به گزارش اکو اقتصاد بحرانهای نظامی و سیاسی معمولاً سایهای سنگین بر بازارهای مالی میاندازند، اما پس از فروکش کردن نسبی تنشهای جنگ چهلروزه اخیر، بازار سرمایه ایران رفتاری متفاوت را پیش گرفته و روندی صعودی به خود گرفته است.
مثلث رشد بازار
۱. جهش انتظارات تورمی و سقوط نرخ بهره واقعی
پس از یک دوره تنش فشرده، انتظارات تورمی تحت تأثیر افق تشدید کسری بودجه، رشد ناگزیر نقدینگی و شوکهای سمت عرضه، به شدت صعودی شده است. در این میان، نرخ بازده بدون ریسک در بازار بدون تغییر معنادار، در محدوده ۴۰ درصد تثبیت شده است.
در اقتصاد کلان، ثبات نرخ بهره اسمی همزمان با جهش انتظارات تورمی، به معنای منفیتر شدن شدید نرخ بهره واقعی است. این رویداد دقیقاً کارکردی مشابه تسهیل سیاست پولی دارد که اشتهای ریسک سرمایهگذاران را تحریک کرده و جریان نقدینگی را به سمت داراییهای ریسکی و واقعی، بهویژه بازار سهام، سوق میدهد.
۲. تخلیه ریسکپریمیوم جنگ و اصلاح ارزشگذاری و ضرایب بازار
در ماه منتهی به درگیریها، بورس تهران ریزش سنگینی را تجربه کرد چراکه معاملهگران بدترین سناریوهای ممکن (مانند نابودی گسترده زیرساختهای کلان اقتصادی) را پیشخور و قیمتگذاری کرده بودند.
اما با مشخص شدن ابعاد واقعی خسارتها که فراتر از آسیبهای جزئی و قابل جبران نرفت، و همچنین آشکار شدن عدم تمایل طرفین به ادامه یک جنگ تمامعیار، این ریسکپریمیوم بزرگ از روی بازار برداشته شد. حذف این ابهام، به بازار اجازه داد تا ضرایب P/E افزایش یافته و به سمت میانگین های تاریخی شروع به حرکت کنند و سهام مسیر بازیابی ارزش را در پیش بگیرند.
۳. جهش درآمدهای عملیاتی در آینه کدال
گزارشهای ماهانه شرکتها در کدال و دیتای بورس کالا نشاندهنده رشد قابلتوجه نرخ فروش محصولات است. شدت این جهش در حدی بوده که برخی شرکتها تنها در دو ماهه ابتدایی سال جاری، بخش قابل توجهی از کل فروش تحققیافته سال گذشته خود را محقق کردهاند. این موتور محرک نیرومندی برای رشد بازار سهام شده است.
چرا لزوماً همه صنایع برنده نیستند؟
هرچند کلیت بازار پتانسیل رشد دارد، اما تکیه محض بر نماگرهای عمومی خطای استراتژیک است. اقتصاد ایران هماکنون با چالشهای عمیقی دستوپنجه نرم میکند که سبدچینی گزینشی در بازار را الزامی میسازد.
پیشبینی رشد اقتصادی منفی ۶ تا منفی ۹ درصد برای سال جاری، نشان از رکودی سنگین دارد. شاخص مدیران خرید (PMI) که از ابتدای سال ۱۴۰۳ زیر مرز ۵۰ واحد نوسان داشته و در آخرین گزارشها به ۴۶.۴ رسیده، گویای وضعیت انقباضی در بخش های مختلف است. در این فضا، صنایع ادواری (Cyclical) به دلیل ضعف شدید در تقاضای محصول و محدودیتهای صادراتی/وارداتی با چالش جدی فروش مواجه خواهند شد. در این شرایط، برندگان واقعی شرکتهایی هستند که در گروه صنایع تدافعی قرار میگیرند؛ بنگاههایی با ریسک تولید کمتر و اهرم «مانعپذیری بالا» که توانایی انتقال هزینههای ناشی از تورم به مصرفکننده نهایی را دارند تا حاشیه سود خود را حفظ کنند.
بنبست سیاستگذار پولی و چشمانداز تورم کشش تقاضا
پیشبینی میشود امسال به دلیل رکود عمیق، عدم تحقق درآمدهای مالیاتی در بودجه دولت رقمی بالای ۳۰ درصد باشد. این کسری بودجه ساختاری که با توقف صادرات نفت در ماههای اخیر تشدید شده، مستقیماً پولی خواهد شد و به تورم پولی (کشش تقاضا) دامن میزند.
از سوی دیگر، دست بانک مرکزی برای اعمال انقباض شدید پولی یا بالا بردن نرخ بهره به سه دلیل عمده بسته است:
بازار کار شکننده و آسیبپذیر
خسارتهای جنگی: برآورد میانه ۵۰ میلیارد دلار خسارت فیزیکی و ساختاری ناشی از جنگ، نیاز مبرمی به تامین مالی ایجاد کرده است.
اثر درونزای پول: نیاز شدید بنگاههای اقتصادی به سرمایه در گردش برای بقا در فضای تورمی، مانع از کنترل انقباضی نقدینگی میشود؛ چراکه پافشاری بر ترمز پولی در این شرایط، اقتصاد را به سمت یک بحران و قفلشدگی کامل هدایت خواهد کرد.
صعود کنونی بورس تهران، واکنشی عقلانی به منفیتر شدن نرخ بهره واقعی، حذف ریسک جنگ و پیشبینی موج جدید تورم پولی است. با این حال، این رشد همگن نخواهد بود. در اتمسفر رکود عمیق اقتصادی و کسری بودجه فاحش دولت، استراتژی برنده در بازار سرمایه، تمرکز بر شرکتهای تدافعی، باکیفیت و به ویژه با زنجیره تامین پایدار است؛ صنایعی که میتوانند خود را در برابر طوفانهای اقتصاد کلان بیمه کنند.