19:22 | 1405/04/09
قیمت لحظه‌ای
بازار سهام 1405/02/05 21 بازدید 0 نظر

بازار سرمایه در شرایط جنگی؛

آزمون کارکرد تأمین مالی و نقدشوندگی

آزمون کارکرد تأمین مالی و نقدشوندگی
در شرایط جنگی، بازار سرمایه را نباید صرفاً از زاویه نوسان شاخص یا باز و بسته بودن معاملات دید. مسأله اصلی این است که بازار سرمایه در چنین مقطعی آیا می‌تواند نقش نهادی خود را در اقتصاد ایفا کند یا خیر.

به گزارش اکواقتصاد، ابراهیم سماوی، تحلیلگر ارشد بازارهای مالی در یادداشتی برای اکواقتصاد نوشت:

در شرایط جنگی، بازار سرمایه را نباید صرفاً از زاویه نوسان شاخص یا باز و بسته بودن معاملات دید. مسأله اصلی این است که بازار سرمایه در چنین مقطعی آیا می‌تواند نقش نهادی خود را در اقتصاد ایفا کند یا خیر. این نقش نهادی دو وجه اصلی دارد: نخست، تأمین مالی بخش واقعی اقتصاد و دوم، حفظ نقدشوندگی دارایی‌ها برای سرمایه‌گذاران. اگر هر یک از این دو کارکرد مختل شود، بازار سرمایه از یک نهاد مولد و تنظیم‌گر منابع، به بازاری منفعل و کم‌اثر تبدیل خواهد شد.

در شرایطی که اقتصاد با ریسک جنگ، محدودیت‌های تجاری، اختلال در زنجیره تأمین و افزایش نااطمینانی مواجه است، بنگاه‌ها بیش از همیشه به منابع مالی نیاز دارند. جنگ فقط یک شوک امنیتی نیست؛ شوکی است که سرمایه در گردش شرکت‌ها را تحت فشار قرار می‌دهد، هزینه تأمین مواد اولیه را افزایش می‌دهد، فروش و صادرات را با ابهام مواجه می‌کند و برنامه‌های توسعه‌ای را به تعویق می‌اندازد. در چنین وضعیتی، اتکای صرف به نظام بانکی می‌تواند هم برای بانک‌ها پرریسک باشد و هم برای بنگاه‌ها ناکافی. اینجاست که بازار سرمایه باید نقش مکمل و حتی در برخی حوزه‌ها نقش جایگزین خود را ایفا کند.


ابزارهایی مانند اوراق بدهی، صکوک، صندوق‌های پروژه، صندوق‌های سرمایه‌گذاری، اوراق مبتنی بر دارایی و تأمین مالی جمعی، در شرایط بحران می‌توانند به مسیرهای مهم تجهیز منابع تبدیل شوند. اما نکته مهم این است که این ابزارها فقط زمانی اثرگذارند که بازار زنده باشد. بازاری که معاملات آن برای مدت طولانی متوقف شود، نه می‌تواند قیمت ریسک را نشان دهد، نه می‌تواند منابع را به سمت بخش‌های نیازمند هدایت کند و نه می‌تواند اعتماد لازم برای مشارکت سرمایه‌گذاران در ابزارهای جدید تأمین مالی را ایجاد کند. بنابراین توقف طولانی بازار، صرفاً توقف معاملات سهام نیست؛ توقف بخشی از مسیر تأمین مالی اقتصاد نیز هست.


از سوی دیگر، نقدشوندگی در شرایط جنگی یک موضوع فرعی نیست، بلکه خود بخشی از امنیت مالی جامعه است. سرمایه‌گذار وقتی احساس کند دارایی او در بازار قفل شده، حتی اگر قیمت اسمی دارایی حفظ شود، احساس امنیت نمی‌کند. دارایی زمانی برای سرمایه‌گذار معنا دارد که بتواند در زمان نیاز، حداقل بخشی از آن را به وجه نقد تبدیل کند. اگر این امکان از بین برود، اعتماد به بازار آسیب می‌بیند و این آسیب، به مراتب عمیق‌تر از افت مقطعی شاخص است.


در اینجا ابزارهای بورسی می‌توانند نقش ضربه‌گیر داشته باشند. صندوق‌های درآمد ثابت، اوراق کوتاه‌مدت، صندوق‌های قابل معامله و ابزارهای کالایی، امکان می‌دهند سرمایه‌گذار میان ریسک، بازده و نقدشوندگی انتخاب کند. در روزهای نااطمینانی، ورود پول به صندوق‌های درآمد ثابت نشان می‌دهد که بخشی از سرمایه‌گذاران به دنبال پارک موقت پول و حفظ اصل سرمایه هستند. در مقابل، حرکت بخشی از پول به سمت ابزارهایی مانند نقره یا سایر دارایی‌های جایگزین، نشانه جست‌وجوی فرصت در دل بحران است. این جابه‌جایی‌ها اگر در یک بازار فعال و کنترل‌شده رخ دهد، به تخلیه تدریجی هیجان کمک می‌کند؛ اما اگر بازار بسته بماند، همین هیجان‌ها فشرده شده و در زمان بازگشایی، به شکل موج‌های رفتاری شدید بروز می‌کند.


نکته مهم این است که ابزارهای بورسی در شرایط جنگی، فقط ابزار سرمایه‌گذاری نیستند؛ ابزار مدیریت رفتار هم هستند. وقتی سرمایه‌گذار گزینه‌های متنوع برای جابه‌جایی سرمایه داشته باشد، فشار فروش در یک نقطه متمرکز نمی‌شود. اما وقتی مسیرهای معاملاتی محدود شود، زیان‌گریزی، رفتار گله‌ای و بیش‌واکنشی تقویت می‌شود. در چنین شرایطی، توصیه به صبر و پرهیز از هیجان کافی نیست. سیاست‌گذار باید امکان رفتار عقلایی را برای سرمایه‌گذار فراهم کند.


بنابراین راه درست، نه بازگشایی کامل و بی‌محابای بازار است و نه انسداد طولانی‌مدت آن. بازار باید به‌صورت لایه‌ای و هدفمند فعال شود. ابزارهای کم‌ریسک و با درآمد ثابت باید نقش لایه اول نقدشوندگی را ایفا کنند. سپس صنایع و شرکت‌هایی که آسیب مستقیم از ریسک زیرساختی ندیده‌اند، می‌توانند به‌تدریج وارد چرخه معاملات شوند. برای صنایع حساس‌تر نیز باید افشای حداقلی اطلاعات، حضور بازارگردان و حمایت نهادی جدی‌تر در نظر گرفته شود.


جمع‌بندی اینکه در شرایط جنگی، بازار سرمایه اگر درست مدیریت شود، می‌تواند هم به تأمین مالی بنگاه‌ها کمک کند و هم نقدشوندگی حداقلی سرمایه‌گذاران را حفظ کند. اما اگر صرفاً با نگاه کنترلی و توقف‌محور با آن برخورد شود، کارکرد اصلی خود را از دست می‌دهد. بازار سرمایه در بحران باید نفس بکشد؛ نه رها شود و نه قفل بماند. هنر سیاست‌گذاری همین‌جاست: حفظ تعادل میان کنترل شوک و تداوم کارکرد نهادی بازار.

نظرات (0)

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!

ثبت نظر جدید

نظرات پس از تأیید نمایش داده می‌شوند.
منوی اصلی
قیمت‌های لحظه‌ای