تأمین مالیِ بدون تولید
آمارها نشان می‌دهد حجم نقدینگی و گردش پول در اقتصاد ایران همچنان بالاست، اما این افزایش لزوماً به معنای رشد تولید نیست. شکاف میان «گردش مالی» و «رشد واقعی اقتصاد»، حالا به یکی از مهم‌ترین بحران‌های پنهان تأمین مالی در ایران تبدیل شده است.

به گزارش اکواقتصاد، دوشنبه‌های اقتصادی معمولاً روز تحلیل اعداد است؛ اعدادی که روی کاغذ شاید امیدوارکننده به‌نظر برسند، اما در واقعیت تصویر دیگری از اقتصاد نشان می‌دهند. یکی از همین تناقض‌ها، وضعیت امروز تأمین مالی در ایران است؛ جایی که پول در اقتصاد جریان دارد، اما اثر آن در رشد تولید چندان دیده نمی‌شود.

در نگاه اول، شاید تصور شود مشکل اصلی اقتصاد ایران کمبود منابع مالی است، اما واقعیت پیچیده‌تر از این حرف‌هاست. مسأله مهم‌تر، کیفیت گردش پول و مقصد نهایی منابع است. در واقع، اقتصاد ایران بیش از آنکه با «فقر پول» مواجه باشد، با بحران «جهت‌دهی سرمایه» روبه‌روست.

در ادبیات جدید اقتصاد، این وضعیت با مفهومی به نام «Financialization without Growth» شناخته می‌شود؛ یعنی مالی‌شدن اقتصاد بدون آنکه به رشد واقعی منجر شود. در چنین شرایطی، بخش مالی بزرگ‌تر می‌شود، ابزارهای مالی گسترش پیدا می‌کنند و حجم معاملات افزایش می‌یابد، اما بخش واقعی اقتصاد یعنی تولید، اشتغال و سرمایه‌گذاری مولد همچنان ضعیف باقی می‌ماند.

نشانه‌های این وضعیت را می‌توان در رفتار بسیاری از بنگاه‌ها مشاهده کرد. شرکت‌هایی که زمانی تمرکز اصلی‌شان تولید بود، حالا بخشی از انرژی خود را صرف مدیریت دارایی، خرید و فروش سرمایه‌گذاری‌ها یا فعالیت‌های غیرعملیاتی می‌کنند. دلیل هم روشن است؛ در اقتصاد تورمی، گاهی حفظ ارزش پول، سودآورتر از تولید کالا می‌شود.

این اتفاق فقط مختص ایران نیست. بعد از بحران مالی ۲۰۰۸، بسیاری از اقتصاددانان نسبت به رشد بیش از حد بخش مالی در دنیا هشدار دادند. اما تفاوت اقتصاد ایران اینجاست که این مالی‌شدن، بدون توسعه زیرساخت‌های پایدار و بدون رشد بهره‌وری رخ داده است.

در چنین فضایی، حتی افزایش تسهیلات بانکی یا انتشار اوراق بدهی هم الزاماً به معنای رونق اقتصادی نیست. سؤال کلیدی این است که منابع جذب‌شده دقیقاً کجا می‌روند؟ آیا صرف توسعه خطوط تولید می‌شوند یا فقط به گردش بدهی‌ها و پوشش هزینه‌های جاری کمک می‌کنند؟

از سوی دیگر، بازارها نیز به‌تدریج به این منطق عادت کرده‌اند؛ منطقی که در آن، بازدهی کوتاه‌مدت مالی مهم‌تر از سرمایه‌گذاری بلندمدت صنعتی است. همین موضوع باعث می‌شود پروژه‌های زیرساختی، فناوری‌محور و تولیدی، سخت‌تر از فعالیت‌های سریع مالی به منابع دسترسی پیدا کنند.

این روند یک پیامد مهم دیگر هم دارد؛ کاهش تدریجی تاب‌آوری اقتصاد. اقتصادی که بخش بزرگی از منابعش صرف گردش مالی غیرمولد می‌شود، در برابر شوک‌های بیرونی آسیب‌پذیرتر خواهد بود. چون رشد واقعی، نه از دل جابه‌جایی پول، بلکه از دل افزایش بهره‌وری و سرمایه‌گذاری مولد ایجاد می‌شود.

در دنیا، کشورهایی که توانسته‌اند از این چرخه خارج شوند، معمولاً به سمت «تأمین مالی هدفمند» رفته‌اند؛ یعنی هدایت منابع به بخش‌هایی که بیشترین اثر را بر اشتغال، صادرات و رشد اقتصادی دارند. بدون چنین رویکردی، حتی بزرگ‌ترین جریان‌های نقدینگی هم نمی‌توانند موتور توسعه را روشن کنند.

شاید مهم‌ترین پرسش اقتصاد ایران امروز این باشد: چرا با وجود این همه گردش مالی، هنوز تولید احساس کم‌پولی می‌کند؟ و شاید پاسخ، در همین جمله خلاصه شود؛ پول در اقتصاد هست، اما لزوماً در خدمت اقتصاد نیست.

 

عاطفه چوپان

0 نظر:

نظر بدهید