به گزارش اکواقتصاد، آلبرت بغزیان درباره تأثیرات آزادسازی پولهای بلوکهشده ایران بر کسری بودجه، توضیح داد: نیازی نیست وارد مسائل پیچیده اقتصاد شویم؛ وقتی حرف از آزادسازی و وارد شدن پول به اقتصاد کشور میشود یعنی این اتفاق در هر بخشی میتواند آثار مثبتی داشته باشد. از رشد پایه پولی جلوگیری میکند و دولت با پرداخت بدهیهای خود به شرایط باثباتتری میرسد. بیتردید بر نرخ ارز نیز تأثیرگذار است و سازمان برنامه و بودجه میتواند این پول را به نیازهای اساسی کشور تخصیص دهد.
معیار قضاوت درباره اثرگذاری منابع آزاد شده
او ادامه داد: این پول مانند ارث پدری یا گنجی است که به فرد میرسد؛ قطعا دست دولت و اقتصاد کشور با این منابع بازتر خواهد شد، هرچند میزان این مبلغ نیز بر سطح اثرگذاری آن تأثیر دارد. با این حال، نکته مهم این است که باید دید دولت توانایی استفاده درست از این پولها را دارد یا مانند دوره اوباما که ۱۲۰ میلیارد دلار وارد کشور شد اما نرخ دلار از چهار هزار تومان به ۱۶۰ هزار تومان رسید، دوباره شاهد چنین اتفاقاتی خواهیم بود.
این گشایش ارزی باید در سفره مردم قابل مشاهده باشد و روی کاغذ چنین اتفاقی محتمل است، اما نیاز به مدیریت داریم.
اهمیت تداوم رفع محدودیتهای ارزی
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران با بیان اینکه فرقی نمیکند این پول به چه شکلی وارد کشور شود، توضیح داد: اینکه به صورت نقدی وارد کشور شود خوب است، اما حتی اگر به شکل واردات گندم، سویا و کالاهای مشابه باشد نیز بیتأثیر نیست؛ چراکه میتوان منابعی را که قرار بود در این بخشها هزینه شود، در سایر حوزهها به کار گرفت. به طور کلی، وقتی بحث رفع تحریمها مطرح است، باید درآمدهای صادراتی به حساب کشور بازگردد. ضمن اینکه استمرار این شرایط نیز بسیار مهم است و باید دید در آینده این روند ادامه پیدا میکند یا بار دیگر تحریمها بازمیگردند.
گشایش ارزی زمانی مؤثر است که به سفره مردم برسد
او با بیان اینکه آزادسازی این پولها یک گشایش ارزی برای دولت محسوب میشود، خاطرنشان کرد: این امکان وجود دارد که در برابر کاهش قیمتها مقاومتهایی صورت گیرد. به عنوان مثال، اگر قیمت محصولاتی مانند برنج، لبنیات، محصولات پتروشیمی و ... افزایش یافته، باید با این اتفاق قیمتها کاهش پیدا کند و اگر فعالان این بخشها از کاهش قیمت خودداری کنند، کاهش محسوسی رخ نخواهد داد. این گشایش ارزی باید در سفره مردم قابل مشاهده باشد. روی کاغذ چنین اتفاقی محتمل است و قطعا در صورت طی شدن مسیر درست، بر بورس کشور نیز تأثیر میگذارد و بانکها هم شرایط بهتری خواهند داشت.
لزوم رفع ناکارآمدیها و هماهنگی نهادهای اقتصادی
این اقتصاددان با بیان اینکه ناکارآمدیها باید برطرف شود، توضیح داد: متأسفانه مشکل کشور ما وجود کشمکش میان نیروهای مختلف است. به عنوان مثال، بخشی از دولت حمایت میکنند و بخشی دیگر در مقابل دولت قرار دارند؛ همین موضوع باعث محدود شدن اختیارات دولت میشود. اکنون توپ در زمین اقتصاد ایران است و سازمان برنامه و بودجه، وزارت اقتصاد و بانک مرکزی باید به بهترین شکل از این شرایط بهره ببرند تا آثار این اتفاق در سفره مردم ملموس و قابل مشاهده باشد.
اولویت مصرف منابع
بغزیان در پاسخ به این سوال که بهترین محل مصرف این پولها در صورت دریافت به شکل نقدی چیست، اظهار کرد: شخصا معتقدم صنایع اولویتدار و بخشهایی که مستقیما با سفره مردم در ارتباط هستند باید در اولویت قرار گیرند. حوزههایی مانند دارو و کشاورزی نیز به سلامت جامعه کمک میکنند و در اولویت هستند. مواردی مانند هواپیما و ... هم نیاز کشور است، اما نگرانی ما این است که این منابع در اختیار واردکنندگان کالاهای لوکس مانند آیفون ۱۷ و خودرو قرار گیرد که به خودی خود پنج تا شش میلیارد دلار منابع را مصرف میکند و در شرایط فعلی اولویت کشور نیست. چنین اتفاقی میتواند موجب نارضایتی شود.
کاهش هزینه تولید
او تأکید کرد: اولویت دولت باید تأمین نیازهای اساسی باشد. صنایع مهمی که آسیب دیدهاند باید بازسازی شوند تا هزینه تأمین مواد اولیه کاهش یابد. ضمن اینکه واردات مواد اولیه نیز بسیار مهم است؛ زیرا بخش زیادی از افزایش قیمتها با استناد به کمبود مواد اولیه رخ داده است. بخش قابل توجهی از تورم نیز ناشی از همین کمبودها بوده که در نهایت هزینه تولید را افزایش داده است. این ارز آزادشده، با این فرض که تحریمها نیز برداشته شوند، باید در بخشهای اساسی اقتصاد مورد استفاده قرار گیرد.
چرا کاهش قیمتها در ایران بهسادگی رخ نمیدهد؟
بغزیان در پاسخ به این سوال که آثار مثبت آزادسازی منابع ارزی چه زمانی بر نرخ تورم و معیشت مردم نمایان میشود، توضیح داد: اگر با این فرض پاسخ بدهم که به شرایط غیرجنگی و افزایش درآمدهای ارزی بازمیگردیم، باید شاهد کاهش قیمتها باشیم؛ اما متأسفانه در کشور ما اغلب چنین اتفاقی رخ نمیدهد. به عنوان مثال، قیمت خودرو و قطعات یدکی افزایش پیدا میکند؛ سپس قیمت خودرو کاهش مییابد، اما قیمت قطعات همچنان بالا باقی میماند و در نتیجه خودروساز یا واردکننده نیز دوباره قیمتها را افزایش میدهد.
او در پایان گفت: دولت باید همه ظرفیتهای خود را برای تحقق کاهش قیمتها به کار گیرد. متأسفانه به دلیل بیثباتی و نااطمینانی موجود در اقتصاد، کاهش قیمتها آنگونه که باید اتفاق نمیافتد؛ در حالی که انتظار میرود این روند محقق شود.