به گزارش اکو اقتصاد، در این هفته، پس از انتشار گزارشهای ماهانه و میاندورهای که بهواقع عملکرد بسیاری از شرکتها را فراتر از انتظار نشان داد، امیدی تازه در دل فعالان بازار شکل گرفت. اما سیاست، دوباره پررنگترین نقش را در سناریوی تردیدآفرین بورس ایفا کرد. رخدادهای اخیر در سطح منطقهای و بینالمللی، سایه سنگینی بر سر بازار انداختهاند؛ گویی سرمایهگذاران در دریایی متلاطم شنا میکنند و وزنه سیاست بر پایشان بسته شده است.
در همین حال، نسبتهای بنیادی بازار نیز نشاندهنده جذابیت تاریخی آن است. نسبت P/E بازار به زیر 6 مرتبه رسیده و نسبت P/S در محدوده 1.34 قرار دارد؛ اعدادی که بهندرت در سالهای گذشته دیده شدهاند و نشاندهنده ارزندگی بازار در میان اصلاح شدید قیمتی هستند. با این حال، بدون پشتیبانی مالی و حمایت مؤثر، این اعداد نمیتوانند به محرکی برای بازگشت بازار تبدیل شوند.
شرایط فعلی بازار، یادآور یک سهگانه سنگین است: سیاست، بنیاد و حمایت. در سوی اول، جو سیاسی سنگینی که حتی گمانهزنیهای جنگی را نیز با خود دارد؛ در سوی دوم، گزارشهای بنیادینی که میتوانستند نقطه عطفی برای رشد باشند و در سوی سوم، حمایتی که یا نمیآید یا در حد شعار باقی میماند. این تعادل شکننده و ناپایدار باعث شده که بازار در هر حرکت مثبت نیز منتظر خبر منفی باشد تا بار دیگر عقبنشینی کند.
از سوی دیگر، لغو تعطیلی بازار بهعنوان موضوعی حاشیهای اما مهم، بیانگر بیتوجهی به بحران ساختاری بورس بود. در حالی که برخی از تحلیلگران بر این باور بودند که تعطیلی موقت میتواند نقش استراحت و بازیابی نیرو را برای بازار ایفا کند، سیاستگذاران تصمیم به باز بودن بازار گرفتند؛ تصمیمی که حالا باید با حمایت قوی مالی و خبری همراه شود، وگرنه با کوچکترین موج خبری منفی، فروشهای گستردهتری رقم خواهد خورد.
از نظر روانی، بازار وارد مرحلهای شده که فعالان خرد نیز امید چندانی به بهبود ندارند، چراکه «حمایتها» یا غیرفعالاند یا صرفاً در حد کلام باقی میمانند. همانطور که در بازگشایی نماد «خودرو» شاهد بودیم، پول قوی تفاوت را رقم میزند. اما اکثریت نمادها، بدون این پشتوانه، در حال فرسایش هستند.
با تمام این تفاسیر، بررسی دقیق گزارشهای بنیادی و نسبتهای مالی نشان میدهد که در صورت ایجاد ثبات سیاسی، بازار پتانسیل بازگشت قدرتمندی دارد. بیش از 200 تا 250 شرکت از منظر ارزشگذاری به سطوحی رسیدهاند که در گذشته معمولاً نقطه بازگشت بودهاند. اما تا زمانی که این ارزشها با جریان نقدینگی پشتیبانی نشوند، نمیتوان انتظار تحرک معناداری داشت.
بازار، در شرایط عادی نیست؛ فضای سیاسی و بیاعتمادی مزمن، تصمیمات کلان را به تعویق انداخته و خریداران را از میدان خارج کرده است. راهحل مشخص است: یا باید حمایت نقدی قوی به بازار تزریق شود، یا باید منتظر وقوع معجزهای در روابط بینالمللی ماند؛ هر دو سناریویی که فعلاً دور از دسترس بهنظر میرسند.
اما پیام اصلی این هفته روشن است: برای نجات بازار، نگاه صرف به آمار و ارقام کافی نیست. باید سیاستگذار بپذیرد که بحران عمیقتر از آن است که با توصیه و لبخند حل شود. نیاز بازار نه فقط پول، که اطمینان و برنامه است. زمان آن رسیده تا تصمیمگیران از لاک انکار بیرون آمده و برای نجات سرمایه میلیونها سهامدار، اقدامات ملموس و فوری را در دستور کار قرار دهند.
نویسنده: فاطمه حاج علی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید