به گزارش اکو اقتصاد، مسئله ناترازی بنزین در ایران به نقطهای رسیده که واردات سوخت و فشار بر بودجه عمومی به یکی از چالشهای اصلی اقتصاد کشور تبدیل شده است. کارشناسان معتقدند راهحل این ناترازی نه در افزایش واردات یا سهمیهبندیهای جدید، بلکه در اصلاح ساختار مصرف، واقعیسازی قیمتها و بازگشت به ظرفیت مغفولمانده بخش CNG نهفته است.
از مازاد تولید تا کمبود روزانه؛ چرا بنزین نایاب شد؟
ایران در سالهای گذشته یکی از صادرکنندگان بنزین منطقه بود؛ اما در دو سال اخیر، تراز بنزین کشور به شکل نگرانکنندهای منفی شده است. رشد تقاضا، افزایش تعداد خودروها، ضعف نظارت بر مصرف و قیمتگذاری یارانهای بنزین، موجب شده تولید روزانه پالایشگاهها پاسخگوی نیاز داخلی نباشد.
بر اساس آمار رسمی، تولید روزانه بنزین کشور حدود ۱۱۵ تا ۱۲۰ میلیون لیتر و میزان مصرف به بیش از ۱۳۵ میلیون لیتر در روز رسیده است. این یعنی روزانه بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون لیتر کسری وجود دارد که بخشی از آن از محل ذخایر راهبردی یا واردات جبران میشود.
در شرایطی که هزینه واردات بنزین بهطور میانگین بین ۴ تا ۵ میلیارد دلار در سال برآورد میشود، تداوم این روند، فشار قابلتوجهی بر منابع ارزی و بودجه دولت وارد میکند. از سوی دیگر، تخصیص یارانه سنگین به سوخت و قاچاق گسترده بنزین به کشورهای همسایه، ناترازی را از یک مسئله فنی به یک بحران اقتصادی تبدیل کرده است.
CNG؛ راهحل بومی برای بحران بنزین
به گفته احسان جانمحمدی، دبیر انجمن صنفی CNG کشور، ظرفیت بالفعل شبکه جایگاههای CNG ایران حدود ۴۰ تا ۴۵ میلیون مترمکعب در روز است، اما در حال حاضر تنها ۱۵ میلیون مترمکعب گاز طبیعی فشرده در روز به خودروها عرضه میشود — یعنی حدود ۴۰ درصد کاهش نسبت به سالهای گذشته.
در صورت بازگشت به ظرفیت واقعی، مصرف CNG میتواند روزانه ۱۵ تا ۲۰ میلیون مترمکعب افزایش یابد که معادل صرفهجویی روزانه ۱۵ تا ۲۰ میلیون لیتر بنزین است. این میزان، دقیقاً برابر با کسری فعلی تراز بنزین کشور است؛ به بیان دیگر، توسعه و احیای صنعت CNG میتواند بدون نیاز به واردات یا اصلاح سهمیهها، ناترازی را بهصورت کامل برطرف کند.
اما چرا سهم CNG کاهش یافته است؟ اکثر کارشناسان دلایل مختلفی را مطرح میکنند؛ از جمله تأخیر در پرداخت کارمزد جایگاهداران، نبود حمایتهای مالی برای تبدیل خودروها به دوگانهسوز، و سیاستهای قیمتی نامشوق برای مصرفکنندگان. نتیجه این عوامل، بیانگیزگی جایگاهها و افت تدریجی مصرف CNG در کشور بوده است.
سیاست قیمتی؛ کلید حل بحران یا عامل تشدید آن؟
نظام چندنرخی فعلی بنزین، به اعتقاد کارشناسان، یکی از ریشههای اصلی ناترازی است. در حال حاضر، ۹۵ درصد از دارندگان خودرو میتوانند با سهمیههای ۶۰ لیتری (۱۵۰۰ تومان) و ۱۰۰ لیتری (۳۰۰۰ تومان) نیاز ماهانه خود را تأمین کنند، اما ۵ درصد از مصرفکنندگان پرمصرف یا دارندگان چند خودرو، تقاضای مازاد ایجاد میکنند که عملاً با یارانه عمومی تأمین میشود.
پیشنهاد انجمن صنفی CNG و بسیاری از اقتصاددانان، اجرای نرخ سوم بنزین است — نرخی آزاد و نزدیک به فوب خلیج فارس، ویژه مصرف مازاد بر سهمیه. این سیاست میتواند ضمن حذف قاچاق سوخت، درآمد مازاد قابلتوجهی برای دولت ایجاد کرده و انگیزه مصرفکنندگان را برای استفاده از CNG افزایش دهد.
برآوردها نشان میدهد که روزانه ۱۵ تا ۲۰ میلیون لیتر قاچاق سوخت از کشور صورت میگیرد، که تقریباً معادل همان میزان ناترازی است. با واقعیسازی تدریجی قیمت و افزایش سهم CNG، این قاچاق عملاً از بین میرود و میلیاردها دلار منابع ارزی از هدررفت نجات مییابد.
اصلاح ساختار جایگاهها؛ پیششرط پایداری CNG
یکی از چالشهای مغفول در مسیر توسعه CNG، وضعیت مالی ناپایدار جایگاهداران است. سالانه حدود ۴۰ هزار میلیارد تومان کارمزد به جایگاههای سوخت از محل صندوق هدفمندی یارانهها پرداخت میشود، اما بهدلیل کمبود منابع، پرداختها با تأخیرهای چندماهه و کاهش محسوس انجام میشود.
کارشناسان معتقدند باید این سازوکار اصلاح شود تا کارمزد جایگاهها از محل هزینه مصرفکنندگان و بهصورت مستقیم پرداخت شود. چنین تغییری، ضمن کاهش بار مالی دولت، موجب استقلال مالی جایگاهها و افزایش انگیزه برای توسعه زیرساختهای جدید CNG خواهد شد.
شفافیت، اقناع و همراهی مردم؛ مؤلفههای ضروری اصلاح سوخت
تجربه اصلاحات قیمتی در دهههای اخیر نشان داده که هرگونه تغییر در سیاست سوخت، بدون اقناع افکار عمومی، محکوم به شکست است. به همین دلیل، کارشناسان تأکید دارند دولت و مجلس باید با شفافیت کامل و گفتوگوی مستقیم با مردم، مزایای اصلاح ساختار سوخت را توضیح دهند — از کاهش قاچاق و واردات گرفته تا کنترل تورم و تقویت عدالت یارانهای.
در واقع، اجرای سیاستهای جدید سوخت نه صرفاً به نفع دولت، بلکه به نفع کل جامعه است؛ زیرا با کاهش وابستگی به واردات بنزین، منابع ارزی آزاد شده میتواند صرف توسعه حملونقل عمومی و بهبود زیرساختهای انرژی شود.
فرصت طلایی برای بازطراحی نظام سوخت
بحران ناترازی بنزین، اگرچه نشانهای از ضعف سیاستگذاری در سالهای گذشته است، اما میتواند به فرصتی برای اصلاح ساختار انرژی کشور تبدیل شود. ایران از معدود کشورهایی است که ظرفیت گستردهای برای جایگزینی بنزین با گاز طبیعی دارد.
اگر سیاستهای قیمتی هوشمندانه، حمایت از جایگاهداران، و توسعه خودروهای دوگانهسوز بهصورت همزمان اجرا شود، نهتنها واردات بنزین متوقف میشود، بلکه میتوان سالانه میلیاردها دلار از منابع ارزی را صرف توسعه پایدار کرد.
به بیان ساده، کلید حل ناترازی بنزین در داخل کشور است — در جایگاههای خالی CNG، در تصمیمات قاطع اقتصادی، و در بازسازی اعتماد مردم به سیاستهای انرژی دولت.
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید