به گزارش اکو اقتصاد، اما پرسش اصلی اینجاست که آیا توافق میان ایران و آمریکا میتواند به منزله نوشدارویی برای تمام دردهای مزمن اقتصاد کشور باشد؟ سلاحورزی با نگاهی واقعبینانه معتقد است که نباید میان «اثر روانی» و «اثر واقعی اقتصادی» توافق خلط مبحث کرد. بازار معمولاً پیشخور کردنِ اخبار را به وقوع آنها ترجیح میدهد؛ بدین معنا که صرفِ افزایش احتمال توافق، میتواند قیمت دلار را پایین بکشد، حتی پیش از آنکه کوچکترین منابع ارزیِ حاصل از آن وارد چرخه اقتصادی کشور شود.
نکته کلیدی که در این گزارش مورد تأکید قرار گرفته، تفاوت ماهوی اقتصاد امروز ایران با دوران پیش از برجام (سال ۱۳۹۴) است. برخلاف تصور برخی خوشبینان، حجم نقدینگی، فرسودگی ساختارهای اقتصادی و از همه مهمتر، تخریب اعتماد عمومی به پول ملی، امروز در سطحی بهمراتب پیچیدهتر قرار دارد. تحریم تنها بخشی از پازل مشکلات است و چالشهایی نظیر کسری بودجه سنگین، ناترازی بانکها و تورم مزمن، مسائلی هستند که حتی با یک توافق سیاسیِ ناپایدار نیز به صورت یکشبه قابل حل نخواهند بود.
در خصوص آینده بازار، پیشبینیها نشان میدهد که در صورت حصول توافق، شاهد یک واکنش هیجانی و افت قابلتوجه کوتاهمدت (احتمالاً ۲۰ تا ۳۰ درصدی) خواهیم بود که میتواند قیمت دلار را در کانال ۱۴۰ تا ۱۵۰ هزار تومان تثبیت کند. با این حال، بازگشت به قیمتهای بسیار پایینتر، تنها در صورتی ممکن است که توافقی گسترده و پایدار با پشتوانه اصلاحات جدی اقتصادی در داخل صورت گیرد که در حال حاضر نشانههای روشنی از آن دیده نمیشود.
همچنین در بازار طلا و سکه، تحلیلگر بر این نکته پافشاری دارد که قیمت سکه تنها تابع دلار نیست و وزن قیمت جهانی طلا و نقش آن به عنوان «پناهگاه امن» برای سرمایههای خرد در شرایط بیاعتمادی اقتصادی را نباید نادیده گرفت؛ موضوعی که باعث میشود افت سکه معمولاً کمتر از افت دلار باشد. در پایان، این گزارش هشدار میدهد که بازار ایران در واکنش به اخبار سیاسی همواره دچار افراط است؛ لذا اگر انتظارات برای توافق به هر دلیلی شکست بخورد، بازار میتواند با سرعتی باورنکردنی به مسیر پیشین بازگردد. بنابراین، بدون اصلاحات ساختاری در بودجه و سیاستهای پولی، توافق تنها میتواند مسکنی برای کنترل بخشی از بحران باشد، نه راهکاری برای درمان کامل پیکره رنجور اقتصاد کشور.