به گزارش اکو اقتصاد، حسین علیزاده، آهنگساز، نوازنده و پژوهشگر موسیقی ایرانی، و یکی از چهرههای تحسینشده موسیقی در ایران که به تازگی و در مناسبت زادروزش (یکم شهریورماه) نشان «روحالله خالقی» را دریافت کرده است، در طول فعالیت هنری خود بارها نشان داده است که موسیقی برای او فقط مجموعهای از نغمهها و ملودیها نیست؛ گاهی میتواند روایتگر تاریخ باشد، گاهی جای یک شخصیت سخن بگوید و گاهی حتی از تصویر پیشی بگیرد و به اثری مستقل تبدیل شود.
یکی از روشنترین نمونههای این نگاه را میتوان در موسیقی فیلم «دلشدگان» به کارگردانی علی حاتمی دید؛ فیلمی که در سال ۱۳۷۰ ساخته شد و موسیقی آن با آهنگسازی علیزاده و آواز محمدرضا شجریان، به یکی از ماندگارترین نمونههای پیوند سینما و موسیقی دستگاهی ایران تبدیل شد.
«دلشدگان» در ظاهر روایت گروهی از موسیقیدانان ایرانی در دوره قاجار است که برای ضبط صفحه راهی فرنگ میشوند، اما در لایهای عمیقتر، داستان موسیقی ایرانی، هویت آن و مواجههاش با دنیایی تازه است. همین موضوع کار علیزاده را دشوار میکرد؛ چراکه موسیقی فیلم باید با فضای تاریخی داستان هماهنگ میبود، اما در عین حال نباید صرفاً بازسازی یا تقلیدی از تصانیف قدیمی دوره قاجار میشد.
علیزاده برای حل این مسئله، ملودیهایی خلق کرد که هنگام شنیدنشان این تصور به وجود میآید که گویی تصنیفهایی اصیل و فراموششده از عصر قاجار از دل تاریخ بیرون کشیده شدهاند، درحالی که این ملودیها کاملاً زاییده ذهن و خلاقیت خود آهنگساز بودند. او با شناخت عمیق از موسیقی دوره قاجار و ردیف دستگاهی، اثری ساخت که از نظر لحن و فضای تاریخی باورپذیر بود و در عین حال ساختاری تازه، مدرن، ارکسترال و چندصدایی داشت.
این ویژگی یکی از مهمترین وجوه خلاقیت علیزاده در «دلشدگان» است؛ او نه میخواست موسیقی امروز را به گذشته تحمیل کند و نه قصد داشت تنها با کپیکردن از آثار قدیمی، فضای تاریخی فیلم را بسازد. نتیجه، موسیقیای شد که هم حالوهوای موسیقی قاجار را تداعی میکند و هم امضای شخصی آهنگساز را در خود دارد.
از سوی دیگر، موسیقی «دلشدگان» فقط برای همراهی تصویر ساخته نشده بود، بلکه بخشی از خود روایت فیلم است. تا پیش از آن، در بخش عمدهای از سینمای ایران، موسیقی بیشتر نقشی افکتیو یا انتخابی داشت و در خدمت تصویر قرار میگرفت، اما در «دلشدگان» موسیقی به یکی از شخصیتهای اصلی و حتی محور داستان تبدیل میشود. این انتخاب هم با موضوع فیلم ارتباط مستقیم دارد؛ چراکه داستان درباره موسیقی ایرانی و نخستین تجربههای ضبط آن در دوره قاجار است.
گفته میشود علیزاده برای ساخت این فضای تاریخی، از سازهای ایرانی نیز به شکلی متفاوت استفاده کرد. تار، بمتار، سنتور، نی، کمانچه و تنبک در کنار یکدیگر قرار گرفتند و سازهای ایرانی فقط وظیفه همراهی آواز را نداشتند. او با کنار هم قرار دادن و لایهبندی سازها و استفاده از ظرفیتهای چندصدایی، بافتی پرحجم و متفاوت ایجاد کرد؛ بدون اینکه برای ایجاد شکوه و قدرت موسیقی، الزاماً به ارکستر زهی غربی یا شیوههای کلاسیک موسیقی اروپا و به اصطلاح «بوق و کرنای غربی» متوسل شود. این شیوه ارکستراسیون و استفاده از سازهای ایرانی، رنگ و فضای تازهای به موسیقی تاریخی فیلم داد و الگویی متفاوت برای موسیقی فیلمهای تاریخی ایران ایجاد کرد.

حسین علیزاده و محمدرضا شجریان
در «دلشدگان» حتی میتوان برای سازها نوعی شخصیت قائل شد. تار علیزاده، که خود آهنگساز آن را نواخته، فقط یک ساز همراه نیست؛ لحنی حسی و بیانگر دارد و در برخی لحظات میتوان آن را نزدیک به حالوهوای شخصیت «طاهر» با بازی امین تارخ دانست. گویی تار در این فیلم به جای شخصیت سخن میگوید، میگرید، عاشق میشود و دغدغههای درونی یک هنرمند عاشقپیشه را بازتاب میدهد.
یکی دیگر از نکات مهم این پروژه، نحوه شکلگیری تصنیفها و رابطه موسیقی با کلام بود. علی حاتمی متنها و اشعار اولیه برخی قطعات را متناسب با فضای صحنهها نوشته بود، اما این متنها الزاماً از نظر وزن عروضی کاملاً دقیق نبودند. علیزاده به جای اینکه حاتمی را وادار به تغییر متن کند، ریتم و ملودی را بر اساس همان کلمات شکل داد و سپس فریدون مشیری در روند کار، با توجه به وزن و ظرافتهای شعر، اصلاحات لازم را انجام داد؛ اصلاحاتی که قرار نبود به ملودی آسیب بزند.
«گلچهره» نمونهای شاخص از این روند است؛ تصنیفی در آواز بیات ترک که ریتم و ملودی در آن در خدمت حس صحنه و سوز کلام قرار گرفتهاند. در کنار آن، اشعار و متون این مجموعه ترکیبی از شعرهای شاعران کلاسیک و معاصر، از جمله سعدی، حافظ و فریدون مشیری، و نوشتههایی از علی حاتمی است که با همکاری و بازسازی مشیری برای قرار گرفتن روی ریتمهای موسیقی آماده شدند.
در اینجا میتوانید «گلچهره» را با صدای شجریان و نوازندگی حسین علیزاده بشنوید:
آلبوم موسیقی فیلم «دلشدگان» از نظر ساختار موسیقایی نیز مجموعهای متنوع از قطعات تصنیفی، آوازی و بیکلام است که در دستگاهها و آوازهایی مانند بیات ترک، دشتی، چهارگاه، همایون و ماهور شکل گرفتهاند. در کنار «گلچهره»، تصنیف «پاسبان حرم دل» در همایون و «دلشدگان» در عراق ماهور از قطعات شناختهشده این مجموعه هستند. قطعات بیکلام و ضربی، از جمله «پیمانه»، نیز بخش دیگری از فضای موسیقایی اثر را شکل میدهند.
در این میان، یکی از چالشهای دیگر علیزاده، پیوند دادن ساختار ردیف موسیقی ایرانی با روایت سینمایی بود. ردیف موسیقی ایرانی ساختاری مبتنی بر گوشهها دارد و قرار دادن آن در کنار ریتم و تدوین متغیر یک فیلم کار سادهای نیست. علیزاده با استفاده از قطعات ضربی، رنگها و پیشدرآمدها، ساختار موسیقی دستگاهی را با ریتم تدوین و فراز و فرودهای داستان همراه کرد، بهگونهای که اوج و فرودهای دستگاههایی مانند چهارگاه و همایون نیز در خدمت لحظات دراماتیک فیلم قرار گرفتند.
به این ترتیب، موسیقی «دلشدگان» فقط مجموعهای از قطعات زیبا برای همراهی تصاویر علی حاتمی نبود. موسیقی در این فیلم تاریخ را بازسازی میکرد، به شخصیتها هویت میداد، فضای قاجار را میساخت و حتی بخشی از روایت را بر دوش میکشید. همین نگاه باعث شد اثر از یک موسیقی متن معمولی فراتر برود و به یک اثر مستقل تبدیل شود.

علی حاتمی و حسین علیزاده
این استقلال پس از انتشار آلبوم نیز بیشتر دیده شد. این مجموعه که توسط شرکت دلآواز منتشر شد، با استقبال گسترده مخاطبان و منتقدان روبهرو شد و به یکی از آثار پرفروش موسیقی سنتی در دهه ۷۰ تبدیل شد. «دلشدگان» از یک سو مخاطبان سینما را به ابعاد و ظرفیتهای موسیقی دستگاهی ایران نزدیکتر کرد و از سوی دیگر به اهالی موسیقی نشان داد که سینما میتواند بستری جدی برای معرفی و بازآفرینی موسیقی اصیل ایرانی باشد.
شاید به همین دلیل است که همکاری علی حاتمی، حسین علیزاده و محمدرضا شجریان در «دلشدگان» همچنان جایگاهی ویژه دارد. حاتمی جهان تاریخی و سینمایی فیلم را ساخت، علیزاده برای این جهان موسیقیای خلق کرد که هم ریشه در سنت داشت و هم نگاه شخصی او را نمایندگی میکرد و شجریان با صدای خود به این موسیقی جان بخشید. نتیجه، اثری شد که مرز میان موسیقی فیلم و یک آلبوم مستقل موسیقی ایرانی را کمرنگ کرد.
«دلشدگان» را میتوان یکی از شاخصترین نمونههای موسیقی فیلم هویتمحور در ایران دانست؛ اثری که نشان داد آهنگساز میتواند نه فقط برای تصویر، بلکه برای تاریخ، شخصیت و روایت موسیقی بسازد.
و شاید مهمترین خلاقیت حسین علیزاده در «دلشدگان» همین باشد؛ او برای بازسازی گذشته، به گذشته تقلیدوار نگاه نکرد، بلکه با شناخت ردیف، موسیقی قاجار و قابلیتهای سازهای ایرانی، گذشتهای موسیقایی را از نو خلق کرد؛ گذشتهای که آنقدر باورپذیر است که گاهی هنگام شنیدنش فراموش میکنیم این تصنیفها و ملودیها، آثار گمشدهای از یک صفحه قدیمی نیستند، بلکه موسیقیای هستند که علیزاده برای سینمای علی حاتمی آفریده است.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید