به گزارش اکو اقتصاد، بانک مرکزی برای کنترل قیمت دلار از مجموعهای از ابزارها و سیاستها استفاده میکند که مهمترین آنها، مدیریت عرضه و تقاضای ارز در بازار است. تزریق هدفمند ارز، ساماندهی تقاضاهای واقعی و جلوگیری از شکلگیری تقاضای کاذب، از جمله اقداماتی است که میتواند به آرامش نسبی بازار کمک کند. در شرایطی که تقاضای سفتهبازانه بر بازار غالب میشود، حتی حجم قابل توجهی از منابع ارزی نیز ممکن است اثرگذاری کوتاهمدت داشته باشد؛ از همین رو، کنترل سمت تقاضا اهمیت دوچندانی پیدا میکند.
یکی دیگر از ابزارهای مهم بانک مرکزی، افزایش نظارت بر بازار ارز و مقابله با فعالیتهای غیررسمی و سفتهبازانه است. تجربه نشان داده است که بخش قابل توجهی از نوسانات شدید قیمت دلار، ریشه در فضای روانی و رفتارهای هیجانی دارد. شایعات، اخبار غیررسمی و انتظارات تورمی، زمینه را برای ورود دلالان و سوداگران به بازار فراهم میکند. در چنین شرایطی، حضور فعال و مقتدرانه بانک مرکزی در حوزه نظارتی، میتواند نقش بازدارنده مهمی ایفا کند.
با این حال، باید توجه داشت که ابزارهای نظارتی بهتنهایی قادر به مهار پایدار قیمت دلار نیستند. سیاست پولی زمانی میتواند اثربخش باشد که با انضباط مالی دولت همراه شود. رشد نقدینگی، کسری بودجه و تأمین مالی از مسیرهای تورمزا، عملاً تلاشهای بانک مرکزی برای تثبیت بازار ارز را خنثی میکند. زمانی که پایه پولی با سرعت بالا افزایش مییابد، فشار بر بازار ارز اجتنابناپذیر خواهد بود و قیمت دلار بهعنوان یک متغیر انتظاری، واکنش نشان میدهد.
از سوی دیگر، مدیریت منابع ارزی کشور یکی از حساسترین وظایف بانک مرکزی است. نحوه بازگشت ارز حاصل از صادرات، اولویتبندی تخصیص ارز به واردات و شفافیت در جریان ورودی و خروجی منابع ارزی، نقش مستقیمی در تعادل بازار دارد. هرگونه اختلال یا ابهام در این فرآیندها، سیگنال منفی به بازار مخابره میکند و انتظارات افزایشی را تقویت میکند. در این چارچوب، سیاستهایی مانند تسهیل بازگشت ارز صادراتی و حذف رانتهای ارزی میتواند به تقویت جایگاه بانک مرکزی در مدیریت بازار کمک کند.
یکی از چالشهای مهم بانک مرکزی، مدیریت انتظارات تورمی است؛ عاملی که گاه تأثیر آن از متغیرهای واقعی اقتصاد نیز بیشتر میشود. حتی در شرایطی که عرضه ارز در سطح قابل قبول قرار دارد، اگر فعالان اقتصادی نسبت به آینده تورم و سیاستهای اقتصادی بدبین باشند، تقاضا برای دلار افزایش پیدا میکند. شفافیت در سیاستگذاری، ثبات در تصمیمات و ارتباط مستمر با افکار عمومی، از جمله ابزارهای غیرمستقیمی است که بانک مرکزی میتواند برای کنترل انتظارات از آن بهره ببرد.
در کنار همه این موارد، باید پذیرفت که بانک مرکزی بهتنهایی مسئول ثبات بازار ارز نیست. سیاستهای تجاری، مالی، دیپلماسی اقتصادی و حتی تحولات سیاسی و بینالمللی، همگی بر قیمت دلار اثرگذارند. انتظار مهار کامل نوسانات ارزی صرفاً با ابزارهای پولی، انتظاری غیرواقعبینانه است. هماهنگی میان دستگاههای اجرایی، همراهی مجلس در تصویب قوانین حمایتی و پرهیز از تصمیمات ناگهانی و متناقض، میتواند دست بانک مرکزی را در اجرای سیاستهای مؤثر بازتر کند.
در نهایت، مهار پایدار قیمت دلار نیازمند ترکیبی از اقدامات کوتاهمدت و اصلاحات ساختاری است.
برخورد با سفتهبازی، نظارت بر بازار و مدیریت منابع ارزی، ابزارهایی ضروری اما ناکافی هستند. اصلاح نظام بودجهای، کنترل رشد نقدینگی، تکنرخی شدن ارز و بازسازی اعتماد عمومی به سیاستگذار، حلقههای مکملی هستند که بدون آنها، تلاشهای بانک مرکزی به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. اگر این مجموعه سیاستها بهصورت هماهنگ و مستمر اجرا شود، میتوان به ثبات نسبی و قابل پیشبینی در بازار ارز امیدوار بود؛ ثباتی که پیشنیاز رشد اقتصادی و آرامش معیشتی جامعه است.