بورس بر دوراهی ابهام سیاسی و ارزندگی اقتصادی
ایمان رئیسی؛ کارشناس بورس- بازار سرمایه روزهایی سرشار از هیجان و تحولات پرشتاب را سپری می‌کند؛ روزهایی که علی‌رغم پیش‌بینی‌های بدبینانه مبنی بر تعطیلی بازار، اصرار بر تداوم معاملات و مدیریت جریان نقدینگی، پویایی بورس را حفظ کرد. با این حال، سایه سنگین ابهامات سیاسی و ژئوپلیتیک، تصمیم‌گیری را برای فعالان این بازار پیچیده کرده است.

به گزارش اکو اقتصاد، تحلیل حاضر به بررسی رفتارهای متناقض و در عین حال منطقی بازار در این برهه حساس می‌پردازد.
تورم و جهش سودآوری؛ پدیده‌ای فراتر از ارزش ذاتی
یکی از واقعیت‌های ملموس اقتصاد ایران، تأثیر مستقیم انتظارات تورمی و متغیرهای کلان بر صورت‌های مالی شرکت‌هاست. نگاهی به عملکرد صنایع نشان می‌دهد که بخشی از گروه‌ها به واسطه تورم ساختاری و شرایط اقتصادی کشور، با جهش چندبرابری در سودآوری مواجه شده‌اند.
هرچند ریشه این جهش تا حدودی به پدیده تورم بازمی‌گردد، اما این امر هرگز به معنای بی‌ارزشی یا حباب بودن این صنایع نیست؛ چراکه انطباق ارزش دارایی‌ها و درآمدهای شرکتی با نرخ تورم، یک واقعیت استاندارد اقتصادی است که در بسیاری از کشورهای جهان نیز رخ می‌دهد و جذابیت بنیادی این گروه‌ها را دوچندان می‌کند.
مدیریت نقدینگی؛ سد دفاعی بازار در برابر بحران
انتظار فعالان بازار از نهاد ناظر در روزهای اوج تنش، صیانت از ارزندگی بازار بود؛ رویدادی که با مدیریت هوشمندانه، بازگشایی اصولی و به‌ویژه تأمین بهینه نقدینگی جهت کنترل هیجانات، به خوبی محقق شد و بازار توانست تلاطم اولیه را پشت سر بگذارد.
از سوی دیگر، از منظر تحلیلگران تکنیکال، شاخص کل پیش از بروز این تنش‌ها نیز در محدوده مقاومتی قرار داشت و مستعد یک دوره استراحت بود. بنابراین، چنانچه سناریوهای بدبینانه سیاسی محقق نشوند و شرایط به سمت صلح و ثبات حرکت کند، بازار سرمایه می‌تواند پس از تکمیل این اصلاح زمانی و قیمتی، مجدداً به مدار صعودی قبلی خود بازگردد.
 واگرایی سهم‌ها از شاخص کل
نکته کلیدی در رفتار حرکتی بازار این است که بورس دیگر یکپارچه عمل نمی‌کند. در جریان اصلاح اخیر شاخص کل، بسیاری از نمادها و صنایع تاب‌آور نشان دادند که همبستگی کاملی با افت شاخص ندارند؛ آن‌ها به وضوح مسیر حرکتی خود را از کلیت بازار جدا کرده و بر مبنای محرک‌های بنیادی خود دست به بازآرایی زده‌اند.
 پارادوکس تصمیم‌گیری: ارزندگی اقتصادی در برابر ابهام سیاسی
در شرایط کنونی، بورس تهران با یک پارادوکس ساختاری مواجه است که توصیه به ورود یا خروج را برای کارشناسان دشوار می‌سازد:
*چشم‌انداز سیاسی: به دلیل بالا بودن سطح نااطمینانی‌ها و ریسک‌های سیستماتیک، عملاً نمی‌توان سیگنال قطعی برای ورود سرمایه‌های جدید صادر کرد و ریسک‌گریزی در کوتاه‌مدت کاملاً منطقی است.
*واقعیت اقتصادی: از منظر معیارهای سنجش ارزش، بورس در حال حاضر ارزان‌ترین بازار مالی کشور است. تجربه نشان داده است که به محض فروکش کردن درگیری‌ها و رفع ابهامات، این ارزندگی به سرعت خود را در قالب تقاضای سنگین نشان خواهد داد.
 واقعیت عینی دامنه نوسان و صف‌های خرید
یکی از ذهنیت‌های رایج در میان سرمایه‌گذاران بیرون بازار این بود که: «حتی در صورت رشد بورس، می‌توان با پذیرش ۱۰ درصد جریمه عقب‌ماندگی، پس از تثبیت شرایط وارد بازار شد.»* اما مکانیزم معاملات در روزهای صعودی و حضور دامنه نوسان، این فرضیه را ابطال کرد.تشکیل صف‌های خرید سنگین و قفل شدن معاملات نشان داد که بازار در زمان صعود، عملاً فرصت ورود و حجم مبنای لازم را به سرمایه‌گذاران جامانده نمی‌دهد. از این رو، استراتژی صبوری مطلق برای ورود در سقف‌ها، ریسک جا ماندن دائمی از رالی‌های تورمی را به همراه دارد.### جمع‌بندیبورس تهران آزمون نقدشوندگی را در سخت‌ترین روزهای سیاسی با موفقیت پشت سر گذاشت. اگرچه ابهامات تا زمان ثبات کامل پایدار خواهند بود، اما پتانسیل‌های انباشته‌شده اقتصادی و ارزندگی مفرط قیمت‌ها، بورس را به محض بازگشت آرامش، به پیشتاز بازارهای موازی تبدیل خواهد کرد.

0 نظر:

نظر بدهید