به گزارش اکو اقتصاد، خرید قسطی که زمانی راهی برای تهیه کالاهای بزرگ و ضروری بود، امروز برای برخی خانوادهها به شیوهای رایج برای تأمین نیازهای روزمره تبدیل شده است؛ از لوازم خانه و گوشی گرفته تا هزینههای درمان و آموزش. اما این سبک زندگی چه اثری بر روان خانوادهها دارد؟ آیا قسط میتواند راهکاری برای حفظ کیفیت زندگی باشد یا به مرور به منبع اضطراب و فرسودگی تبدیل میشود؟
دکتر شیرین ولیزاده، متخصص روانشناسی، در گفتوگو با ما به بررسی ابعاد روانی و اجتماعی زندگی قسطی پرداخته است.
چرا تمایل به خرید قسطی بین خانوادهها زیاد شده است؟
دکتر شیرین ولیزاده، متخصص روانشناسی، درباره ریشههای گرایش خانوادهها به خریدهای قسطی توضیح میدهد: «وابستگی به خرید قسطی معمولاً حاصل یک عامل واحد نیست، بلکه نتیجه چند فشار همزمان است.» او نخستین عامل را کاهش قدرت خرید خانوارها میداند و توضیح میدهد: «وقتی درآمد متناسب با هزینهها رشد نمیکند، حتی کالاهایی که زمانی معمولی و در دسترس محسوب میشدند، به هزینههایی فراتر از توان پرداخت نقدی خانواده تبدیل میشوند. در چنین شرایطی، تأمین کالاهایی مانند لوازم خانه، گوشی، پوشاک، وسایل آموزشی و حتی پرداخت هزینههایی مانند درمان، بدون استفاده از امکان تقسیط برای بسیاری از خانوادهها دشوار میشود.»
ولیزاده با اشاره به نقش «تورم انتظاری» در گرایش خانوادهها به خرید قسطی ادامه میدهد: «در جامعهای که مردم نگران افزایش قیمت کالاها در آینده هستند، خرید قسطی گاهی بهعنوان نوعی دفاع روانی و اقتصادی عمل میکند. خانواده با خود میگوید اگر امروز نخرم، شاید چند ماه دیگر دیگر توان خرید همین کالا را هم نداشته باشم.»
این متخصص روانشناسی تأکید میکند: «خرید قسطی همیشه نشانه میل به مصرف بیشتر نیست؛ گاهی تلاشی برای حفظ دسترسی به کالاهایی است که ممکن است در آینده دستنیافتنیتر شوند.»
او عامل دیگر را کاهش کارکرد پسانداز میداند و میگوید: «وقتی ارزش پول به سرعت کاهش پیدا میکند، پسانداز نقدی برای بسیاری از خانوادهها دیگر احساس امنیت ایجاد نمیکند. به همین دلیل ممکن است خانواده ترجیح دهد پول امروز را به کالا تبدیل کند، حتی اگر ناچار باشد هزینه آن را در ماههای بعد و به شکل قسطی بپردازد.»
ولیزاده در ادامه به نقش فشار اجتماعی و مقایسه با دیگران اشاره میکند و میگوید: «خانوادهها در خلأ تصمیم نمیگیرند. آنها خود را با فامیل، دوستان، همکاران، همسایهها و افراد حاضر در شبکههای اجتماعی مقایسه میکنند. اگر خانواده احساس کند سطح زندگیاش نسبت به دیگران پایینتر آمده، ممکن است برای حفظ شأن اجتماعی یا کاهش احساس عقبماندگی، وارد خریدهایی شود که با توان واقعی آنها سازگار نیست.»
او معتقد است احساس عقبماندن از دیگران میتواند خانوادهها را به سمت خریدهای فراتر از توان سوق دهد: « این احساس میتواند یکی از عوامل مؤثر باشد، اما تنها دلیل نیست. بخش مهم دیگر، فشار واقعی اقتصادی، نااطمینانی نسبت به آینده و تلاش خانوادهها برای حفظ حداقلهای زندگی است.»
شبکههای اجتماعی؛ موتور مقایسه و میل به خرید
ولیزاده با اشاره به نقش شبکههای اجتماعی در تغییر الگوهای مصرفی خانوادهها میگوید: «شبکههای اجتماعی در سالهای اخیر معیارهای ذهنی افراد را تغییر دادهاند. در گذشته، افراد بیشتر خود را با اطرافیان نزدیک مقایسه میکردند، اما امروز روزانه با تصاویر فراوانی از خانههای زیبا، سفرها، لباسها، گوشیها، خودروها و سبکهای زندگی آرمانی مواجه میشوند.»
او تأکید میکند: «شبکههای اجتماعی معمولاً زندگی واقعی را نشان نمیدهند، بلکه تصویری گزینشی و آراسته از زندگی افراد ارائه میکنند. کاربران اغلب بدهیها، اضطرابها، قسطها و فشارهای پشت صحنه را نمایش نمیدهند و مخاطب تنها نتیجه نهایی را میبیند؛ از خریدهای جدید گرفته تا سفر و سبک زندگی لوکس.»
ولیزاده توضیح میدهد: «این شرایط باعث افزایش مقایسه اجتماعی میشود. فرد ممکن است احساس کند دیگران بهتر زندگی میکنند و همین موضوع رضایت از زندگی شخصی را کاهش داده و میل به جبران را افزایش دهد. گاهی فرد از نظر واقعی در شرایط دشواری نیست، اما مقایسه با تصاویر زندگیهای تجملی، احساس محرومیت نسبی ایجاد میکند و او را به سمت خریدهای جبرانی سوق میدهد.»
این متخصص روانشناسی با اشاره به نقش تبلیغات و خریدهای آنلاین میگوید: «وقتی امکان پرداخت قسطی نیز به این فضا اضافه میشود، مانع ذهنی خرید کاهش پیدا میکند؛ زیرا فرد به جای قیمت کامل کالا، تنها مبلغ ماهانه را میبیند و ممکن است تصمیم خرید را با تأمل کمتری بگیرد.»
او همچنین تأکید میکند: «در فضای شبکههای اجتماعی، برخی کالاها از یک وسیله مصرفی فراتر میروند و به نشانهای از موفقیت، منزلت و بهروز بودن تبدیل میشوند. بنابراین نداشتن یک کالا برای بعضی افراد میتواند احساس عقبماندن یا کمتر دیدهشدن ایجاد کند.»
وقتی قسطها مهمان دائمی خانه میشوند
ولیزاده با اشاره به اثر خریدهای اقساطی پیدرپی بر روان خانوادهها میگوید: «خرید قسطی در ابتدا میتواند احساس آرامش ایجاد کند، زیرا خانواده بدون تحمل فشار مالی یکباره، نیاز یا خواسته خود را تأمین میکند. اما وقتی این خریدها زیاد، طولانی و پشت سر هم شوند، خانواده وارد وضعیت فشار مالی مزمن میشود؛ یعنی نگرانی مالی دیگر یک اتفاق موقت نیست و به بخشی از زندگی روزمره تبدیل میشود.»
او توضیح میدهد: «یکی از مهمترین پیامدهای این شرایط، اضطراب مداوم است. خانواده پیش از رسیدن موعد قسطها دچار نگرانی میشود و حتی پس از پرداخت یک قسط نیز آرامش کامل ندارد، زیرا تعهد بعدی در راه است.»
ولیزاده ادامه میدهد: «وقتی بخش قابل توجهی از درآمد ماههای آینده از قبل تعهد شده باشد، فرد ممکن است احساس کند کنترل کمتری بر زندگی مالی خود دارد. این احساس میتواند به خستگی ذهنی، تحریکپذیری، احساس درماندگی و کاهش امید منجر شود.»
این متخصص روانشناسی با اشاره به تأثیر فشار مالی بر روابط خانوادگی تأکید میکند: «افزایش قسطها میتواند زمینهساز بحثهایی مانند "چرا خریدی؟"، "لازم نبود" یا "همیشه من باید جبران کنم" شود. اگر این گفتوگوها با سرزنش و تحقیر همراه باشد، صمیمیت میان اعضای خانواده کاهش پیدا میکند و فضای عاطفی خانه متشنجتر میشود.»
او درباره تأثیر این شرایط بر فرزندان نیز میگوید: «کودکان و نوجوانان حتی بدون دانستن جزئیات اقتصادی، نگرانیها، محدودیتها و اختلافات مالی خانه را احساس میکنند. تکرار این فشارها میتواند در آنها احساس ناامنی، گناه بابت خواستههایشان، اضطراب نسبت به آینده یا مقایسه خود با همسالان ایجاد کند.»
ولیزاده با اشاره به تکرار جملههایی مانند «این ماه قسط داریم» در فضای خانه میگوید: «وقتی عباراتی مانند "پول نداریم"، "نمیشود" یا "باید صبر کنیم" زیاد تکرار شود، نگرانی مالی به یکی از صداهای ثابت خانه تبدیل میشود و اعضای خانواده احساس میکنند بخش زیادی از درآمد آینده از قبل خرج شده است.»
او تأکید میکند: «البته خود جمله "این ماه قسط داریم" آسیبزا نیست؛ زمانی اثر منفی آن بیشتر میشود که با اضطراب، سرزنش، دعوا، ناامیدی یا احساس بنبست همراه شود. گفتوگوی شفاف، آرام و بدون تحقیر درباره مسائل مالی میتواند فشار روانی آن را کاهش دهد.»
راه تعادل؛ قسط آگاهانه، نه زندگی زیر بار بدهی
ولیزاده با تأکید بر اینکه توصیه ساده «قسطی نخرید» در شرایط اقتصادی امروز واقعبینانه نیست، میگوید: «بسیاری از خانوادهها برای حفظ حداقلی از کیفیت زندگی ناچارند از خریدهای قسطی استفاده کنند. مسئله این نیست که قسط همیشه بد است؛ بلکه مهم این است که خرید قسطی نباید ناآگاهانه، هیجانی و بدون برنامه وارد زندگی شود.»
او توضیح میدهد: «خانوادهها پیش از هر خرید قسطی باید میان نیاز واقعی، اضطراب، فشار اجتماعی و میل به نمایش تفاوت قائل شوند. باید از خود بپرسند آیا این خرید واقعاً ضروری است؟ آیا از ترس گرانتر شدن انجام میشود؟ آیا برای مقایسه با دیگران است یا تلاشی برای کاهش یک حال بد و اضطراب درونی؟ پاسخ به این پرسشها کمک میکند انگیزه واقعی خرید مشخص شود.»
ولیزاده با تأکید بر اهمیت تعیین سقف امن برای اقساط میگوید: «خانواده باید بداند چه میزان از درآمد ماهانه را میتواند به پرداخت قسط اختصاص دهد، بدون اینکه تأمین نیازهای ضروری مانند خوراک، درمان، اجاره، رفتوآمد و آموزش با مشکل مواجه شود. اگر قسط باعث شود خانواده هر ماه برای تأمین نیازهای پایه دچار اضطراب شدید شود، آن خرید از نظر روانی و مالی پرخطر است، حتی اگر در ظاهر قابل پرداخت باشد.»
این متخصص روانشناسی همچنین بر توجه به «هزینه روانی خرید» تأکید میکند و میگوید: «گاهی یک خرید از نظر مالی امکانپذیر است، اما هزینه روانی بالایی دارد؛ یعنی خانواده در مقابل آن، ماهها نگرانی، تنش، محرومیت و فشار ذهنی را تجربه میکند. بنابراین باید پرسید: این خرید قرار است کیفیت زندگی را بهتر کند یا آرامش ماههای آینده را بگیرد؟»
او درباره خطر خریدهای قسطی زنجیرهای هشدار میدهد و میگوید: «وقتی خانواده هنوز یک تعهد مالی را به پایان نرسانده، وارد خرید قسطی دیگری میشود، چرخه بدهی شکل میگیرد. در این شرایط، فرد همیشه بخشی از درآمد آینده خود را از قبل خرج کرده و برای رسیدن به تعهدات قبلی تلاش میکند.»
ولیزاده یکی دیگر از راهکارهای مهم را گفتوگوی سالم مالی در خانواده میداند و تأکید میکند: «مسائل مالی نباید با سرزنش، شرم یا دعوا مطرح شود. به جای اینکه گفته شود "تو همیشه بیفکری میکنی"، بهتر است خانواده درباره این صحبت کند که یک خرید چه فشاری بر ماههای آینده ایجاد میکند. این تغییر نگاه، مسئله را از سطح اتهام شخصی به حل یک چالش مشترک خانوادگی منتقل میکند.»
او با اشاره به نقش شبکههای اجتماعی در تصمیمهای خرید نیز میگوید: «اگر خانواده متوجه شود استفاده از شبکههای اجتماعی باعث افزایش مقایسه، نارضایتی یا میل به خرید در او میشود، باید شیوه استفاده از این فضا را بازبینی کند. کاهش دنبال کردن صفحات تجملی، فاصله گرفتن از تبلیغات مداوم و ایجاد زمان تأمل پیش از خریدهای آنلاین میتواند در تصمیمگیری آگاهانهتر مؤثر باشد.»
این روانشناس تأکید میکند: «افزایش قسطها نباید باعث شود زندگی خانواده فقط به پرداخت بدهی محدود شود. حفظ شادیهای ساده و کمهزینه مانند دورهمی خانوادگی، پیادهروی، فیلم دیدن، آشپزی مشترک یا سفرهای کوتاه، به حفظ سلامت روان خانواده کمک میکند و اجازه نمیدهد تمام زندگی حول نگرانیهای مالی شکل بگیرد.»
منبع: ایرنا


نظرات (۰)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید