به گزارش اکواقتصاد، مجمع امسال شرکت ملی صنایع مس ایران با نماد «فملی» در شرایطی برگزار شد که بسیاری از سهامداران حقیقی انتظار داشتند با توجه به عملکرد مالی مناسب شرکت، سود نقدی متناسبی دریافت کنند. با این حال، تصمیم نهایی درباره تقسیم سود، رضایت بخش قابل توجهی از سهامداران را جلب نکرد و این احساس را ایجاد کرد که سهم آنان از سود شرکت نسبت به سالهای گذشته کاهش یافته است.
در مقابل، ارقام اعلامشده درباره هزینههای غیرعملیاتی توجه بسیاری را به خود جلب کرد. بر اساس اطلاعات مطرحشده در مجمع، حدود ۳ هزار میلیارد تومان برای فعالیتهای مرتبط با تیمهای فوتبال وابسته به شرکت و حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان نیز تحت عنوان «مسئولیت اجتماعی» پیشبینی شده است.
اگرچه حمایت از ورزش و اجرای پروژههای مسئولیت اجتماعی در ذات خود اقدامی قابل دفاع است، اما زمانی که چنین هزینههایی در مقیاس چندین هزار میلیارد تومان انجام میشود، انتظار طبیعی سهامداران، ارائه گزارشهای شفاف درباره محل هزینهکرد، اهداف، شاخصهای ارزیابی و میزان اثربخشی این پروژهها است.
مسئله اصلی بسیاری از سهامداران مخالفت با اصل مسئولیت اجتماعی یا حمایت از ورزش نیست؛ بلکه این پرسش مطرح است که آیا این هزینهها با منافع اقتصادی شرکت و حقوق مالکان آن همسو است یا خیر؟
از نگاه کارشناسان بازار سرمایه، شرکتهای بورسی پیش از هر چیز در برابر سهامداران خود مسئول هستند. منابع مالی شرکت متعلق به مالکان آن است و هرگونه هزینهکرد خارج از فعالیت اصلی بنگاه باید بتواند از منظر اقتصادی، اجتماعی یا حتی اعتباری، توجیهی روشن و قابل اندازهگیری داشته باشد.
در سالهای اخیر بارها این انتقاد مطرح شده که برخی شرکتهای بزرگ، بهویژه بنگاههای شبهدولتی، بخشی از منابع خود را صرف فعالیتهایی میکنند که ارتباط مستقیمی با مأموریت اقتصادی شرکت ندارد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش بازده سرمایهگذاری و شکلگیری احساس بیاعتمادی در میان سهامداران خرد است.
در مورد فملی نیز همین دغدغه مطرح شده است. سهامداران میپرسند اگر شرکت توانایی تخصیص بیش از ۱۳ هزار میلیارد تومان به فوتبال و پروژههای مسئولیت اجتماعی را دارد، چرا هنگام تقسیم سود، سیاستی محتاطانهتر در پیش گرفته میشود؟ این پرسش زمانی جدیتر میشود که بسیاری از سرمایهگذاران حقیقی، سود نقدی را مهمترین بازده سرمایهگذاری خود میدانند.
از سوی دیگر، تجربه سالهای گذشته نشان داده است که سرمایهگذاری شرکتهای صنعتی در باشگاههای ورزشی، لزوماً به خلق ارزش اقتصادی برای سهامداران منجر نشده است. بسیاری از این تیمها همچنان هزینهبر هستند و بازده مالی مشخصی برای شرکتهای مالک ایجاد نکردهاند. به همین دلیل، ادامه این روند بدون ارائه گزارشهای شفاف درباره منافع حاصل از آن، همواره محل بحث بوده است.
موضوع مسئولیت اجتماعی نیز از این قاعده مستثنی نیست. در ادبیات نوین حکمرانی شرکتی، مسئولیت اجتماعی زمانی ارزشمند است که اهداف، پروژهها، ذینفعان، نتایج و شاخصهای عملکرد آن بهصورت دقیق و شفاف منتشر شود. در غیر این صورت، چنین بودجههایی ممکن است بیش از آنکه به ارتقای جایگاه شرکت کمک کند، به افزایش ابهام و طرح پرسشهای بیشتر منجر شود.
بازار سرمایه بیش از هر چیز به اعتماد نیاز دارد؛ اعتمادی که از شفافیت، پاسخگویی و رعایت حقوق سهامداران شکل میگیرد. اگر سرمایهگذار احساس کند در زمان تقسیم سود باید صرفهجویی کند، اما در سایر بخشها محدودیتی برای هزینهکرد وجود ندارد، طبیعی است که انگیزه حضور بلندمدت در بازار کاهش یابد.
در نهایت، انتظار سهامداران از شرکتهایی مانند فملی چندان پیچیده نیست؛ آنها خواهان سودآوری پایدار، شفافیت در تصمیمات مالی و رعایت اصل برابری حقوق مالکان هستند. شاید زمان آن رسیده باشد که شرکتهای بزرگ بورسی، علاوه بر ارائه گزارشهای مالی، درباره هزینههای خارج از فعالیت اصلی خود نیز با همان میزان شفافیت و پاسخگویی عمل کنند؛ چرا که سرمایهگذاری در بازار سرمایه، بیش از هر چیز، بر پایه اعتماد سهامداران استوار است.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید