به گزارش اکو اقتصاد، در حالی که طی سالهای اخیر اقتصاد ایران با تورم مزمن، نوسانات شدید ارزی و کاهش قدرت خرید خانوارها دستوپنجه نرم کرده، توجه به پیامدهای روانی این تحولات بیش از گذشته اهمیت یافته است. موضوعی که هفتهنامه تجارت فردا نیز در تازهترین شماره خود با پروندهای تحت عنوان «جنگ اعصاب» به آن پرداخته و تلاش کرده است رابطه میان بیثباتی اقتصادی و سلامت روان جامعه را واکاوی کند.
بررسیهای اقتصادی و مطالعات بینالمللی نشان میدهد نااطمینانی اقتصادی یکی از مهمترین عوامل افزایش اضطراب و اختلالات روانی در جوامع است. هنگامی که افراد نمیتوانند درباره آینده شغلی، درآمد، مسکن یا حتی هزینههای روزمره خود برآورد روشنی داشته باشند، احساس کنترل بر زندگی کاهش مییابد. در چنین شرایطی تصمیمگیری درباره مهمترین مسائل زندگی از جمله ازدواج، فرزندآوری، خرید خانه یا سرمایهگذاری به تعویق میافتد و نوعی فرسایش روانی تدریجی در جامعه شکل میگیرد.
تجارت فردا برای تشریح این وضعیت به فیلم ماندگار «پول خارجی» ساخته رخشان بنیاعتماد رجوع کرده است؛ فیلمی که در اواخر دهه ۶۰ ساخته شد و روایتگر زندگی کارمندی است که زیر فشار مشکلات معیشتی و تنگنای اقتصادی، مرز میان واقعیت و خیال را از دست میدهد. داستان این فیلم اگرچه متعلق به چند دهه قبل است، اما همچنان بازتابدهنده بخشی از واقعیت زندگی شهروندانی است که در فضای بیثبات اقتصادی زندگی میکنند.
شوکهای اقتصادی تنها به کاهش درآمد یا نابودی پساندازها محدود نمیشوند، بلکه توانایی افراد برای برنامهریزی بلندمدت را نیز از بین میبرند. وقتی شهروندان هر روز با قیمتهای جدید، تغییرات ناگهانی بازارها و اخبار متناقض مواجه میشوند، احساس ناامنی اقتصادی به تدریج به ناامنی روانی تبدیل میشود. در این وضعیت، افراد بیش از آنکه به توسعه فردی و برنامهریزی برای آینده فکر کنند، انرژی خود را صرف مدیریت بحرانهای روزمره میکنند.
در همین زمینه، بسیاری از پژوهشهای انجامشده توسط نهادهای بینالمللی از جمله سازمان جهانی بهداشت و بانک جهانی نشان میدهد میان بحرانهای اقتصادی و افزایش افسردگی، اضطراب، اختلالات خواب و حتی کاهش سرمایه اجتماعی رابطه مستقیمی وجود دارد. تجربه کشورهای مختلف نیز نشان داده است که رکودهای اقتصادی عمیق یا جهشهای تورمی میتوانند اعتماد عمومی را تضعیف کرده و احساس بیعدالتی را در جامعه گسترش دهند.
موسی غنینژاد، اقتصاددان، نیز معتقد است نااطمینانی و بیثباتی اقتصادی بزرگترین دشمن سلامت روان جامعه است. از نگاه او، آسیب اصلی شوکهای اقتصادی در از بین بردن قابلیت پیشبینی آینده نهفته است. جامعهای که نتواند آینده خود را تصور کند، به تدریج دچار احتیاط افراطی، کاهش ریسکپذیری و بیاعتمادی نسبت به تصمیمات بلندمدت میشود. این پیامدها حتی پس از عبور از بحران اقتصادی نیز در حافظه جمعی باقی میمانند و رفتار اقتصادی افراد را برای سالها تحت تاثیر قرار میدهند.
در کنار آثار روانی تورم و بیثباتی، کارشناسان نسبت به شکلگیری احساس محرومیت نسبی نیز هشدار میدهند. بسیاری از افراد ممکن است صرفاً به دلیل کاهش درآمد دچار نارضایتی نشوند، اما هنگامی که احساس کنند فرصتهای پیشرفت برای آنها محدود شده یا مسیرهای رسمی دستیابی به رفاه کارآمد نیست، احساس بیعدالتی تشدید میشود. مطالعات اجتماعی نشان میدهد ادراک بیعدالتی در بسیاری از موارد میتواند آثار روانی عمیقتری نسبت به خود فقر داشته باشد.
در سالهای آینده میتواند فشار اقتصادی و روانی قابل توجهی بر خانوادههای ایرانی وارد کند؛ افزایش جمعیت سالمند و رشد بیماریهایی مانند آلزایمر و زوال عقل. کارشناسان هشدار میدهند با ورود نسلهای پرجمعیت دهه ۶۰ به میانسالی و سالمندی، هزینههای مراقبت و درمان این بیماران به یکی از بزرگترین چالشهای اقتصادی خانوارها تبدیل خواهد شد. در این میان، بخش قابل توجهی از بار مراقبت بر دوش اعضای خانواده، بهویژه زنان، قرار میگیرد؛ موضوعی که علاوه بر هزینههای مالی، فرسودگی روانی گستردهای نیز ایجاد میکند.
عبور از این وضعیت تنها با کنترل شاخصهای اقتصادی امکانپذیر نیست. کاهش نااطمینانی، افزایش شفافیت در سیاستگذاری، تقویت اعتماد عمومی و ایجاد امکان پیشبینیپذیری در اقتصاد، از مهمترین اقداماتی است که میتواند علاوه بر بهبود شرایط اقتصادی، به ترمیم سلامت روان جامعه نیز کمک کند. زیرا تجربه نشان داده است که مردم بیش از هر چیز به احساس امنیت نسبت به آینده نیاز دارند؛ احساسی که در سایه بیثباتیهای مداوم اقتصادی به تدریج فرسوده میشود.
از این منظر، اقتصاد تنها مجموعهای از اعداد و شاخصها نیست؛ بلکه مستقیماً با کیفیت زندگی، امید اجتماعی و سلامت روان شهروندان گره خورده است. هرچه فاصله میان ثبات اقتصادی و زندگی روزمره مردم بیشتر شود، هزینههای پنهان روانی آن نیز سنگینتر خواهد شد؛ هزینههایی که گاه آثارشان بسیار ماندگارتر از خود بحرانهای اقتصادی است.
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید