به گزارش اکواقتصاد، بازارهای سرمایهگذاری در ایران طی سالهای گذشته عمدتاً حول داراییهایی مانند طلا، ارز و مسکن شکل گرفتهاند. با این حال توسعه ابزارهای مالی در بورس کالا تلاش کرده مسیرهای تازهای برای سرمایهگذاری ایجاد کند؛ مسیری که علاوه بر تنوعبخشی به سبد داراییها، امکان مشارکت سرمایهگذاران خرد در بازار کالاهای استراتژیک را نیز فراهم میکند.
یکی از جدیدترین این ابزارها «گواهی سپرده کالایی قیر» است که از اواخر مهرماه سال ۱۴۰۴ معاملات آن در بورس کالای ایران آغاز شد. در این سازوکار، هر گواهی نماینده مالکیت یک کیلوگرم قیر است که در انبارهای مورد تأیید بورس کالا نگهداری میشود. خریداران بدون نیاز به حمل یا نگهداری فیزیکی کالا، میتوانند این گواهیها را همانند سایر اوراق بهادار در بازار معامله کنند.
این ابزار عملاً محدودیتهای بازار سنتی قیر را کنار زده است. در بازار فیزیکی، معاملات معمولاً در مقیاسهای بسیار بزرگ و حتی بیش از ۲۰ تن انجام میشود؛ موضوعی که ورود سرمایهگذاران خرد را تقریباً غیرممکن میکرد. اما در قالب گواهی سپرده کالایی، حداقل میزان خرید تنها یک کیلوگرم است و با سرمایهای کمتر از ۱۰۰ هزار تومان نیز امکان معامله وجود دارد.
همین ویژگی باعث شده است گواهی سپرده قیر به یکی از جذابترین ابزارهای مالی تازهوارد بورس کالا تبدیل شود. آمارها نشان میدهد قیمت هر گواهی در زمان آغاز معاملات با نرخ حدود ۲۸ هزار تومان کشف شد، اما در ماههای بعد به محدوده ۸۷ هزار تومان رسید. این رشد قیمتی به معنای ثبت بازدهی بیش از ۲۱۰ درصد در فاصلهای نسبتاً کوتاه است؛ رقمی که توجه بسیاری از فعالان بازار سرمایه را به خود جلب کرده است.
مقایسه این بازدهی با سایر بازارها نشان میدهد گواهی سپرده قیر در مدت فعالیت خود توانسته از برخی بازارهای موازی مانند طلا، دلار و سکه پیشی بگیرد. البته بخشی از این رشد به دلیل شرایط خاص بازار انرژی و افزایش قیمتهای جهانی نفت بوده است. قیر به عنوان یکی از مشتقات نفتی، ارتباط نزدیکی با قیمت نفت خام دارد و تغییرات آن میتواند به سرعت در بازار داخلی منعکس شود.
عامل مهم دیگر در نوسانات این بازار، نرخ ارز است. در اقتصاد ایران، قیمت بسیاری از کالاهای صادراتی یا وابسته به بازارهای جهانی با تغییرات نرخ دلار دچار نوسان میشود. قیر نیز از این قاعده مستثنا نیست و افزایش یا کاهش نرخ ارز میتواند به طور مستقیم بر قیمت گواهیهای سپرده آن تأثیر بگذارد.
در کنار بازدهی قابل توجه، این ابزار چند مزیت عملی نیز برای سرمایهگذاران دارد. نخستین مزیت، نقدشوندگی بالاست؛ زیرا گواهی سپرده همانند سهام در بورس معامله میشود و سرمایهگذار میتواند در هر زمان دارایی خود را به فروش برساند. در بازار فیزیکی چنین امکانی وجود ندارد و فروش کالا معمولاً با فرآیندهای پیچیدهتری همراه است.
مزیت دیگر حذف هزینهها و ریسکهای نگهداری کالا است. در معاملات سنتی، نگهداری قیر یا هر کالای فیزیکی دیگر مستلزم هزینههای انبارداری، حملونقل و مدیریت کیفیت است. اما در گواهی سپرده، کالا در انبارهای استاندارد تحت نظارت بورس نگهداری میشود و مالکیت آن صرفاً به شکل اوراق قابل معامله منتقل میشود. نکته قابل توجه اینکه در حال حاضر هزینه انبارداری گواهی سپرده قیر نیز صفر اعلام شده که جذابیت آن را افزایش داده است.
با وجود این مزایا، کارشناسان بازار سرمایه تأکید میکنند که بازدهی بالا در گذشته به معنای تضمین سود در آینده نیست. بازار قیر به شدت تحت تأثیر دو متغیر کلان یعنی قیمت جهانی نفت و نرخ ارز قرار دارد و هرگونه تغییر در این عوامل میتواند روند قیمتها را دگرگون کند.
از سوی دیگر، برخی معتقدند رشد سریع قیمت این گواهیها ممکن است باعث شکلگیری انتظارات هیجانی در بازار شود. در چنین شرایطی، ورود بدون تحلیل میتواند ریسکهای قابل توجهی برای سرمایهگذاران به همراه داشته باشد.
در واقع همانگونه که در تمام بازارهای مالی مشاهده میشود، اختلاف دیدگاه میان خریداران و فروشندگان عامل اصلی شکلگیری معاملات است. برخی فعالان بازار معتقدند قیمتهای فعلی همچنان ظرفیت رشد دارند، در حالی که گروهی دیگر این سطح قیمتی را بالا ارزیابی میکنند.
در نهایت، گواهی سپرده کالایی قیر را میتوان نمونهای از تلاش بورس کالا برای توسعه ابزارهای مالی مبتنی بر کالا دانست؛ ابزاری که ضمن افزایش شفافیت معاملات، امکان مشارکت طیف وسیعتری از سرمایهگذاران را فراهم کرده است. با این حال، همانند هر بازار دیگری، موفقیت در این حوزه نیازمند شناخت دقیق سازوکار معاملات، رصد متغیرهای اقتصادی و مدیریت ریسک است.
گسترش چنین ابزارهایی میتواند به تدریج ساختار بازار سرمایه ایران را متنوعتر کند و مسیر تازهای برای سرمایهگذاری در کالاهای استراتژیک ایجاد کند؛ مسیری که در آن حتی سرمایههای کوچک نیز امکان حضور در بازارهای بزرگتری مانند انرژی و مواد اولیه را خواهند داشت.