18:34 | 1405/04/09
قیمت لحظه‌ای
اقتصادی 1405/02/20 15 بازدید 0 نظر

از آنلاین‌شاپ تا دست‌فروشی؛ مشاغل کوچک چگونه در اقتصاد جنگی زنده مانده‌اند؟

از آنلاین‌شاپ تا دست‌فروشی؛ مشاغل کوچک چگونه در اقتصاد جنگی زنده مانده‌اند؟
در روزهایی که فضای جنگی، نااطمینانی و اختلال اینترنت همزمان بر اقتصاد ایران سایه انداخته، شاید در نگاه اول تصور شود آسیب اصلی متوجه بازار سرمایه، تجارت خارجی یا شرکت‌های بزرگ است؛ اما واقعیت این است که اولین و عمیق‌ترین ضربه را همیشه کسب‌وکارهای کوچک می‌خورند؛ همان‌هایی که اقتصاد روزمره مردم را زنده نگه داشته‌اند.

به گزارش اکواقتصاد، فروشنده خانگی، تولیدکننده کوچک، مغازه‌دار محلی، راننده، فریلنسر، فروشگاه اینستاگرامی و هزاران کسب‌وکار خردی که در سال‌های اخیر با حداقل سرمایه و بر بستر اینترنت شکل گرفتند، حالا در وضعیتی قرار گرفته‌اند که نه می‌توانند فعالیت عادی داشته باشند و نه حتی برای فردای خود برنامه‌ریزی کنند.

شاید تا چند سال پیش اینترنت فقط یک ابزار ارتباطی تلقی می‌شد، اما امروز اینترنت برای بخش بزرگی از اقتصاد ایران «زیرساخت حیاتی» است؛ همان‌قدر ضروری که برق، آب یا شبکه بانکی.

وقتی اینترنت مختل می‌شود، فقط چند صفحه مجازی از دسترس خارج نمی‌شود؛ زنجیره درآمد میلیون‌ها نفر دچار اختلال می‌شود. فروش متوقف می‌شود، مشتری از بین می‌رود، تبلیغات بی‌اثر می‌شود، سفارش‌ها لغو می‌شوند و جریان نقدینگی کسب‌وکارها از کار می‌افتد.
برای یک شرکت بزرگ، چند روز اختلال شاید فقط به معنای کاهش سود باشد؛ اما برای یک کسب‌وکار کوچک، یعنی ناتوانی در پرداخت اجاره، خرید مواد اولیه یا حتی تأمین هزینه زندگی.

اقتصاد خرد ایران در سال‌های اخیر به سمت دیجیتالی شدن حرکت کرده بود؛ نه از سر انتخاب لوکس، بلکه به دلیل فشار اقتصادی. بسیاری از جوانان، زنان خانه‌دار و صاحبان مشاغل کوچک به اینستاگرام، پیام‌رسان‌ها و فروش آنلاین پناه بردند چون دیگر توان راه‌اندازی مغازه، پرداخت اجاره‌های سنگین یا ورود به بازار رسمی را نداشتند. اینترنت برای آن‌ها فقط ابزار تبلیغات نبود؛ محل کارشان بود.

اما هر بار که اینترنت محدود یا قطع می‌شود، در عمل بخشی از اقتصاد کشور خاموش می‌شود؛ اقتصادی که شاید در آمارهای رسمی چندان دیده نشود اما در زندگی واقعی میلیون‌ها خانوار جریان دارد.

در ماه‌های اخیر، بسیاری از آنلاین‌شاپ‌ها مجبور شدند دوباره به فروش تلفنی، مشتریان محدود محلی یا حتی فروش حضوری برگردند. بعضی‌ها محصولات خود را امانی در مغازه‌ها گذاشتند و برخی دیگر عملاً فروش‌شان متوقف شد. این بازگشت اجباری به مدل‌های سنتی، نه نشانه انعطاف اقتصاد، بلکه نشانه عقب‌گرد زیرساختی است.

کشوری که کسب‌وکارهایش در میانه دهه دیجیتال هنوز با قطع اینترنت ناچار می‌شوند به روش‌های دهه‌ها قبل برگردند، در واقع بخشی از ظرفیت رشد اقتصادی خود را از دست می‌دهد.

مسئله فقط فروش کالا نیست. در اقتصاد امروز، اعتماد هم به زیرساخت وابسته است. وقتی فعال اقتصادی نمی‌داند فردا اینترنت وصل خواهد بود یا نه، نمی‌تواند تبلیغ کند، قرارداد ببندد، مشتری جذب کند یا حتی برنامه توسعه داشته باشد. نتیجه چنین فضایی، کوتاه شدن افق تصمیم‌گیری است؛ یعنی فعال اقتصادی به جای فکر کردن به رشد، فقط به زنده ماندن فکر می‌کند.

این همان نقطه خطرناک اقتصاد بحران‌زده است؛ جایی که انرژی جامعه به جای تولید ثروت، صرف تطبیق دائمی با اختلال می‌شود. شاید در ظاهر، دستفروشان بیشتر، بازارچه‌های محلی یا فروش‌های سنتی نشانه پویایی اقتصادی به نظر برسد، اما در واقع بسیاری از آن‌ها نشانه عقب‌نشینی اقتصاد مدرن است. بازگشت از آنلاین‌شاپ به فروش خیابانی، انتخاب آزادانه یک مدل اقتصادی نیست؛ واکنش اضطراری به بی‌ثباتی زیرساخت‌هاست.

در همه دنیا، اقتصاد در شرایط بحران به سمت حفظ زیرساخت‌های ارتباطی می‌رود، چون اینترنت فقط ابزار سرگرمی نیست؛ ستون گردش مالی، اشتغال و اعتماد اقتصادی است. اما در ایران هنوز گاهی اینترنت به‌گونه‌ای مدیریت می‌شود که انگار یک امکان فرعی است، نه بخشی از زیست اقتصادی مردم.

این در حالی است که بخش بزرگی از اشتغال جدید کشور در سال‌های اخیر دقیقاً بر بستر اینترنت شکل گرفته است؛ مشاغلی که بدون وام، بدون حمایت دولتی و بدون استخدام رسمی ایجاد شدند و توانستند بخشی از فشار بیکاری را کاهش دهند.
قطع یا اختلال اینترنت، فقط محدود کردن دسترسی نیست؛ از بین بردن فرصت اقتصادی است.

در اقتصادی که سرمایه‌گذاری کاهش یافته، تولید تحت فشار است و بازار کار توان جذب نیروی جدید را ندارد، تضعیف اقتصاد دیجیتال می‌تواند هزینه‌ای بسیار فراتر از آنچه تصور می‌شود ایجاد کند؛ هزینه‌ای که شاید امروز در آمار رسمی دیده نشود اما در سفره خانوارها کاملاً قابل لمس است.

شاید مهم‌ترین سؤال این روزها همین باشد؛ آیا سیاست‌گذار هنوز اینترنت را یک «امکان» می‌بیند یا پذیرفته که اینترنت اکنون بخشی از حق طبیعی زندگی و زیرساخت اصلی اقتصاد کشور است؟ چون برای میلیون‌ها ایرانی، اینترنت دیگر فقط ابزار اتصال نیست؛ محل کار، مسیر درآمد و بخشی از امنیت اقتصادی زندگی‌شان است.

 

عاطفه چوپان

نظرات (0)

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!

ثبت نظر جدید

نظرات پس از تأیید نمایش داده می‌شوند.
منوی اصلی
قیمت‌های لحظه‌ای