این ریسک چگونه مدیریت شود و در صورت وقوع، چه نهادی باید آن را بر عهده بگیرد.
در مدلهای جدید تامین مالی، تلاش میشود ریسک از ابتدا با استفاده از داده و اعتبارسنجی دقیقتر کنترل شود. اگر معاملهای دچار مشکل شود، فرآیندهای مربوط به وصول مطالبات و تعهدات نیز در چارچوب مشخص خود دنبال خواهد شد و بانک و تامینکننده مالی میتوانند بر اساس ساختار قرارداد و تعهدات تعریفشده عمل کنند.
مظاهری در این بخش، بار دیگر بر اهمیت کیفیت اعتبارسنجی و داده تاکید کرد؛ چرا که از نگاه او، برای جلوگیری از بروز چنین مشکلاتی باید مشخص باشد که یک معامله چرا و بر اساس چه الگوی رفتاری وارد چرخه اعتبار شده است.
۲۱ همت معامله اعتباری در ۹ ماه
مظاهری در ادامه با اشاره به عملکرد باروک در حوزه معاملات اعتباری اظهار کرد: تا این مقطع حدود ۲۱ همت معامله اعتباری روی این پلتفرم انجام شده است.
به گفته وی، بخشی از فروشگاهها و کسبوکارها در طول ماههای گذشته وارد این پلتفرم شدهاند و دامنه فعالیت نیز به طیف متنوعی از کسبوکارها و اصناف گسترش یافته است.
این شبکه تنها به فروشگاههای بزرگ محدود نیست و یکی از محورهای مهم آن، دسترسی کسبوکارهای خرد و متوسط به اعتبار است؛ گروهی که در شرایط تورمی بیش از گذشته با مشکل سرمایه در گردش مواجه هستند.
مظاهری با اشاره به وضعیت فروشگاههای کوچکتر هشدار داد که ادامه فشارهای تورمی میتواند بخشی از این کسبوکارها را با خطر خروج از بازار مواجه کند.
خطر خالی شدن قفسهها در سایه بحران سرمایه در گردش
رئیس هیئتمدیره باروک با اشاره به اثر مستقیم کمبود سرمایه در گردش بر بازار گفت: در شرایط تورمی، ممکن است بخشی از فروشگاههای متوسط و کوچک توان تامین موجودی خود را از دست بدهند.
این مسئله میتواند خود را در سادهترین شکل، یعنی خالی شدن قفسههای فروشگاهها نشان دهد.
از یک طرف، فروشنده یا توزیعکننده به دلیل نگرانی از وصول نشدن مطالبات، تمایل کمتری به فروش اعتباری دارد؛ از طرف دیگر، فروشگاه برای خرید کالا به سرمایه در گردش نیاز دارد و ممکن است توان پرداخت نقدی نداشته باشد.
در نتیجه، یک حلقه معیوب شکل میگیرد: فروشنده نگران وصول پول است، خریدار نقدینگی کافی ندارد، کالا کمتر خریداری میشود و در نهایت جریان عرضه و فروش تحت فشار قرار میگیرد.
مظاهری معتقد است تامین مالی تعهدی و اعتباردهی مبتنی بر داده میتواند در چنین شرایطی به روانتر شدن این چرخه کمک کند.
در این مدل، اعتبار باید به کسبوکاری اختصاص پیدا کند که از نظر دادههای معاملاتی و رفتاری، ظرفیت استفاده سالم از آن را دارد؛ نه اینکه صرفاً به دلیل نیاز مالی، هر کسبوکاری امکان دریافت اعتبار پیدا کند.
اعتبار برای همه نیست؛ داده باید تصمیم بگیرد
یکی از نکات کلیدی مورد تاکید مظاهری، ضرورت تفکیک میان کسبوکارهای سالم و بنگاههایی است که از نظر اقتصادی توان ادامه فعالیت یا بازپرداخت تعهدات را ندارند.
وی تاکید کرد: کسبوکارهایی که از نظر دادههای واقعی و عملکرد اقتصادی شرایط مناسبی ندارند، طبیعتاً نباید از اعتبار برخوردار شوند.
این نگاه، یکی از تفاوتهای اساسی اعتبارسنجی دادهمحور با مدلهای سنتی است. در مدل جدید، هدف صرفاً افزایش حجم اعتبار نیست؛ بلکه هدف، تخصیص اعتبار به بخشهایی از اقتصاد است که امکان ایجاد ارزش، گردش کالا و بازپرداخت تعهدات را دارند.
به این ترتیب، داده نه فقط ابزاری برای افزایش اعتبار، بلکه ابزاری برای جلوگیری از اعتباردهی اشتباه نیز محسوب میشود.
اعتبار؛ ابزار رشد، نه ابزار بدهکار کردن اقتصاد
مظاهری در نهایت تاکید کرد که هدف از توسعه این مدل، افزایش بدهی در اقتصاد نیست. از نگاه او، تامین مالی زمانی معنا پیدا میکند که بتواند به رشد جریان واقعی تجارت کمک کند. در شرایط تورمی، تزریق اعتبار بدون اتصال به جریان واقعی کالا میتواند پیامدهای نامطلوبی داشته باشد؛ اما اگر اعتبار در نقطه وقوع معامله، بر اساس دادههای واقعی و متناسب با نیاز سرمایه در گردش وارد زنجیره شود، میتواند به افزایش سرعت گردش کالا و حفظ فعالیت اقتصادی بنگاهها کمک کند. از این منظر، تحول تامین مالی تنها یک تغییر فنی در فرآیند تسهیلاتدهی بانکها نیست؛ بلکه تغییری در منطق تصمیمگیری مالی است.
حرکت از «منابع» به «تجارت»، از «وثیقه» به «داده» و از «اعتبار ایستا» به «اعتبار پویا»، سه ضلع اصلی این تحول را تشکیل میدهند. مظاهری بر این باور است که آینده تامین مالی زنجیره توزیع در گرو همین تغییر پارادایم است؛ تغییری که در صورت اتصال درست بانکها، فینتکها، شرکتهای پخش و کسبوکارهای پاییندست، میتواند سرمایه در گردش را به جای گرفتار شدن در فرآیندهای طولانی، در همان نقطهای قرار دهد که اقتصاد واقعی به آن نیاز دارد.
در این میان، باروک تلاش دارد با قرار گرفتن در لایه فناورانه زنجیره، دادههای تجاری را به زیرساخت تصمیمگیری اعتباری تبدیل کند؛ مسیری که هدف نهایی آن، نه مقروض کردن بیشتر بنگاهها، بلکه حفظ جریان کالا، کاهش ریسک معاملات و فراهم کردن امکان رشد پایدار کسبوکارها در شرایط دشوار اقتصادی است.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید