به گزارش اکو اقتصاد، سهشنبههای اقتصادی معمولاً به دادهها و بازارها گره خورده، اما شاید یکی از مهمترین تغییرات امروز اقتصاد، نه در ترازنامه بانکها بلکه در ذهن نسل جدید در حال وقوع باشد.
در سالهای اخیر، گزارشهای متعددی از نهادهایی مانند Deloitte، Bloomberg و Financial Times به یک روند مشترک اشاره کردهاند: نسل Z رابطه متفاوتی با پول، بدهی و سرمایهگذاری دارد. نسلی که بحرانهای اقتصادی، تورم، بیثباتی شغلی و جهش قیمت داراییها را از همان ابتدای ورود به بازار کار تجربه کرده، حالا دیگر مانند نسلهای قبل به «وام گرفتن برای ساختن آینده» نگاه نمیکند.
در اقتصاد سنتی، تأمین مالی بر پایه یک منطق مشخص شکل گرفته بود؛ فرد وام میگیرد، خانه میخرد، کسبوکار راه میاندازد و طی سالها بدهی را بازپرداخت میکند. اما برای بخش بزرگی از نسل جدید، این مسیر دیگر نه جذاب است و نه حتی قابلدسترس.
افزایش هزینه زندگی، نااطمینانی شغلی و کاهش قدرت خرید باعث شده بسیاری از جوانان در دنیا، بهجای بدهی بلندمدت، به سمت مدلهای انعطافپذیرتر حرکت کنند؛ از اقتصاد اشتراکی گرفته تا سرمایهگذاریهای خرد، درآمدهای پروژهای و حتی سبک زندگی بدون مالکیت.
این تغییر، حالا صنعت مالی را با یک بحران پنهان روبهرو کرده است: اگر نسل جدید دیگر مانند گذشته وام نگیرد، مدل سنتی تأمین مالی چه میشود؟
بانکها و مؤسسات مالی در دنیا، بهتدریج متوجه شدهاند که نسل جدید، بیشتر از «مالکیت»، به «دسترسی» اهمیت میدهد. برای همین، فینتکها و پلتفرمهای مالی جدید، بهجای وامهای سنگین بلندمدت، روی خدمات مالی کوتاهمدت، اشتراکی و شخصیسازیشده تمرکز کردهاند.
در ایران نیز، نشانههایی از این تغییر قابل مشاهده است؛ هرچند کمتر درباره آن صحبت میشود. بسیاری از جوانان، دیگر اساساً خرید خانه را از برنامه زندگی خود حذف کردهاند. بخشی از نسل جدید، بهجای تلاش برای دریافت وامهای سنگین، ترجیح میدهد سرمایههای کوچک و نقدشونده داشته باشد. حتی در بازار سرمایه نیز، رفتار نسل جدید بیشتر به سمت معاملات سریع، داراییهای آنلاین و ابزارهای دیجیتال رفته است.
این تغییر فقط یک تحول فرهنگی نیست؛ بلکه میتواند آینده تأمین مالی را دگرگون کند. زیرا نظام مالی، بدون تقاضای مؤثر برای اعتبار، نمیتواند مانند گذشته عمل کند.
از طرف دیگر، کاهش تمایل نسل جدید به بدهی، میتواند پیامدهای گستردهتری هم داشته باشد؛ از رکود در بازارهای دارایی گرفته تا تغییر الگوی مصرف و حتی کاهش سرمایهگذاری بلندمدت در اقتصاد.
در ادبیات جدید اقتصادی، برخی تحلیلگران از اصطلاح «Post-Ownership Economy» یا اقتصادِ پسامالکیت استفاده میکنند؛ اقتصادی که در آن، مالکیت دارایی دیگر مهمترین هدف مالی افراد نیست. اگر این روند ادامه پیدا کند، بسیاری از مدلهای سنتی تأمین مالی نیاز به بازتعریف خواهند داشت.
شاید مهمترین چالش پیشروی اقتصاد ایران هم همین باشد؛ اینکه نظام مالی کشور هنوز برای نسلی طراحی شده که حاضر بود ۲۰ سال برای خرید یک دارایی بدهکار بماند، در حالی که نسل جدید اساساً نگاه متفاوتی به آینده دارد.
و سؤال اصلی اینجاست: وقتی نسل جدید دیگر رؤیای بدهکار شدن ندارد، نظام تأمین مالی چطور میخواهد آینده خود را تأمین کند؟
عاطفه چوپان