به گزارش اکواقتصاد، در اقتصادهای مدرن، مدیریت نقدینگی و حفظ ثبات پولی از مهمترین وظایف بانکهای مرکزی به شمار میرود. تجربه جهانی نشان میدهد ابزارهای سنتی مانند کنترل مستقیم اعتبارات یا تعیین دستوری نرخ سود، در بلندمدت کارایی لازم را ندارند و حتی ممکن است به بروز اختلال در بازارها منجر شوند. به همین دلیل، طی دهههای اخیر، بانکهای مرکزی به سمت استفاده از ابزارهای بازارمحور حرکت کردهاند که در این میان، عملیات بازار باز جایگاه ویژهای دارد.
در ایران نیز طی سالهای اخیر بسترهای اجرایی این سیاست تقویت شده است. هدف اصلی از اجرای عملیات بازار باز، مدیریت دقیقتر نقدینگی و تنظیم نرخ سود در بازار بینبانکی عنوان میشود. بر اساس این سازوکار، بانک مرکزی در زمان افزایش بیش از حد حجم پول و تشدید فشارهای تورمی، با فروش اوراق دولتی به بانکها و مؤسسات مالی، بخشی از نقدینگی مازاد را جذب میکند. در مقابل، در شرایط کمبود منابع در شبکه بانکی، از طریق خرید اوراق، اقدام به تزریق نقدینگی میکند.
یکی از مزیتهای مهم این ابزار، انعطافپذیری آن در مدیریت جریان پول بدون توسل به سیاستهای دستوری است. به گفته تحلیلگران، عملیات بازار باز این امکان را فراهم میکند که نرخ سود در بازار بینبانکی در محدوده هدف بانک مرکزی تثبیت شود و از نوسانات شدید جلوگیری گردد.
با این حال، اهمیت عملیات بازار باز تنها به کنترل نقدینگی محدود نمیشود. برخی اقتصاددانان بر این باورند که این ابزار میتواند به پلی میان سیاست پولی و تأمین مالی دولت تبدیل شود. در صورتی که اوراق منتشرشده با هدف تأمین منابع برای پروژههای زیرساختی طراحی شوند، منابع جذبشده از بازار میتواند صرف توسعه بخشهایی نظیر حملونقل، انرژی، نیروگاهها و سایر طرحهای عمرانی شود.
در شرایطی که اقتصاد ایران با حجم بالایی از نقدینگی سرگردان مواجه است، هدایت این منابع به سمت اوراق بدهی میتواند از حرکت آن به بازارهای غیرمولد مانند ارز، طلا یا مسکن جلوگیری کند. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که ورود نقدینگی به این بازارها، نوسانات قیمتی و بیثباتی اقتصادی را تشدید میکند.
به اعتقاد کارشناسان، در صورت جذاب بودن نرخ بازده اوراق و وجود اطمینان نسبت به بازپرداخت آنها، میتوان بخش قابل توجهی از سرمایههای سرگردان را به سمت بازار بدهی سوق داد. در این صورت، تأمین مالی پروژههای زیرساختی نیز به شکلی تدریجی و مدیریتشده انجام خواهد شد و فشار مستقیم بر بودجه عمومی کاهش مییابد.
با این وجود، موفقیت عملیات بازار باز به پیششرطهایی نیز وابسته است. اعتماد فعالان اقتصادی، شفافیت در سیاستگذاری و اطلاعرسانی دقیق درباره برنامههای انتشار اوراق از جمله عوامل کلیدی در تعمیق بازار بدهی محسوب میشود. هرچه بازار اوراق از عمق و شفافیت بیشتری برخوردار باشد، کارایی عملیات بازار باز نیز افزایش خواهد یافت.
در این میان، هماهنگی میان سیاست پولی و سیاست مالی اهمیت ویژهای دارد. کارشناسان تأکید میکنند همکاری نزدیک بانک مرکزی و وزارت امور اقتصادی و دارایی میتواند به توسعه بازار بدهی و افزایش اثربخشی این ابزار کمک کند.
در مجموع، عملیات بازار باز در صورت اجرای منسجم و هدفمند، میتواند هم به مهار رشد نقدینگی و کنترل تورم کمک کند و هم مسیر پایدارتری برای تأمین مالی پروژههای توسعهای کشور ایجاد کند. پیوند میان سیاست پولی و توسعه زیرساختی، یکی از الزامات دستیابی به رشد پایدار اقتصادی عنوان میشود؛ مسیری که تقویت بازار بدهی و استفاده فعال از عملیات بازار باز میتواند آن را هموارتر کند.