به گزارش اکو اقتصاد، به بیان ساده، بسیاری از شرکتهای بزرگ دنیا به این نتیجه رسیدهاند که ارزانترین منبع تأمین مالی نه بانک است، نه بازار سرمایه و نه سرمایهگذار جدید؛ بلکه پولی است که همین حالا در ترازنامه خودشان قفل شده است.
گزارشهای جدید بانکها و مؤسسات مالی بینالمللی نشان میدهد شرکتها بیش از گذشته به دنبال آزادسازی سرمایه در گردش، کاهش دوره وصول مطالبات و بهینهسازی زنجیره تأمین هستند. برآوردها نشان میدهد حدود ۲.۶ تریلیون دلار نقدینگی در شرکتهای جهان در قالب سرمایه در گردش بلوکه شده و قابلیت آزادسازی دارد.
این عدد اهمیت یک واقعیت مهم را نشان میدهد: بسیاری از بنگاهها قبل از آنکه به فکر استقراض باشند، به دنبال پیدا کردن پولی هستند که همین حالا در داخل کسبوکارشان وجود دارد اما به دلیل ناکارآمدی عملیاتی قابل استفاده نیست.
تغییر نگاه به تأمین مالی
در دهه گذشته، رشد اقتصادی جهان تا حد زیادی بر پایه پول ارزان شکل گرفت. نرخهای بهره پایین باعث میشد استقراض سادهترین راه تأمین منابع باشد. اما با افزایش هزینه تأمین مالی و حساستر شدن بازارهای اعتباری، مدیران مالی ناچار شدهاند نگاه متفاوتی به منابع سرمایه داشته باشند.
در نتیجه، مفهوم جدیدی در حال شکلگیری است؛ تأمین مالی از طریق بهرهوری. در این رویکرد، شرکت به جای آنکه برای اجرای یک پروژه جدید وام بگیرد، ابتدا تلاش میکند نقدینگی محبوس در چرخه عملیاتی خود را آزاد کند.
برای مثال کاهش زمان وصول مطالبات- بهینهسازی موجودی انبار، کوتاهتر کردن چرخه تبدیل وجه نقد و استفاده از ابزارهای تأمین مالی زنجیره تأمین همگی به منابعی تبدیل شدهاند که میتوانند بدون افزایش بدهی، ظرفیت سرمایهگذاری ایجاد کنند.
ظهور عصر سرمایه در گردش
اگر دهه قبل، بازار بدهی مهمترین موضوع مدیران مالی بود، به نظر میرسد دهه پیش رو متعلق به سرمایه در گردش باشد. بررسیهای جدید نشان میدهد بسیاری از شرکتهای بزرگ جهان اکنون مدیریت سرمایه در گردش را در سطح هیئتمدیره دنبال میکنند. دلیل آن هم روشن است؛ آزادسازی نقدینگی داخلی نه هزینه بهره دارد، نه ریسک استقراض ایجاد میکند و نه نسبتهای مالی شرکت را تحت فشار قرار میدهد.
به همین دلیل ابزارهایی مانند تأمین مالی زنجیره تأمین، تنزیل پویا، خرید دین و برنامههای مدیریت مطالبات به سرعت در حال گسترش هستند.
یک درس مهم برای اقتصاد ایران
در ایران، بحث تأمین مالی معمولاً به کمبود منابع گره میخورد. بنگاهها از نبود تسهیلات بانکی میگویند و سیاستگذاران از محدودیت منابع. اما تجربه جهانی نشان میدهد بخشی از مسئله ممکن است نه کمبود پول، بلکه نحوه گردش پول باشد. بسیاری از بنگاهها پیش از آنکه نیازمند منابع جدید باشند، با مشکل حبس نقدینگی در مطالبات، موجودیهای مازاد یا چرخههای عملیاتی ناکارآمد روبهرو هستند. در چنین شرایطی، تأمین مالی صرفاً به معنای تزریق پول جدید نیست؛ بلکه به معنای افزایش سرعت گردش پول موجود است.
شاید مهمترین تحول تأمین مالی در سال ۲۰۲۶ این باشد که شرکتها به تدریج در حال فاصله گرفتن از وابستگی مطلق به منابع بیرونی هستند. جهان پس از سالها تمرکز بر وام، اوراق بدهی و جذب سرمایه، اکنون دوباره به یک سؤال ساده برگشته است:
آیا واقعاً برای تأمین مالی بیشتر، به پول جدید نیاز داریم؟ یا بخشی از منابع موردنیاز همین حالا در دل ترازنامه شرکتها پنهان شده و فقط باید آزاد شود؟