چرا اقتصاد ایران بدون ضامن به کسی اعتماد نمی‌کند؟
در بسیاری از اقتصادهای دنیا، اعتبار افراد و کسب‌وکارها بر اساس داده، سابقه مالی و رفتار اقتصادی سنجیده می‌شود. اما در ایران، هنوز یکی از مهم‌ترین ارکان تأمین مالی «ضامن» است؛ نشانه‌ای از اقتصادی که بیش از آنکه بر تحلیل ریسک متکی باشد، بر بی‌اعتمادی ساختاری تکیه دارد.

به گزارش اکو اقتصاد، یکشنبه در شبکه بانکی ایران، فقط روز وام نیست؛ روز پیدا کردن ضامن است. برای بسیاری از مردم و حتی کسب‌وکارها، فرآیند تأمین مالی قبل از هر چیز با یک سؤال آغاز می‌شود: «ضامن داری؟» این سؤال ساده، در واقع تصویری عمیق از ساختار تأمین مالی در اقتصاد ایران ارائه می‌دهد؛ ساختاری که هنوز بیش از آنکه بر اعتبارسنجی مدرن متکی باشد، بر تضمین‌های سنتی و شخصی استوار است.

در اقتصادهای توسعه‌یافته، نظام مالی تلاش می‌کند ریسک را از طریق داده تحلیل کند؛ از سابقه پرداخت و جریان درآمد گرفته تا رفتار مالی، گردش حساب و اعتبار اقتصادی فرد یا شرکت. اما در اقتصادهایی که داده ناقص، نااطمینانی بالا و نظام اعتبارسنجی ضعیف است، «ضامن» جای تحلیل را می‌گیرد. به همین دلیل است که در ایران، گاهی داشتن رابطه، سند یا ضامن معتبر، از خودِ توان بازپرداخت مهم‌تر می‌شود.

این مدل تأمین مالی، چند پیامد مهم دارد. اول اینکه دسترسی به منابع را نابرابر می‌کند. کسانی که شبکه ارتباطی، دارایی یا ضامن معتبر ندارند، حتی اگر توان اقتصادی واقعی داشته باشند، سخت‌تر به اعتبار دسترسی پیدا می‌کنند. دوم، فرآیند تأمین مالی را کند و پرهزینه می‌کند. چون بخش مهمی از انرژی متقاضی، به‌جای طراحی کسب‌وکار یا برنامه بازپرداخت، صرف پیدا کردن تضمین می‌شود و سوم، اقتصاد را از حرکت به سمت اعتبارسنجی واقعی دور نگه می‌دارد.

در سال‌های اخیر، بسیاری از کشورها به سمت «تأمین مالی داده‌محور» رفته‌اند؛ مدلی که در آن، رفتار اقتصادی افراد جایگزین وثیقه‌های سنتی می‌شود. فین‌تک‌ها، لندتک‌ها و بانک‌های دیجیتال، حتی الگوی خرید، پرداخت قبوض و رفتار آنلاین را هم وارد مدل اعتبارسنجی کرده‌اند. اما در ایران، هنوز بخش بزرگی از نظام مالی، به‌ویژه در تسهیلات خرد، به منطق «اگر نکول کرد چه کسی را پیدا کنیم؟» اداره می‌شود، نه «آیا این فرد توان بازپرداخت دارد؟»

همین تفاوت، باعث شده بسیاری از افراد و کسب‌وکارهای کوچک، با وجود ظرفیت اقتصادی، عملاً از دسترسی به منابع محروم بمانند. از سوی دیگر، خود بانک‌ها هم در شرایط تورمی و بی‌ثبات، طبیعی است که محافظه‌کارتر شوند. وقتی آینده اقتصادی قابل پیش‌بینی نیست، نهاد مالی ترجیح می‌دهد به‌جای اعتماد به تحلیل ریسک، از ابزارهای سنتی تضمین استفاده کند.

اما مشکل اینجاست که اقتصاد مدرن، با منطق ضامن و وثیقه سنتی، نمی‌تواند به‌راحتی رشد کند؛ به‌ویژه در حوزه‌هایی که دارایی فیزیکی کمتر و سرمایه انسانی بیشتر است. شاید به همین دلیل است که امروز، یکی از مهم‌ترین شکاف‌های تأمین مالی در ایران، نه کمبود پول، بلکه کمبود «اعتماد ساختاری» است.

و سؤال اصلی این یکشنبه همین است: اقتصادی که هنوز برای وام خرد هم به ضامن نیاز دارد، چطور می‌خواهد وارد عصر تأمین مالی هوشمند شود؟

0 نظر:

نظر بدهید