به گزارش اکو اقتصاد، سلمان نصیرزاده، کارشناس ارشد بازار سرمایه، درباره روند معاملات روزهای اخیر و واکنش بورس به فضای پرریسک کشور اظهار کرد: «اتفاقاتی که رخ داد، عملاً کشور را وارد یک فضای جنگی و پرریسک اقتصادی و اجتماعی کرد و طبیعتاً بازار سهام هم بهعنوان بازاری که نسبت به ریسکها حساس است، باید واکنش نشان میداد. تصور غالب میان فعالان بازار این بود که بورس با سقوط معناداری مواجه میشود و مدیریت بازار بسیار دشوار خواهد شد.»
وی افزود: «این نگاه عمدتاً بر اساس تجربه پس از جنگ ۱۲ روزه شکل گرفته بود؛ دورهای که بازار حدود دو ماه زمان نیاز داشت تا به تعادل جدید برسد. همین الگو را به جنگ ۴۰ روزه اخیر و توقف معاملات تعمیم داده بودند، اما در عمل این پیشبینیها محقق نشد.»
این کارشناس بازار سرمایه ادامه داد: «بسیاری از کارشناسان اعتقاد داشتند برای کنترل شرایط بازار باید بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار میلیارد تومان منابع تزریق شود، اما در نهایت حدود ۵۰ همت منابع تخصیص پیدا کرد که به نظر میرسد حتی تمام آن هم هزینه نشده است. در واقع مدیریت سازمان بورس، حقوقیها و صندوق تثبیت با استفاده از تجربه قبلی عملکرد بهتری داشتند و نوعی مدیریت فعال و حتی تهاجمی در بازار شکل گرفت.»
او توضیح داد: «فروشندگان بازار به این یقین رسیدند که پشتوانه حمایتی قدرتمندی پشت بازار وجود دارد. همین مسئله باعث شد فشار فروش کنترل شود. از طرف دیگر، در حدود ۸۰ روزی که بازار سهام تعطیل بود، تقریباً تمام بازارهای کالایی تحت تأثیر فضای تورمی و انتظارات تورمی رشد قابل توجهی را تجربه کردند، در حالی که بازار سهام عقب مانده بود.»
نصیرزاده با اشاره به افت ارزش دلاری بازار سرمایه گفت: «مارکت بازار سهام از محدوده ۷۰ تا ۸۰ میلیارد دلار به حوالی ۶۰ میلیارد دلار رسیده بود و نسبت به سایر بازارها جاماندگی معناداری داشت. به همین دلیل هم بازارساز و هم فعالان حقوقی و حقیقی به این جمعبندی رسیدند که بازار از منظر ارزندگی ظرفیت رشد دارد و پشت جریان حمایتی بازار قرار گرفتند.»
وی در عین حال تأکید کرد که این وضعیت، وجه منفی مهمی نیز دارد: «واقعیت این است که بازار سرمایه ایران طی سالهای اخیر بهطور مداوم کوچکتر شده است. از سال ۱۳۹۹ که ارزش بازار بالای ۴۰۰ میلیارد دلار بود تا امروز که وارد کانال ۶۰ میلیارد دلاری شدهایم، عملاً بازار سهام کوچک و کوچکتر شده و ذینفعان آن نیز کاهش پیدا کردهاند.»
او ادامه داد: «این کوچک شدن بازار را میتوان در ابزارهای حمایتی هم مشاهده کرد. برای مثال در طرح اوراق تبعی یا وام حمایتی ۲۰۰ میلیون تومانی که از سوی سازمان بورس مطرح شد، تنها حدود ۸۰ هزار تقاضا ثبت شد. این عدد نشان میدهد چه میزان از فعالان و سهامداران از بازار خارج شدهاند.»
این تحلیلگر بازار سرمایه معتقد است کوچک شدن بازار، آن را بیش از گذشته در معرض مدیریت سیاستگذار قرار داده است: «وقتی بازار کوچک و کمعمق میشود، سیاستگذار راحتتر میتواند آن را به هر سمتی که مدنظر دارد هدایت کند. متأسفانه در چنین شرایطی بسیاری از ابزارهای بازار سرمایه نیز کارکرد طبیعی خود را از دست میدهند.»
وی افزود: «وقتی بازار مرتب متوقف میشود، قوانین دائماً تغییر میکند و عمق بازار کاهش پیدا میکند، حتی ابزارهای پوشش ریسک هم گاهی به ابزار افزایش ریسک تبدیل میشوند. این موضوع یکی از آسیبهای جدی ساختار فعلی بازار است.»
نصیرزاده با اشاره به وضعیت ارزندگی بازار سهام گفت: «امروز اگر بازار را با نسبتهای تحلیلی نگاه کنیم، در محدوده P/E حدود ۳ واحد قرار دارد. این عدد از یک منظر نشانه ارزندگی بازار است، اما از منظر دیگر بازتابدهنده سطح بالای ریسک در اقتصاد و فضای سیاسی کشور است. همیشه پایین بودن P/E به معنای ارزندگی مطلق نیست؛ گاهی بازار صرفاً در حال قیمتگذاری ریسکهای سنگین است.»
او درباره سیاستهای اخیر دولت و بانک مرکزی نیز اظهار کرد: «بعد از آتشبس، سیاستگذار تلاش کرد نقدینگی سرگردان را که به سمت ارز و طلا حرکت میکرد، با ابزارهای مختلف کنترل کند. عرضه طلا در مرکز مبادله، پیشفروش خودرو با اختلاف قیمت معنادار و در نهایت بازگشایی مدیریتشده بازار سهام، همگی در همین راستا بود.»
وی ادامه داد: «در واقع سیاستگذار تلاش کرد نقدینگی را میان بازارهای مختلف توزیع کند تا از تمرکز آن در بازار ارز و طلا جلوگیری شود. این وضعیت میتواند فرصتی برای تأمین مالی ارزانتر نیز ایجاد کند؛ چه از طریق رونق بازار سرمایه و چه از طریق خرید ارز و طلا در قیمتهای پایینتر.»
این کارشناس بازار سرمایه در پایان درباره چشمانداز کوتاهمدت بازار گفت: «با وجود روند مثبت اخیر، همچنان شرایط پرمخاطره است و عدم قطعیتهای جدی در اقتصاد وجود دارد. اقتصاد هنوز از وضعیت تعلیق خارج نشده و مسائل سیاسی نیز به شکل شفاف حلوفصل نشدهاند. در چنین فضایی، سرمایهگذاری باید کاملاً فعال و مبتنی بر مدیریت ریسک باشد.»
او تأکید کرد: «بهویژه در بازار سهام، سرمایهگذاری پسیو و غیرفعال در شرایط فعلی پاسخگو نیست، چون شدت نوسانات بالاست. البته در حوزه بازارهای کالایی، با توجه به چشمانداز تورمی، همچنان میتوان فرصتهایی را مشاهده کرد، اما در مجموع باید ریسکهای موجود را جدی گرفت.»