به گزارش اکو اقتصاد، سید محمدرضا موسوی، پژوهشگر اقتصاد مالی، با اشاره به تغییر رفتار سرمایهگذاران در بازار سرمایه اظهار کرد: «سالیان سال معاملات نماد خودرو بر کلیت بازار سرمایه اثرگذار بود. با صف خرید یا صف فروش شدن خودرو، بلافاصله معاملات بسیاری از نمادها نیز تحت تأثیر قرار میگرفت و فضای بازار قوی یا ضعیف میشد.»
وی افزود: «از آن جمعیت عظیمی که در سال ۱۳۹۹ وارد بورس شدند و میتوانستند نقطه عطفی تاریخی در توسعه بازار سرمایه و تعمیق آن باشند، بخش قابل توجهی پس از آسیبهای وارد شده در سال ۱۳۹۹ و همچنین اردیبهشت سیاه ۱۴۰۲ از بازار خارج شدند. پس از آن نیز اتفاقات فشرده سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ و دو جنگ اخیر موجب شد تنها سرمایهگذاران حرفهای و جانسخت در بازار باقی بمانند.»
موسوی با تأکید بر تغییر ساختار معاملات در سالهای اخیر گفت: «در یکی دو سال گذشته مسیر حرکت بسیاری از سهمها و صنایع از لیدرهای سنتی بازار جدا شده است. صنایعی مانند سیمان و نمادهایی همچون شپدیس، فملی، غکورش، فسوژ، شکام و فزر مسیر مستقل خود را طی کردهاند و در بسیاری از موارد بازدهی بیشتری نسبت به لیدرهای قدیمی بازار داشتهاند.»
این پژوهشگر اقتصاد مالی ادامه داد: «اوج بلوغ بازار سرمایه را میتوان در بازگشایی بازار پس از جنگ مشاهده کرد. امروز نمادهایی که نسبت قیمت به سود آیندهنگر آنها کمتر از دو تا سه واحد است و تعدادشان در سال جاری به شکل محسوسی افزایش یافته، قویترین معاملات بازار را تجربه میکنند و عملاً توجهی به لیدرهای سنتی مانند خودرو، خساپا، وبملت، شپنا، شبندر، فملی و فارس ندارند.»
وی تصریح کرد: «اگر علت شکلگیری قویترین صفهای خرید بازار را بررسی کنیم، معمولاً به یک عامل بنیادی میرسیم؛ یا گزارش زمستان شرکتها فراتر از انتظار بوده، یا صورتهای مالی سالانه عملکرد مطلوبی را نشان داده و یا گزارشهای فروردین و اردیبهشت از رشد قابل توجه سودآوری حکایت داشته است. در واقع نقدینگی امروز بیش از هر زمان دیگری به دنبال بهترین عملکردها حرکت میکند.»
موسوی خاطرنشان کرد: «نمادهایی مانند شپنا، شبندر، فملی، هرمز، دتوزیع، غپینو، سرود، سیسکو، فسوژ، توسن، هجرت، دارو، غبشهر، دلقما، کرازی، کهمدا، دزاگرس و تلیسه نه پروژه شدهاند و نه وابستگی خاصی به لیدرهای بازار دارند؛ بلکه بازار به استقبال جهش سودآوری آنها در سال ۱۴۰۵ رفته است.»
وی درباره تردید برخی فعالان نسبت به رشد بازار پس از جنگ اظهار داشت: «هنوز هم برخی میپرسند چگونه بورس پس از جنگ مثبت شده و حتی این فرضیه را مطرح میکنند که دولت به شکل دستوری بازار را سبز نگه داشته است. همچنین این سؤال مطرح میشود که چرا بخش بزرگی از کارشناسان انتظار ریزش سنگین بازار و حتی بحران در صندوقهای اهرمی را داشتند.»
این کارشناس بازار سرمایه در پاسخ به این پرسش گفت: «به نظر میرسد بخشی از کارشناسان تحت تأثیر فضای روانی حاکم قرار گرفتند و وزن کافی به واقعیتهای بنیادی و تجربه تاریخی دورههای رونق بازار ندادند. از سال ۱۳۸۵ به بعد نیز معمولاً بازار سرمایه با یک وقفه زمانی نسبت به رشد تورم و نرخ ارز وارد فاز صعودی شده است.»
وی افزود: «این پرسش مهمی است که بورس ایران در سال ۱۴۰۴ تا چه میزان از تورم عقب مانده بود. تنها در دو ماه اخیر، رشد شدید نرخ ارز و تورم، ارزش جایگزینی داراییهای شرکتها از جمله زمین، تجهیزات و ماشینآلات را به شکل محسوسی افزایش داده است. از سوی دیگر فروش بسیاری از شرکتها نسبت به گذشته چند برابر شده و طبیعی است که بازار در نهایت این واقعیتها را در قیمت سهام منعکس کند.»
موسوی در پایان تأکید کرد: «در کنار تمامی این عوامل، یک متغیر بنیادی مهم نیز به کمک بازار آمد و آن حذف ارز ترجیحی بود؛ موضوعی که سالها از مطالبات فعالان بازار سرمایه محسوب میشد. با این تحول، نرخ تسعیر درآمد بسیاری از شرکتها از محدوده ۵۰ تا ۷۰ هزار تومان به حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ هزار تومان رسید و آثار آن به تدریج در صورتهای مالی شرکتها نمایان شد. همین مسئله یکی از مهمترین دلایل تقویت چشمانداز سودآوری بنگاههای بورسی در سال ۱۴۰۵ است.»