به گزارش اکواقتصاد، معاملات نخستین روز تیرماه با افزایش محسوس عرضهها، تشکیل صفهای فروش در بخشی از نمادها و عقبنشینی خریداران آغاز شد؛ فضایی که بسیاری آن را به اظهارات اخیر وزیر اقتصاد درباره نرخ سود بانکی یا اخبار سیاسی نسبت دادند. با این حال، بررسی روند بازار نشان میدهد این عوامل بیشتر نقش «محرک» اصلاح را ایفا کردند و نه علت اصلی آن.
بورس طی هفتههای گذشته یکی از پررونقترین دورههای خود را پشت سر گذاشت و بسیاری از سهام در مدت کوتاهی رشد قابل توجهی را تجربه کردند. در چنین شرایطی، اصلاح قیمتها و شناسایی سود توسط معاملهگران نه تنها پدیدهای غیرمنتظره نیست، بلکه بخشی طبیعی از فرآیند حرکت بازار محسوب میشود.
آنچه بیش از هر چیز در معاملات اخیر جلب توجه میکند، غلبه رفتارهای هیجانی بر تصمیمات سرمایهگذاران است. همانطور که چند روز قبل بسیاری از نمادها بدون توجه به ارزش ذاتی با صفهای خرید همراه بودند، اکنون نیز بخشی از عرضهها ناشی از ترس از دست رفتن سودهای کسبشده است. این موضوع نشان میدهد بازار همچنان بیش از آنکه بر تحلیل استوار باشد، به سرعت تحت تأثیر جریان اخبار و احساسات قرار میگیرد.
در این میان، موضوع نرخ بهره یکی از مهمترین دغدغههای فعالان بازار بوده است. هرچند افزایش نرخهای بانکی معمولاً به عنوان عاملی منفی برای بازار سرمایه تلقی میشود، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند آنچه این روزها مطرح شده، بیش از آنکه افزایش واقعی نرخ بهره باشد، نزدیک شدن نرخهای رسمی به نرخهایی است که مدتها در بازار پول جریان داشته است. از این منظر، تأثیر واقعی این موضوع بر سودآوری شرکتها و ارزشگذاری سهام، به اندازهای که در فضای روانی بازار منعکس شده، نخواهد بود.
عامل دیگری که همچنان بر رفتار سرمایهگذاران سایه انداخته، تحولات سیاسی و مذاکرات خارجی است. تجربه سالهای گذشته نشان داده بازار سرمایه نسبت به اخبار مذاکرات بسیار حساس است و هر خبر مثبت یا منفی میتواند جهت معاملات را در کوتاهمدت تغییر دهد. با این حال، آنچه تاکنون مشاهده شده، ادامه فضای مذاکره و ارسال سیگنالهایی در جهت کاهش برخی محدودیتها بوده است؛ موضوعی که مانع از تشدید فشار فروش در بازار شد.
در معاملات روز جاری نیز چند عامل به بهبود نسبی شرایط کمک کرد. انتشار اخبار امیدوارکننده از روند مذاکرات، اعلام برخی دستاوردها در حوزه کاهش محدودیتهای صادراتی و همچنین حضور مسئولان اقتصادی در بازار، تا حدی از نگرانی معاملهگران کاست. علاوه بر این، فعالیت مؤثر برخی صندوقهای تثبیت و توسعه بازار و افزایش حمایت حقوقیها از سهام نیز موجب شد شدت عرضهها نسبت به ابتدای معاملات کاهش یابد.
با وجود این تحولات، به نظر میرسد مهمترین تغییر این روزهای بورس، تغییر ماهیت روند بازار باشد. در بهار، تقریباً اکثر گروهها و نمادها به صورت همزمان رشد کردند و انتخاب سهم اهمیت کمتری داشت، اما اکنون شرایط متفاوت شده است. از این پس گزارشهای ماهانه، عملکرد سهماهه شرکتها، وضعیت فروش، سودآوری و تحولات صنایع مختلف نقش پررنگتری در تعیین مسیر هر سهم خواهند داشت.
در واقع بازار وارد مرحلهای شده که دیگر رشدهای یکدست و فراگیر گذشته به سادگی تکرار نخواهد شد. سرمایهگذارانی که صرفاً بر موج هیجان حرکت کنند، ممکن است بازدهی کمتری نسبت به افرادی کسب کنند که بر مبنای تحلیل بنیادی اقدام به انتخاب سهم میکنند.
از منظر ارزشگذاری نیز هنوز نشانهای از حباب فراگیر در بازار دیده نمیشود. افت اخیر قیمتها باعث شده نسبت قیمت به درآمد بسیاری از شرکتها در سطوح جذابتری قرار گیرد و همین موضوع از نگاه بسیاری از تحلیلگران، یکی از مهمترین عوامل محدودکننده ریسک نزول شدید بازار محسوب میشود.
البته این به معنای نبود ریسک نیست. تحولات سیاسی، تصمیمات مرتبط با نرخ بهره، وضعیت بودجه دولت و روند نرخ ارز همچنان مهمترین متغیرهایی هستند که میتوانند مسیر بورس را تغییر دهند. با این حال، تا زمانی که سودآوری شرکتها حفظ شود و گزارشهای مالی مطلوب منتشر شود، بسیاری از کارشناسان افتهای اخیر را بیشتر فرصتی برای اصلاح و متعادل شدن بازار میدانند تا آغاز یک روند نزولی بلندمدت.
اکنون بازار سرمایه در آستانه فصل جدیدی قرار گرفته است؛ فصلی که احتمالاً با نوسانات بیشتری نسبت به بهار همراه خواهد بود، اما در مقابل فرصتهای تحلیلی بیشتری نیز در اختیار سرمایهگذاران قرار میدهد. اگر بهار، فصل رشد فراگیر بورس بود، تابستان میتواند فصل رقابت تحلیلگران برای شناسایی سهام برتر باشد؛ دورهای که در آن کیفیت گزارشهای مالی، چشمانداز صنایع و انتخاب هوشمندانه، بیش از هر زمان دیگری تعیینکننده بازدهی سرمایهگذاران خواهد بود.
فاطمه حاج علی