به گزارش اکواقتصاد، دلیل، ورود مکرر به معاملات کمکیفیت یا پذیرش ریسکهای بیش از حد میتواند توان سرمایهگذار را برای استفاده از فرصتهای مناسبتر در آینده کاهش دهد. از این منظر، مدیریت ریسک تنها به تعیین حد ضرر محدود نمیشود، بلکه شامل برنامهریزی برای میزان ریسکی است که در بازههای زمانی مختلف میتوان پذیرفت.
فعالان حرفهای بازار معمولاً پیش از ورود به هر معامله، سقف مشخصی برای زیان احتمالی تعیین میکنند. برای نمونه، برخی سرمایهگذاران بیش از یک درصد از سرمایه خود را در یک معامله به خطر نمیاندازند، برای میزان افت روزانه حساب محدودیت تعیین میکنند و از تمرکز بیش از حد معاملات در یک جهت یا یک بازار پرهیز دارند. این قواعد باعث میشود مجموعهای از تصمیمهای اشتباه، سرمایه را با زیانهای سنگین مواجه نکند.
به گفته تحلیلگران، یکی از خطاهای رایج میان معاملهگران تازهکار، اختصاص بخش قابل توجهی از ظرفیت ریسک به معاملاتی است که از کیفیت یا احتمال موفقیت پایینی برخوردارند. در چنین شرایطی، زمانی که فرصتهای مناسبتر در بازار ایجاد میشود، سرمایهگذار دیگر امکان پذیرش ریسک جدید را ندارد یا ناچار است با احتیاط بیش از حد عمل کند.
براساس این گزارش، باید گفت که همه فرصتهای سرمایهگذاری ارزش پذیرش ریسک را ندارند و همانطور که افراد منابع مالی خود را برای هر خریدی هزینه نمیکنند، سرمایهگذاران نیز باید بودجه ریسک خود را تنها به معاملاتی اختصاص دهند که از نظر تحلیل و نسبت سود به زیان، شرایط مطلوبتری دارند.
بررسی تجربه معاملهگران موفق نیز نشان میدهد دوام حضور در بازار بیش از آنکه به تعداد معاملات سودده وابسته باشد، به توانایی کنترل زیانها بستگی دارد. بسیاری از سرمایهگذاران حرفهای پیش از آنکه به میزان سود احتمالی فکر کنند، ابتدا مشخص میکنند در صورت اشتباه بودن تحلیل، چه میزان زیان را میتوانند بپذیرند.
در شرایطی که بازارهای مالی با نوسانات متعدد و ریسکهای پیشبینیناپذیر روبهرو هستند، بودجهبندی ریسک به یکی از مهمترین اصول مدیریت سرمایه تبدیل شده است. رویکردی که میتواند از تبدیل چند تصمیم نادرست به یک بحران مالی جلوگیری کرده و زمینه حضور پایدارتر سرمایهگذاران در بازار را فراهم کند.
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید