به گزارش اکواقتصاد، به زبان ساده، اسکناس زمانی معنا دارد که «هزینه تولیدش کمتر از ارزشش» باشد. اما در شرایطی که تورم مزمن، کاهش ارزش پول ملی و افزایش هزینههای چاپ پول همزمان رخ میدهد، این معادله بههم میریزد.
در چنین نقطهای، اسکناسهای خرد عملاً به یک پارادوکس اقتصادی تبدیل میشوند: برای دولت هزینه دارند، اما برای مردم دیگر کارکردی ندارند. در همین نقطه است که بانکهای مرکزی، نه از سر انتخاب، بلکه از سر اجبار اقتصادی، به سمت کاهش تولید اسکناسهای کوچک حرکت میکنند.
این اتفاق فقط مختص ایران نیست
این روند محدود به اقتصاد ایران نیست. تجربه جهانی نشان میدهد هرجا یکی از دو شرط زیر برقرار بوده، اسکناسهای خرد بهتدریج از چرخه خارج شدهاند:
۱. اقتصادهای تورمی یا پرنوسان: کشورهایی مثل آرژانتین و ونزوئلا، جایی که تورم باعث سقوط سریع قدرت خرید پول میشود، عملاً اسکناسهای خرد را بیمعنا کردهاند.
۲. اقتصادهای دیجیتالیشونده: در کشورهایی مانند سوئد یا کره جنوبی، حتی بدون تورم بالا، کاهش شدید استفاده از پول نقد باعث شده چاپ اسکناس خرد صرفه اقتصادی نداشته باشد.
در هر دو مدل، نتیجه یکسان است: کوچکترین واحدهای پولی، نخستین قربانی تغییرات ساختاری اقتصاد میشوند.
بانک مرکزی و سیاست هدایت غیرمستقیم
در ادبیات سیاستگذاری پولی، حذف اسکناس خرد معمولاً بهعنوان «ممنوعیت مستقیم» اتفاق نمیافتد، بلکه به شکل یک روند تدریجی مدیریت میشود.
در همین چارچوب است که نظافتیان نیز به موضوع «مدیریت توزیع اسکناس» اشاره میکند؛ یعنی به جای تزریق گسترده پول نقد، سیاستگذار مسیر را به سمت ابزارهای جایگزین هدایت میکند. این ابزار جایگزین چیست؟ پاسخ روشن است: بانکداری الکترونیک.
گذار از پول فیزیکی به پول دیجیتال
حذف تدریجی اسکناسهای خرد فقط یک تصمیم مالی نیست؛ یک تغییر رفتاری در سطح جامعه است. اقتصادهایی که وارد این مسیر شدهاند، معمولاً سه اقدام همزمان انجام دادهاند؛ توسعه پرداختهای کارتی و موبایلی، یجاد زیرساخت تسویه آنی و کاهش وابستگی تراکنشهای خرد به پول نقد. در واقع، هدف نهایی این است که حتی کوچکترین خریدها هم بدون اسکناس انجام شود؛ از خرید روزانه تا پرداختهای خرد شهری.
چالش پنهان: اصطکاک در اقتصاد خرد
اما این مسیر بدون هزینه نیست. حذف اسکناسهای خرد، اگر با توسعه همزمان زیرساختهای دیجیتال همراه نباشد، میتواند در لایههای پایین اقتصاد اصطکاک ایجاد کند. کسبوکارهای خرد، بازارهای سنتی و گروههایی که دسترسی کامل به ابزارهای دیجیتال ندارند، معمولاً اولین گروههایی هستند که تحت فشار قرار میگیرند.
به همین دلیل است که در تجربه جهانی، حذف اسکناس همیشه «آهسته، مرحلهای و همراه با توسعه زیرساخت» انجام شده است، نه ناگهانی.
یک تغییر آرام اما عمیق در معماری پول
در نگاه کلان، ماجرا فقط درباره اسکناسهای خرد نیست. این روند در واقع بخشی از یک تغییر بزرگتر است، تغییر معماری پول از فیزیکی به دیجیتال. در این معماری جدید، نقش اسکناس کمرنگ میشود و دادههای بانکی جای آن را میگیرند. پول دیگر در جیب مردم جابهجا نمیشود؛ در شبکههای پرداخت جریان پیدا میکند.
اظهارات نظافتیان درباره هزینه بالای تولید اسکناسهای خرد، اگرچه یک نکته فنی به نظر میرسد، اما در واقع نشانهای از یک روند ساختاری است؛ روندی که در آن اقتصادها، چه به دلیل تورم و چه به دلیل تحول دیجیتال، بهتدریج از پول فیزیکی فاصله میگیرند.
در این مسیر، اسکناسهای خرد معمولاً اولین قربانی هستند؛ نه بهدلیل بیاهمیتیشان، بلکه بهدلیل اینکه دیگر در معادله جدید اقتصاد، «صرفه اقتصادی» ندارند.