به گزارش اکو اقتصاد، اقتصاد جهانی در حال ورود به دورهای است که میتوان آن را «عصر تأمین مالی ریسک» نامید. در این دوره، منابع مالی فراوانتر از گذشته وجود دارند، اما تخصیص آنها به پروژهها بیش از هر زمان دیگری به مدیریت ریسک وابسته شده است.
نگاهی به روندهای جهانی نشان میدهد صندوقهای اعتبار خصوصی از سال ۲۰۲۳ تاکنون حدود ۵۶۰ میلیارد دلار وام جدید به شرکتهای آمریکایی پرداخت کردهاند؛ رقمی که نشان میدهد کمبود سرمایه الزاماً مسئله اصلی نیست.
اما نکته مهم اینجاست که این منابع به همه بخشها و همه پروژهها به یک اندازه اختصاص پیدا نمیکنند. سرمایه به سمت حوزههایی حرکت میکند که بتوان ریسک آنها را مدیریت، تضمین یا توزیع کرد.
این تغییر نگرش به وضوح در پروژههای زیرساختی جهان دیده میشود. در آفریقا، بانک توسعه آفریقا به جای تزریق مستقیم منابع مالی، در حال توسعه سازوکارهای تضمین و بیمه سرمایهگذاری است تا ریسک پروژهها کاهش یابد و سرمایهگذاران خصوصی وارد میدان شوند. هدف اصلی نه تأمین پول، بلکه کاهش ریسک سرمایهگذاری است.
در اروپا نیز تجربه مشابهی مشاهده میشود. پروژههای انرژی تجدیدپذیر بیش از هر چیز از قراردادهای تضمین درآمد و سازوکارهای پوشش ریسک استفاده میکنند. مطالعات جدید نشان میدهد بسیاری از این ابزارها حتی بیش از یارانههای دولتی، هزینه تأمین مالی پروژهها را کاهش دادهاند.
حتی در چین که یکی از بزرگترین نظامهای بانکی جهان را در اختیار دارد، سیاستگذاران با مسئلهای متفاوت روبهرو شدهاند. بانکها منابع دارند، اما تقاضای مؤثر برای دریافت اعتبار ضعیف شده است. به همین دلیل بانک مرکزی چین ناچار شده بانکهای بزرگ را به افزایش اعطای تسهیلات تشویق کند.
این اتفاق یک پیام مهم دارد: در اقتصاد امروز، وجود پول به معنای جریان یافتن تأمین مالی نیست.
سرمایهگذاران و اعتباردهندگان بیش از گذشته به کیفیت پروژه، پایداری جریان نقدی و قابلیت مدیریت ریسک توجه میکنند. به همین دلیل است که بسیاری از تحلیلگران معتقدند رقابت آینده اقتصادها نه بر سر جذب پول، بلکه بر سر کاهش ریسک خواهد بود.
این موضوع برای ایران نیز اهمیت ویژهای دارد. بخش قابل توجهی از مباحث تأمین مالی در کشور همچنان حول کمبود منابع بانکی، محدودیت اعتبارات و نیاز به نقدینگی میچرخد. اما تجربه جهانی نشان میدهد کشورهایی موفقتر بودهاند که توانستهاند ریسک پروژهها را کاهش دهند، نه صرفاً منابع بیشتری به آنها تزریق کنند.
در واقع، سرمایه به دنبال بازدهی نیست؛ سرمایه به دنبال بازدهی متناسب با ریسک است.
هرچه عدم قطعیت کمتر شود، هزینه تأمین مالی نیز کاهش مییابد. به همین دلیل در بسیاری از اقتصادهای جهان، ابزارهای تضمین، بیمه اعتباری، تأمین مالی زنجیره تأمین و قراردادهای بلندمدت خرید، به اندازه بانکها و بازار سرمایه اهمیت پیدا کردهاند.
شاید مهمترین تحول تأمین مالی در سالهای اخیر همین باشد؛ اینکه پول دیگر کمیابترین عنصر زنجیره تأمین مالی نیست.
عنصر کمیاب، «اعتماد به آینده» است و هر اقتصادی که بتواند این اعتماد را ایجاد کند، راحتتر از دیگران سرمایه جذب خواهد کرد؛ حتی اگر منابع مالی کمتری نسبت به رقبا در اختیار داشته باشد.