به گزارش اکو اقتصاد، فصل پیشرو برای مایکل آرتتا را میتوان مهمترین مقطع دوران مربیگری او در آرسنال دانست؛ فصلی که در آن دیگر صرفاً بحث بر سر پیشرفت ساختاری یا تثبیت جایگاه رقابتی نیست، بلکه موضوع اصلی به یک سؤال بنیادین خلاصه میشود: آیا آرسنال حاضر است برای قهرمانی، در شیوه بازی خود بازنگری کند؟
آرسنال در سالهای اخیر تحت هدایت آرتتا به یکی از منظمترین تیمهای اروپا تبدیل شده است. این تیم بر پایه اصولی چون مالکیت توپ، کنترل ریتم بازی، ساختار دفاعی دقیق و پرس هماهنگ شکل گرفته است؛ سبکی که ریشه فکری آن به مکتب پپ گواردیولا بازمیگردد. در این مدل، تیم تلاش میکند بازی را «مدیریت» کند، نه صرفاً «واکنش نشان دهد».
اما همین ساختار دقیق، در برخی مقاطع به نقطه بحث تبدیل شده است. منتقدان معتقدند آرسنال در بازیهای بزرگ و مراحل حذفی، گاهی بیش از حد در چارچوب کنترل و نظم باقی میماند و از تغییر ریتم ناگهانی، ریسکپذیری مستقیم و بازی واکنشی مؤثر محروم میشود. به بیان سادهتر، تیمی که در «مدیریت بازی» عالی عمل میکند، در «شکستن بازی» با مشکل مواجه میشود.در ادبیات تاکتیکی فوتبال، میتوان این تفاوت را به دو رویکرد نسبت داد: فوتبال «ساختارمحور و نظمگرا» در برابر فوتبال «واکنشگرا و موقعیتمحور». سؤال مهم درباره آرسنال این است که آیا آرتتا قصد دارد از اولی فاصله بگیرد و به سمت دومی حرکت کند یا خیر.
نشانهها نشان میدهد که تغییر کامل فلسفه محتمل نیست. آرتتا به احتمال زیاد هویت تاکتیکی خود را حفظ خواهد کرد، چرا که همین هویت پایه جهش آرسنال از یک تیم متوسط به یک مدعی واقعی بوده است. اما آنچه در فصل جدید محتملتر به نظر میرسد، «تکامل در کاربرد فلسفه» است نه تغییر فلسفه.
این تکامل میتواند در چند محور کلیدی دیده شود:
افزایش سرعت بازی در فاز انتقال و ضدحملات
کاهش وابستگی به گردش طولانی توپ در مناطق کمخطر
افزایش آزادی عمل بازیکنان خلاق در یکسوم هجومی
و مهمتر از همه، پذیرش لحظات واکنشی بهجای کنترل مطلق در بازیهای بزرگ
در واقع، پرسش اصلی این نیست که آرسنال از یک تیم «نظمگرا» به یک تیم «واکنشگرا» تبدیل میشود یا نه؛ بلکه این است که آیا میتواند بین این دو رویکرد تعادل ایجاد کند یا خیر. تیمهای قهرمان مدرن معمولاً نه صرفاً کنترلگرا هستند و نه صرفاً واکنشی، بلکه توانایی تغییر بین این دو حالت را در جریان بازی دارند.
باشگاه آرسنال اکنون در نقطهای قرار دارد که صبر ساختاری جای خود را به انتظار نتیجه داده است. اگر در سالهای گذشته هدف اصلی بازسازی هویت و بازگشت به سطح بالا بود، امروز هدف کاملاً مشخص است: کسب جام.
در چنین شرایطی، فصل آینده برای آرتتا تنها یک فصل تاکتیکی نیست، بلکه آزمونی برای بلوغ فکری اوست؛ اینکه آیا میتواند بدون کنار گذاشتن اصول خود، به اندازه کافی انعطافپذیر شود تا از یک تیم منظم و رقابتی، یک تیم قهرمان بسازد.در نهایت، سؤال کلیدی فصل این است: آیا آرسنال همچنان در چارچوب یک فلسفه «نظمگرا» باقی میماند، یا برای عبور از مرز قهرمانی، به سمت یک مدل ترکیبی با مؤلفههای «واکنشگرا» حرکت خواهد کرد؟