به گزارش اکواقتصاد، بازار سرمایه امروز با یکی از سنگینترین افتهای خود در ماههای اخیر مواجه شد؛ بهطوریکه شاخص کل بورس تا میانه معاملات بیش از ۱۰۵ هزار واحد کاهش یافت و فضای عمومی بازار بهشدت منفی شد. این ریزش گسترده، بار دیگر این پرسش را در میان فعالان بازار مطرح کرده است که آیا بورس در آستانه یک شوک سیاسی قرار دارد یا آنچه امروز رخ داد، ادامه همان بیاعتمادی مزمن و فشارهای انباشتهشده اقتصادی است؟
بررسی نقشه بازار نشان میدهد افت امروز تنها محدود به یک صنعت یا چند نماد خاص نبود. اغلب گروههای بزرگ از جمله پتروشیمیها، فلزیها، پالایشیها و حتی بانکیها با فشار فروش سنگین مواجه شدند و صفهای فروش در بسیاری از نمادهای شاخصساز شکل گرفت. این همزمانی و فراگیری افت، نشانهای است که ریشههای آن را باید فراتر از عوامل تکنیکال یا اصلاحهای مقطعی جستوجو کرد.
ترس سیاسی؛ متغیر پنهان بازار
یکی از مهمترین محرکهای ریزش امروز، افزایش نااطمینانیهای سیاسی و تقویت انتظارات منفی در میان سرمایهگذاران است. بازار سرمایه ایران تجربه نشان داده که نسبت به سیگنالهای سیاسی، واکنشی سریع و گاه هیجانی دارد. در شرایطی که فضای تصمیمگیری سیاسی مبهم میشود، سرمایهگذاران ترجیح میدهند ریسک نکنند و داراییهای خود را به سمت بازارهای امنتر یا نقد منتقل کنند.
این ترس سیاسی لزوماً به یک خبر رسمی یا رویداد قطعی محدود نمیشود؛ بلکه گاهی صرفاً افزایش شایعات، ابهام در روابط خارجی، یا گمانهزنی درباره تصمیمات کلان اقتصادی کافی است تا بازار وارد فاز تدافعی شود. افت سنگین امروز را میتوان حاصل همین فضای انتظاری و احتیاط بیش از حد معاملهگران دانست.
خروج پول حقیقی؛ علامت هشداردهنده
همزمان با افت شاخص، دادههای معاملاتی از تشدید خروج پول حقیقی از بازار حکایت دارد. سرمایهگذاران خرد که تجربه زیانهای سنگین سالهای گذشته را هنوز فراموش نکردهاند، در مواجهه با هر نشانهای از شوک سیاسی یا اقتصادی، ترجیح میدهند سریعتر از بازار خارج شوند.
این رفتار، خود به تشدید ریزش دامن میزند؛ چرا که با افزایش عرضه و نبود تقاضای مؤثر، حتی سهام ارزنده نیز وارد مدار نزولی میشوند. در چنین شرایطی، منطق تحلیلی جای خود را به رفتار هیجانی میدهد و بازار وارد یک چرخه معیوب از ترس و فروش میشود.
فشار همزمان ارز و سیاستگذاری
برخلاف انتظار سنتی بازار، نوسانات نرخ ارز نیز نتوانست امروز نقش حمایتی برای بورس ایفا کند. اگرچه در مقاطع مختلف افزایش نرخ ارز بهعنوان محرک سودآوری شرکتهای صادراتمحور تلقی میشود، اما تجربه امروز نشان داد که در فضای نااطمینانی سیاسی، دلار هم بهجای فرصت، به عامل ریسک تبدیل میشود.
سرمایهگذاران نگران آن هستند که هرگونه شوک سیاسی، با تصمیمات ناگهانی سیاستگذار در حوزه ارز، قیمتگذاری و مقررات همراه شود؛ تصمیماتی که میتواند مستقیماً سود شرکتها را تحت تأثیر قرار دهد. همین نگرانی، نگاه به آینده سودآوری بنگاهها را تیره کرده و فشار فروش را افزایش داده است.
نقش گزارشها؛ خوب اما بیاثر
نکته قابل تأمل آن است که ریزش امروز در شرایطی رخ داد که گزارشهای ماهانه بسیاری از شرکتها، بهویژه در گروههای بزرگ، لزوماً ضعیف نبودند. با این حال، بازار نشان داد در فضای شوک و ترس، گزارشهای مالی حتی اگر قابل قبول باشند، توان اثرگذاری ندارند.
این رفتار تأیید میکند که بورس ایران بیش از آنکه بازار تحلیلمحور باشد، به شدت به متغیرهای بیرونی و فضای روانی وابسته است. تا زمانی که چشمانداز سیاسی و اقتصادی شفاف نشود، دادههای بنیادی نیز نمیتوانند نقش تعیینکنندهای ایفا کنند.
آیا این یک ریزش مقطعی است؟
برخی معتقدند افت امروز میتواند بخشی از یک اصلاح کوتاهمدت و واکنش هیجانی بازار باشد؛ اما گروهی دیگر هشدار میدهند که اگر نااطمینانیهای سیاسی ادامهدار شود، این ریزش میتواند به یک روند فرسایشی تبدیل شود.
آنچه مسلم است، بازار سرمایه در حال حاضر از کمبود اعتماد رنج میبرد. هر شوک سیاسی، حتی در حد شایعه، میتواند بهسرعت به فروش گسترده منجر شود؛ چرا که سرمایهگذار به پایداری سیاستها اطمینان ندارد.
بورس در وضعیت شکننده
ریزش ۱۰۵ هزار واحدی امروز بیش از آنکه یک اتفاق عادی باشد، هشداری جدی درباره شکنندگی بازار سرمایه است. بورسی که زیر فشار همزمان نااطمینانی سیاسی، سیاستگذاریهای متغیر، خروج پول حقیقی و خاطره زیانهای گذشته قرار دارد، بهسختی میتواند در برابر شوکها مقاومت کند.
به نظر میرسد تا زمانی که تصویر روشنی از آینده سیاسی و اقتصادی ترسیم نشود، بازار سرمایه همچنان مستعد نوسانات شدید و واکنشهای هیجانی خواهد بود؛ وضعیتی که بیش از همه به زیان سهامداران خرد تمام میشود.