ارزندگی بورس بر ترس سیاسی غلبه کرد
در روزی که بازار چشم‌انتظار سرنوشت حساس‌ترین دور مذاکرات ایران و آمریکا بود و اظهارات تند ترامپ می‌توانست جرقه یک موج فروش سنگین را بزند، بورس با معاملاتی کم‌حجم اما مثبت به کار خود پایان داد؛ واکنشی معنادار که نشان می‌دهد در وزن‌کشی میان ریسک‌های سیاسی و جذابیت بنیادی سهام، فعلاً کفه ارزندگی سنگین‌تر است.

به گزارش اکواقتصاد، بازار سرمایه در یکی دیگر از روزهای بلاتکلیفی سیاسی، معاملاتی کم‌حجم اما مثبت را پشت سر گذاشت؛ روزی که همزمان با آخرین پرده از دوئل مذاکراتی ایران و آمریکا، بسیاری انتظار داشتند فشار فروش تشدید شود، اما تابلوی معاملات روایت متفاوتی داشت. واکنش امروز بازار، بیش از هر چیز یک پیام روشن داشت: وزنه ارزندگی سهام، حتی زیر سایه سنگین‌ترین ابهامات سیاسی، همچنان قدرت‌نمایی می‌کند.

معاملات در شرایطی آغاز شد که فضای خبری چندان مساعد نبود. اظهارات و مواضع تند دونالد ترامپ در ساعات گذشته، برگزاری جلسات فوری در کنگره آمریکا و لحن سخنرانی صبحگاهی او، همگی سیگنال‌هایی بودند که می‌توانستند به راحتی بازار را به سمت هیجان منفی سوق دهند. با این حال، آنچه در جریان معاملات رخ داد، نشان داد میل به فروش گسترده در قیمت‌های فعلی به شکل محسوسی کاهش یافته است. فروشندگان با احتیاط ظاهر شدند و در مقابل، خریداران – هرچند با تردید – در نقاط ارزنده‌تر دست به کار شدند. حتی در برخی نمادها، برای جمع‌آوری عرضه‌ها نیاز به تحرک بیشتر خریداران احساس می‌شد.

این مثبت شدن بازار در فضایی رقم خورد که می‌توان آن را یکی از مبهم‌ترین مقاطع ماه‌های اخیر دانست. بلاتکلیفی درباره سرنوشت مذاکرات، سایه احتمال تشدید تنش‌ها و نبود افق روشن سیاسی، همگی عواملی بودند که می‌توانستند بهانه‌ای برای ادامه فشار فروش باشند. اما بازار در وزن‌کشی میان «تحولات سیاسی» و «ارزندگی بنیادی»، کفه دوم را سنگین‌تر دید. این اتفاق از نگاه بسیاری از تحلیلگران نشانه‌ای مهم است؛ چرا که اگر بازار در چنین روزی منفی نمی‌شود، به این معناست که بخش عمده ریسک‌ها پیش‌تر در قیمت‌ها لحاظ شده است.

فضای معاملات امروز حال و هوایی شبیه روزهای پایانی سال داشت؛ روزهایی که احتیاط بر هیجان می‌چربد و فعالان بازار با نگاهی محتاطانه‌تر به آینده می‌نگرند. حجم معاملات پایین‌تر از میانگین روزهای عادی بود و نوعی انتظار جمعی در رفتار معامله‌گران دیده می‌شد؛ انتظاری برای روشن شدن تکلیف یکی از حساس‌ترین مقاطع سیاسی ماه‌های اخیر.

در چنین شرایطی، تحلیل آینده بازار بیش از هر زمان دیگری وابسته به سناریوهای سیاسی پیش‌روست. به طور کلی می‌توان چهار سناریوی اصلی را برای روزهای آینده متصور بود.

سناریوی نخست، بدبینانه‌ترین حالت ممکن است؛ تشدید تنش‌ها به شکلی که حتی فعالیت عادی بازار را مختل کند. در این حالت، ریسک سیستماتیک به شکل جهشی افزایش یافته و طبیعتاً بازار با فشار فروش سنگین مواجه خواهد شد. هرچند تجربه نشان داده بازار سرمایه در مواجهه با شوک‌های بزرگ، در نهایت با تعدیل سریع قیمت‌ها به تعادل جدید می‌رسد، اما در کوتاه‌مدت نمی‌توان از تبعات منفی چنین سناریویی چشم‌پوشی کرد.

سناریوی دوم، حالت کاملاً خوش‌بینانه است؛ دستیابی به توافقی مشخص و اعلام رسمی آن از سوی طرفین. در این صورت، تکلیف بازار تقریباً روشن خواهد بود. رفع یا کاهش معنادار ریسک سیاسی می‌تواند آغازگر یک رالی پرقدرت صعودی باشد؛ رالی‌ای که نه‌تنها از محل کاهش ریسک، بلکه از محل بهبود انتظارات سودآوری شرکت‌ها و کاهش نرخ تنزیل نیز تغذیه خواهد شد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند در صورت تحقق این سناریو، بخشی از جاماندگی بازار نسبت به متغیرهای بنیادی با سرعت جبران می‌شود.

سناریوی سوم، ادامه مذاکرات بدون حصول توافق قطعی است؛ حالتی که در آن طرفین بر ادامه گفت‌وگوها تأکید می‌کنند اما نتیجه مشخصی اعلام نمی‌شود. این وضعیت اگرچه همچنان با ابهام همراه است، اما از منظر بازار می‌تواند نسبت به فضای کاملاً منفی، شرایط بهتری رقم بزند. چرا که در حال حاضر، بخش عمده‌ای از بدبینی در قیمت‌ها منعکس شده و حتی سیگنال‌های ضعیف مثبت نیز می‌تواند به بهبود نسبی جو روانی کمک کند.

و در نهایت سناریوی چهارم، تداوم بلاتکلیفی همراه با پیام‌های منفی و نبود چشم‌انداز روشن است؛ وضعیتی فرسایشی که شاید از منظر روانی حتی سخت‌تر از شوک‌های مقطعی باشد. در این حالت، بازار نه با یک ضربه ناگهانی، بلکه با روندی فرسایشی و کاهش تدریجی انگیزه سرمایه‌گذاران مواجه می‌شود. تجربه سال‌های گذشته نشان داده طولانی شدن فضای ابهام، می‌تواند به تحلیل رفتن سرمایه اجتماعی بازار منجر شود.

با این حال، آنچه امروز در معاملات مشاهده شد، نشان می‌دهد بازار به لحاظ بنیادی در یکی از جذاب‌ترین مقاطع خود قرار دارد. انتشار گزارش‌های ماهانه شرکت‌ها طی هفته‌های اخیر، تصویر نسبتاً روشنی از رشد فروش در بسیاری از صنایع ارائه کرده است. از پتروشیمی‌ها و فلزات اساسی گرفته تا شرکت‌های غذایی و زراعی، ارقام فروش حکایت از بهبود قابل توجه درآمد عملیاتی دارند. نرخ‌های تسعیر ارز، رشد قیمت محصولات و افزایش حجم فروش، همگی مؤلفه‌هایی هستند که پایه سودآوری شرکت‌ها را تقویت کرده‌اند.

البته در کنار رشد فروش، افزایش بهای تمام‌شده نیز واقعیتی انکارناپذیر است. هزینه مواد اولیه، انرژی و سایر نهاده‌ها در بسیاری از صنایع روند صعودی داشته و این موضوع می‌تواند بخشی از رشد درآمد را خنثی کند. اما اگر شرکت‌ها بتوانند حاشیه سود خود را حفظ کنند، رشد فروش به معنای بزرگ‌تر شدن «کیک سود» خواهد بود؛ اتفاقی که می‌تواند سال مالی آینده را به یکی از دوره‌های قابل توجه از منظر سودسازی تبدیل کند.

نکته مهم آن است که بازار در مقطعی قرار گرفته که نسبت‌های قیمتی در بسیاری از نمادها به سطوح جذابی رسیده‌اند. کاهش قیمت‌ها در ماه‌های اخیر، در حالی رخ داده که متغیرهای عملیاتی شرکت‌ها بهبود یافته است. این شکاف میان قیمت و ارزش، همان عاملی است که امروز مانع از شکل‌گیری موج فروش گسترده شد.

تجربه بازار سرمایه ایران بارها نشان داده زمانی که ارزندگی برای بخش بزرگی از فعالان بازار محرز شود، دیر یا زود این موضوع در قیمت‌ها منعکس خواهد شد. ممکن است جرقه این تغییر مسیر یک خبر سیاسی مثبت، یک گزارش قوی یا ورود نقدینگی جدید باشد، اما در نهایت بازار تمایل دارد خود را با واقعیت‌های بنیادی هماهنگ کند.

در مجموع، بازار امروز زیر سنگین‌ترین فشارهای خبری، تاب‌آوری قابل توجهی از خود نشان داد. اگرچه ابهامات سیاسی همچنان تعیین‌کننده جهت کوتاه‌مدت خواهند بود، اما شواهد بنیادی حاکی از آن است که بستر یک حرکت مثبت در میان‌مدت در حال شکل‌گیری است. اکنون بیش از هر زمان دیگری، فعالان بازار چشم به تحولات پیش‌رو دوخته‌اند؛ تحولی که هر مسیری را انتخاب کند، می‌تواند نقطه عطفی در مسیر آتی بورس باشد.

 
فاطمه حاج علی

0 نظر:

نظر بدهید