سفیر ایران در عربستان سعودی
صنعت پتروشیمی در دهههای اخیر بهتدریج از جایگاه یک بخش مکمل در زنجیره انرژی فراتر رفته و به یکی از پیشرانهای اصلی نوآوری فناورانه و تحول صنعتی در اقتصاد جهانی بدل شده است. پیوند عمیق محصولات پتروشیمی با طیف وسیعی از صنایع از جمله خودروسازی و الکترونیک پیشرفته گرفته تا بهداشت، داروسازی، تجهیزات پزشکی و ساختوساز شهری بهگونهای است که بدون دسترسی پایدار به مواد پایه و تخصصی این صنعت، تداوم رشد صنعتی در بسیاری از کشورها با اختلال جدی مواجه خواهد شد. این وابستگی ساختاری، پتروشیمی را به نقطه تلاقی سیاست انرژی، توسعه صنعتی و رقابتپذیری اقتصادی تبدیل کرده است.
برآوردهای نهادهای معتبر بینالمللی نشان میدهد که تا افق ۲۰۳۰ بیش از یکسوم رشد تقاضای جهانی نفت نه در بخش حملونقل یا مصرف مستقیم سوخت که در زنجیرههای پاییندستی پتروشیمی جذب خواهد شد. این تحول بیانگر تغییر پارادایم در الگوی مصرف انرژی جهانی است که در آن، ارزش اقتصادی نفت و گاز بیش از آنکه در سوزاندن مستقیم آنها متبلور شود، در تبدیل به مواد اولیه با ارزش افزوده بالا و کاربردهای متنوع صنعتی معنا پیدا میکند. به همین دلیل بسیاری از اقتصادهای پیشرو، سرمایهگذاری در بخش پتروشیمی را به مثابه یک ضرورت راهبردی برای حفظ رشد اقتصادی بلندمدت تلقی میکنند.
افزون بر این، نقش فزاینده پتروشیمی در توسعه فناوریهای نوین سبب شده است که این صنعت به زیرساختی پنهان اما تعیینکننده برای گذار دیجیتال و حتی گذار انرژی بدل شود. توسعه خودروهای برقی، انرژیهای تجدیدپذیر، تجهیزات ذخیرهسازی انرژی و زیرساختهای هوشمند شهری همگی بهشدت به محصولات پتروشیمی وابستهاند؛ وابستگیای که اهمیت این صنعت را در سناریوهای کاهش کربن و اقتصاد سبز نیز برجسته میسازد.
در چنین چهارچوبی، آینده تقاضای انرژی را باید در بستر زنجیرههای پیچیده ارزش، نوآوریهای فناورانه و سیاستهای صنعتی کشورها مورد بررسی قرار داد. صنعت پتروشیمی بهعنوان حلقه واسط میان منابع هیدروکربوری و اقتصاد دانشبنیان، نقشی کلیدی در شکلدهی به این آینده ایفا میکند و از همین رو به یکی از میدانهای اصلی رقابت اقتصادی و ژئوپلیتیک در قرن بیستویکم تبدیل شده است.
تجربه عربستان
در مقیاس جهانی، صنعت شیمی و پتروشیمی با سهمی در حدود ۹ تریلیون دلار از تولید ناخالص داخلی جهان در امتداد زنجیره ارزش خود و با ایجاد نزدیک به دو میلیون شغل مستقیم و بیش از ۱۷۰ میلیون فرصت شغلی غیرمستقیم به یکی از ارکان بنیادین اقتصاد مدرن بدل شده است. در این میان، منطقه آسیا- اقیانوسیه بیشترین سهم را در تولید، مصرف و نوآوری این صنعت به خود اختصاص داده و در عمل به موتور محرک رشد پتروشیمی در جهان معاصر تبدیل شده است.
توسعه صنعت پتروشیمی در عصر کنونی دیگر صرفاً تابع دسترسی به فناوری یا مزیتهای اقتصادی نیست، بلکه در پیوندی تنگاتنگ با راهبردهای کلان دولت، محدودیتهای ساختاری اقتصاد ملی و ملاحظات ژئوپلیتیک هر کشور شکل میگیرد. در این چهارچوب، این صنعت به ابزاری برای بازتعریف جایگاه کشورها در زنجیره ارزش جهانی و مدیریت وابستگیهای راهبردی بدل شده است.
نمونه شاخص این رویکرد را میتوان در تجربه عربستان سعودی و بویژه در شکلگیری و تحول شرکت صنایع پایه سعودی (سابیک) مشاهده کرد. «سابیک» در سال ۱۹۷۶ و با فرمان سلطنتی در مقطعی تأسیس شد که راهبرد اقتصادی عربستان بر تبدیل فرآوردههای جانبی نفت و گاز به محصولات شیمیایی با ارزش افزوده بالاتر استوار بود. هدف اولیه از تأسیس این شرکت، عبور از منطق صادرات خام منابع هیدروکربوری و ورود نظاممند به زنجیره جهانی تولید مواد شیمیایی، پلیمرها و کودهای صنعتی بود؛ هدفی که از همان ابتدا با انتخاب هوشمندانه مکانیابی صنعتی در دو قطب «الجبیل» در سواحل خلیج فارس و «ینبع» در کرانه دریای سرخ، پیوندی مستقیم با ملاحظات لجستیکی، صادراتی و ژئوپلیتیک پیدا کرد.
در امتداد این راهبرد، شبکه تولیدی «سابیک» بهتدریج گسترش یافت و امروز شامل ۱۸ شرکت وابسته در داخل عربستان سعودی است. تمرکز اصلی این شبکه در شهر صنعتی «الجبیل» بهعنوان یکی از بزرگترین خوشههای پتروشیمی جهان نشاندهنده سیاست تمرکز صنعتی و ایجاد همافزایی میان واحدهای تولیدی است؛ در حالی که استقرار دو واحد در «ینبع» و یک واحد در «دمام» بازتابی از تلاش برای توزیع جغرافیایی تولید و دسترسی متوازن به بازارهای دریایی شرق و غرب به شمار میآید.
از منظر تحلیل صنعتی، شرکت «سابیک» نمونهای برجسته از یک بازیگر جهانی در صنعت پتروشیمی و مواد شیمیایی است که با بهرهگیری از منابع، تخصص فنی و ساختار سازمانی یکپارچه، سبدی گسترده و متنوع از محصولات را ارائه میدهد. این سبد شامل چهار زیرگروه اصلی نظیر؛ مواد شیمیایی، کود، پلیمرها و تولیدات تخصصی است که هر کدام نقش راهبردی در صنایع مختلف ایفا میکنند و از این طریق، «سابیک» به تأمین نیازهای گسترده بازارهای جهانی میپردازد.
این شرکت در حوزه مواد شیمیایی، بلوکهای سازندهای تولید میکند که پایه ساخت طیف وسیعی از مواد شیمیایی پیشرفته و پلاستیکها هستند و در ساخت محصولات روزمره در سراسر جهان کاربرد دارند. در بخش کود و مواد مغذی کشاورزی، این شرکت جایگاه برجستهای در میان تولیدکنندگان منطقهای دارد و با ارائه کودهای معمولی و تخصصی، محصولات اوره و آمونیاک و ترکیبات معدنی مبتنی بر نیتروژن، به رفع تقاضای رو به رشد جهانی برای غذا و ارتقای بهرهوری کشاورزی کمک میکند.
مجموعه محصولات پلیمری این شرکت با تمرکز بر بخشهای خودرو، فوم و مواد سبک و لوله، امکان جایگزینی مواد سنتی نظیر چوب، پنبه و شیشه را در محصولات مصرفی و صنعتی فراهم میآورد و به توسعه فناوریهای نوین و کاربردی در تولید صنعتی نیز کمک میکند. بخش تولیدات تخصصی «سابیک» نیز با تمرکز بر پلیمرهای با کارایی بالا و ترکیبات و افزودنیهای پیشرفته، پاسخگوی نیازهای پیچیده عملکردی در حوزههای الکتریکی، نوری، مکانیکی و حرارتی است و کاربردهایی از جمله زیرساختهای 5G، هوش مصنوعی، حملونقل الکتریکی، الکترونیک هوشمند، روباتیک و تجهیزات پزشکی را پوشش میدهد.
سبد محصولات تخصصی این شرکت شامل رزینهای دمای بالای Ultem™، رزینهای پلیاتر ایمید و سلتم™، کوپلیمرهای پلیاتر ایمید-سیلوکسان، رزینهای Extem™، پلیآمید ترموپلاستیک (TPI)، کامپوزیتها و رزینهای LNP™ و Noryl™ و پلیوینیل اتر (PPE) است که طیف گستردهای از عملکردها و کاربردهای صنعتی را امکانپذیر میسازد. علاوه بر این، پلتفرم جستوجوگر مواد «سابیک» به طراحان و متخصصان امکان میدهد تا بیش از ۲ هزار ترموپلاستیک تخصصی این شرکت را بررسی، مقایسه و ارزیابی کنند و بر اساس نیازهای خود انتخاب بهینه داشته باشند.
اما «سابیک» چگونه با بهرهگیری همزمان از منابع طبیعی، سرمایه انسانی و فناوریهای نوین، مسیر خود را با الزامات اقتصاد جهانی در حال گذار همسو کرده است؟ این شرکت در سالهای اخیر توسعه محصولاتی را در اولویت قرار داده که پاسخگوی منطق «اقتصاد چرخشی» باشند؛ منطقی که بر کاهش اتلاف منابع، بازیافت، پایداری زیستمحیطی و ارتقای بهرهوری در سراسر زنجیره ارزش استوار است. در همین راستا، سرمایهگذاریهای گسترده «سابیک» در حوزه تحول دیجیتال و بهکارگیری راهحلهای مبتنی بر هوش مصنوعی بهمثابه اهرمهای راهبردی برای تقویت رقابتپذیری و یکپارچهسازی زنجیره ارزش این شرکت قابل تحلیل است.
دو بازیگر محوری
تردیدی وجود ندارد که ایران و عربستان سعودی بهعنوان دو بازیگر محوری در جغرافیای انرژی و پتروشیمی خاورمیانه واجد ظرفیتهایی هستند که آنها را به قطبهای تعیینکننده این صنعت در مقیاس منطقهای و حتی جهانی تبدیل کرده است. برخورداری همزمان از ذخایر عظیم نفت و گاز، دسترسی به آبهای آزاد، موقعیت ژئواقتصادی ممتاز و تجربه چند دههای در توسعه صنایع پاییندستی سبب شده تا صنعت پتروشیمی در هر دو کشور، یکی از ستونهای راهبردی اقتصاد ملی و ابزار نفوذ در زنجیره ارزش جهانی تلقی شود.
در این چهارچوب، رابطه ایران و عربستان در حوزه پتروشیمی را میتوان در قالب الگوی «رقابت مکمل» تحلیل کرد که در آن، رقابت برای سهم بازار، جذب سرمایه و توسعه فناوری میتواند به همافزایی ساختاری در زنجیرههای منطقهای تولید و توزیع منجر شود. تفاوت در ترکیب خوراک، ساختار هزینه، تنوع بازارهای هدف و مسیرهای لجستیکی این امکان را فراهم میکند که دو کشور در عین رقابت در برخی محصولات پایه در حوزههای دیگر نقش مکمل یکدیگر را ایفا کنند.
در این میان، نقش ایران در معادله پتروشیمی منطقه از جایگاهی ویژه برخوردار است. ایران با در اختیار داشتن یکی از بزرگترین ذخایر گاز طبیعی جهان، مزیت رقابتی کمنظیری در تأمین خوراک ارزان و پایدار برای صنایع پتروشیمی دارد؛ مزیتی که در صورت تکمیل زنجیره ارزش و توسعه محصولات با ارزش افزوده بالاتر میتواند جایگاه ایران را از صادرکننده مواد پایه به بازیگری اثرگذار در بازار محصولات تخصصی و میانی ارتقا دهد.
افزون بر این، ترکیب تجربه مشترک ایران و عربستان در ایجاد شرکتهای یکپارچه، توسعه خوشههای صنعتی بزرگ به علاوه تنوع جغرافیایی واحدهای پتروشیمی ایران، امکان اتصال همزمان به بازارهای آسیایی، اروپایی و منطقهای و وجود سرمایه انسانی متخصص، از جمله ظرفیتهایی هستند که کمتر در سایر تولیدکنندگان منطقه بهصورت توأمان مشاهده میشود.
ترکیب این تجربه با مزیتهای ساختاری دو کشور میتواند زمینهساز شکلگیری زنجیرههای منطقهای پتروشیمی باشد که در آن، «رقابت قیمتی» جای خود را به «رقابت فناورانه»، تنوع محصول و نفوذ پایدار در بازارها بدهد. از منظر آکادمیک، چنین الگویی از تعامل، با منطق اقتصاد سیاسی منطقهای همخوانی دارد؛ چراکه به جای تشدید رقابت فرسایشی بر تکمیل مزیتهای نسبی و تبدیل آنها به مزیتهای رقابتی مشترک تأکید میکند. در این چهارچوب، ایران نه تنها یک رقیب طبیعی برای عربستان در بازار پتروشیمی نیست که میتواند بهعنوان حلقهای کلیدی در تعمیق زنجیره ارزش منطقهای و تثبیت خاورمیانه بهعنوان یکی از قطبهای اصلی پتروشیمی جهان ایفای نقش کند. بنابراین تأکید بر این جایگاه برجسته، مستلزم سیاستگذاری فعال، توسعه زیرساختهای پاییندستی و بهرهگیری هوشمندانه از دیپلماسی اقتصادی است؛ مسیری که میتواند رقابت را به فرصتی برای تکمیل و توسعه متقابل بدل سازد.
منبع : روزنامه ایران ( ویژه نامه صنعت پتروشیمی)