به گزارش اکو اقتصاد، بازار کار ایران این روزها بیش از هر زمان دیگری زیر فشار تورم، رکود تولید و کاهش قدرت خرید خانوارها قرار گرفته است. در چنین شرایطی، به گفته ابوالفضل کزازی، بسیاری از افراد بیکار یا حتی شاغلان کمدرآمد، ناچار میشوند به هر فرصت شغلی در دسترس روی بیاورند تا هزینههای زندگی را تأمین کنند؛ موضوعی که او آن را نه «تنزل منزلت شغلی»، بلکه نوعی اشتغال از سر اجبار اقتصادی توصیف میکند.
از سوی دیگر، بنگاههای صنعتی و تجاری نیز با بحرانهای همزمانی دستوپنجه نرم میکنند. افزایش چندبرابری قیمت مواد اولیه، رشد هزینههای تولید و محدودیت نقدینگی، بهویژه واحدهای کوچک و متوسط را تحت فشار شدید قرار داده است. در چنین فضایی، بسیاری از کارفرمایان توان حفظ سطح اشتغال قبلی را ندارند و همین مسئله میتواند به افزایش بیکاری پنهان، کاهش ساعات کاری و تعدیل نیرو منجر شود.
یکی از نشانههای این وضعیت، افزایش متقاضیان بیمه بیکاری است؛ روندی که معمولاً بازتابی از تضعیف بازار کار و ناپایداری شغلی در بخشهای مختلف اقتصادی محسوب میشود. همزمان، بازگشت برخی بازنشستگان به بازار کار نیز نشان میدهد که درآمدهای بازنشستگی برای تأمین هزینههای زندگی کافی نیست و فشار تورمی، گروههای مختلف جامعه را به سمت کار دوباره سوق داده است.
کزازی همچنین هشدار میدهد که آثار اقتصادی جنگ هنوز بهطور کامل نمایان نشده و ممکن است در ماههای آینده، تبعات آن در قالب افزایش هزینهها، اختلال در تولید، نااطمینانی سرمایهگذاری و فشارهای اجتماعی بیشتر آشکار شود. به باور او، در صورت تداوم این وضعیت، احتمال بروز بحرانهای اقتصادی و اجتماعی جدی در آینده نزدیک وجود دارد.
او همچنین به یک نکته مهم دیگر اشاره میکند: در برخی موارد، جنگ یا شرایط بحرانی میتواند به بهانهای برای توجیه ناکارآمدیهای مدیریتی و اقتصادی تبدیل شود؛ در حالی که بخش مهمی از مشکلات بازار کار، ریشه در سیاستگذاریهای داخلی، ضعف در تأمین مالی تولید و کاهش تابآوری اقتصادی دارد.