به گزارش اکواقتصاد، در چنین بستری، بانکهایی که بتوانند میان ملاحظات ترازنامهای، الزامات نظارتی و نیازهای واقعی اقتصاد مولد تعادل برقرار کنند، عملاً در موقعیت متفاوتی نسبت به سایر بازیگران قرار میگیرند. بانک سینا را میتوان در همین چارچوب و بهعنوان یکی از بازیگرانی بررسی کرد که تلاش دارد از بانکداری مبتنی بر داراییهای سنتی، به سمت الگوی تخصیص هدفمندتر منابع حرکت کند.
گذار از بانکداری ترازنامهمحور به بانکداری تخصیصمحور
یکی از مهمترین تغییرات مفهومی در صنعت بانکداری، حرکت از نگاه صرفاً ترازنامهای به سمت نگاه تخصیصمحور است؛ به این معنا که موفقیت یک بانک دیگر صرفاً در رشد داراییها یا جذب سپرده تعریف نمیشود، بلکه در این سنجیده میشود که منابع تا چه اندازه به بخشهای مولد و دارای بازده اجتماعی و اقتصادی هدایت شدهاند.
در این چارچوب، بانک سینا با تمرکز بر توسعه تسهیلات هدفمند و حمایت از بنگاههای کوچک و متوسط، در حال نزدیک شدن به این الگو است. اهمیت این بخش از آن جهت است که در ساختار اقتصاد ایران، SMEs نهتنها سهم قابل توجهی در اشتغال دارند، بلکه یکی از اصلیترین کانالهای انتقال نقدینگی به بخش واقعی اقتصاد محسوب میشوند. با این حال، چالش اصلی در این حوزه همواره مسئله «ریسک اعتباری» و نبود نظام ارزیابی دقیق پروژهها بوده است؛ موضوعی که تعیینکننده کیفیت ورود بانکها به این حوزه خواهد بود.
دیجیتالیشدن خدمات؛ از ابزار رقابتی تا الزام بقا
در دهه گذشته، بانکداری دیجیتال از یک مزیت رقابتی به یک الزام ساختاری تبدیل شده است. تغییر رفتار مشتریان، کاهش تمایل به مراجعه حضوری، و رشد اکوسیستم فینتکها، عملاً بانکها را وارد فضای رقابتی جدیدی کرده که در آن سرعت، تجربه کاربری و یکپارچگی خدمات نقش تعیینکننده دارند.
بانک سینا نیز در این مسیر با توسعه زیرساختهای بانکداری الکترونیک و حرکت به سمت خدمات غیرحضوری، تلاش کرده خود را با این تغییرات همسو کند. با این حال، چالش اصلی در این حوزه صرفاً «ارائه سرویس دیجیتال» نیست، بلکه یکپارچهسازی تجربه مشتری و اتصال خدمات دیجیتال به زنجیره کامل نیازهای مالی افراد و بنگاههاست؛ موضوعی که هنوز در کل نظام بانکی کشور بهصورت کامل محقق نشده است.
نقش بانکها در اقتصاد تورمی؛ مسئله تخصیص بهینه منابع
در اقتصادهای تورمی، بانکها با یک دوگانه پیچیده مواجهاند: از یک سو باید از ارزش واقعی منابع سپردهگذاران صیانت کنند و از سوی دیگر، باید منابع را به سمت فعالیتهایی هدایت کنند که بتوانند بازده واقعی ایجاد کنند، نه صرفاً بازده اسمی.
در چنین شرایطی، سیاست اعتباری بانکها عملاً به یکی از ابزارهای غیرمستقیم مدیریت اقتصاد کلان تبدیل میشود. جهتگیری بانک سینا به سمت تامین مالی هدفمند، اگر با نظام دقیق ارزیابی پروژهها و کنترل ریسک همراه شود، میتواند در کاهش انحراف منابع به سمت فعالیتهای غیرمولد نقشآفرین باشد. این موضوع بهویژه در شرایطی که اقتصاد با محدودیت سرمایهگذاری و کاهش بهرهوری سرمایه مواجه است، اهمیت دوچندان پیدا میکند.
بانک در جایگاه نهاد مالی یا نهاد توسعهای؟
مسیر تحول بانکداری در ایران بهسمت بازتعریف نقش بانکها در اقتصاد در حال حرکت است. پرسش اصلی دیگر صرفاً «چقدر تسهیلات پرداخت شده» نیست، بلکه این است که این تسهیلات در کدام بخشها و با چه اثری بر رشد اقتصادی تخصیص یافتهاند.
بانک سینا را میتوان در زمره بانکهایی قرار داد که در تلاشاند از الگوی سنتی بانکداری فاصله گرفته و به سمت ایفای نقش فعالتر در اقتصاد واقعی حرکت کنند. موفقیت این مسیر اما به میزان توانایی در مدیریت ریسک، ارتقای کیفیت اعتبارسنجی و همراستایی با تحولات دیجیتال وابسته خواهد بود؛ مسیری که اگر بهدرستی طی شود، میتواند جایگاه این بانک را در معماری آینده نظام بانکی کشور تثبیت کند.