به گزارش اکو اقتصاد، سهشنبه برای بسیاری از شرکتها، روز تسویه با تأمینکنندههاست؛ یا شاید دقیقتر، روز مذاکره برای عقب انداختن تسویهها. در ظاهر، این فقط بخشی از روابط تجاری معمول است؛ اما در واقع، یکی از مهمترین و کمتر دیدهشدهترین مدلهای تأمین مالی در اقتصاد ایران همینجاست: «اعتبار تجاری».
وقتی بنگاهی مواد اولیه، کالا یا خدمات را میگیرد اما قرار است چند ماه بعد پولش را پرداخت کند، در حقیقت از فروشنده خود تأمین مالی گرفته است. در اقتصادهای پیشرفته، این مدل کاملاً شناختهشده و ساختارمند است. شرکتها از ابزارهایی مثل فاکتورینگ، تأمین مالی زنجیره تأمین یا بیمه اعتبار تجاری استفاده میکنند تا فشار نقدینگی را مدیریت کنند. اما در ایران، این فرآیند اغلب غیررسمی، پرریسک و مبتنی بر اعتماد شخصی است.
به همین دلیل، بسیاری از بنگاهها امروز بیش از آنکه به بانک وابسته باشند، به «صبر فروشنده» وابستهاند. کافی است پای صحبت تولیدکنندهها بنشینید تا متوجه شوید بخش مهمی از چرخ تولید، نه با پول نقد، بلکه با خریدهای مدتدار میچرخد. تأمینکننده مواد اولیه، به امید دریافت پول در آینده، کالا را تحویل میدهد و عملاً بخشی از فشار مالی خریدار را تحمل میکند.
این یعنی زنجیره تولید، خودش تبدیل به شبکه تأمین مالی شده است. اما این مدل، یک نقطه ضعف جدی هم دارد: فشار مالی از بین نمیرود؛ فقط در زنجیره جابهجا میشود. وقتی فروش نهایی کند شود یا نقدینگی در بازار کاهش پیدا کند، اولین اتفاق این است که دوره تسویهها طولانیتر میشود. بعد از آن، تأخیرها به حلقههای قبلی زنجیره منتقل میشود و در نهایت کل بازار وارد چرخه بیاعتمادی میشود.
به همین دلیل است که در بسیاری از رکودها، اولین نشانه بحران نه کاهش فروش، بلکه سختتر شدن شرایط خرید نسیه است. در اقتصاد ایران، اعتبار تجاری سالها به اقتصاد کمک کرده تا کمبود منابع رسمی را جبران کند. اما همزمان، همین مدل باعث شده بخش مهمی از ریسک مالی از بانکها به دوش خود بنگاهها منتقل شود.
یعنی شرکتها فقط تولیدکننده یا فروشنده نیستند؛ ناخواسته تبدیل به اعتباردهنده هم شدهاند. این وضعیت، بهویژه برای کسبوکارهای کوچک خطرناکتر است. چون آنها معمولاً نقدینگی محدودتری دارند و اگر مطالباتشان دیر وصول شود، خودشان زودتر وارد بحران میشوند.
در دنیا، یکی از ابزارهای مهم حمایت از تولید، توسعه تأمین مالی زنجیره تأمین است؛ یعنی بانک یا نهاد مالی، ریسک این معاملات مدتدار را پوشش میدهد تا فشار از دوش بنگاهها برداشته شود. اما در ایران، هنوز بخش بزرگی از این ریسک، مستقیم روی رابطه خریدار و فروشنده باقی مانده است.
شاید به همین دلیل است که امروز، یکی از مهمترین بانکهای اقتصاد ایران، نه ساختمان شیشهای بانکها، بلکه دفتر حساب فروشندههاست. و سؤال اصلی این سهشنبه همین است: وقتی بنگاهها مجبورند از یکدیگر وام بگیرند، آیا نظام رسمی تأمین مالی هنوز کارکرد واقعی خودش را حفظ کرده است؟